بنی‌ساعده

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۶ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

نسب قوم

بنی ساعده در شمار قبایل قحطانی[۱] و از فروعات و شاخه‌های قبیله خزرج‌اند که نسب از ساعدة بن کعب بن خزرج بن حارثه می‌برند[۲]. ساعده فرزندی به نام خزرج داشت[۳]. از خزرج بن ساعده فرزندانی به اسامی ثعلبه، طریف و عمرو[۴] و عامر[۵] متولد شدند که هر یک سرشاخه طوایف بزرگ بنی ساعدة بن کعب یعنی: بنی ثعلبه، بنی طریف و بنی عمرو[۶] و بنی عامر بن خزرج[۷] گردیدند[۸]. از دیگر انشعابات و فروعات فروتر این طایفه بزرگ می‌توان از بنی بدی بن عامر[۹]، بنی زید بن ثعلبة بن خزرج[۱۰]، بنی سعید بن سعد[۱۱]، بنی قیس بن سعد[۱۲]، بنی قسیة بن عامر[۱۳]، بنی ثعلبة بن عمرو[۱۴]، بنی قشبه[۱۵]، بنی عرمرم بن جمیل[۱۶]، بنی ابی خزیمة بن ثعلبة بن طریف[۱۷]، بنی وقش بن ثعلبة بن طریف و بنی عنان بن ثعلبة بن طریف[۱۸] یاد کرد.[۱۹]

منازل و مساکن بنی ساعده

این قوم در مدینه مسکن داشتند. آنان در این شهر، در جانب باب الشام، در قسمت شرقی بازار مدینه معروف به «سوق الغنم؛ بازار گوسفندان»، در مکانی که به «سقیفه بنی‌ساعده» شهرت داشت، و نیز در موضعی موسوم به «بئر بضاعه» ساکن بودند. آنها همچنین، در وادی بطحان، به موازات خانه‌های بنی‌دینار، خانه‌هایی داشتند[۲۰]. سمهودی (م. ۹۱۱ هجری) ضمن ترسیم منازل بنی ساعدة بن کعب در چهار منزل جداگانه، آنها را چنین برشمرده است: بنی‌عمرو و بنی‌ثعلبه پسران خزرج بن ساعده، در دار بنی‌ساعده که بین بازار مدینه و بنی‌ضمره است، ساکن شدند. این دار در شرق بازار مدینه و به سمت شام قرار داشت. او سپس به نقل از «مطری» (جمال‌الدین محمد بن احمد مطری، (متوفای ۷۴۱ هجری) عالم به علوم فقه، حدیث و تاریخ و مؤلف آثاری چون: «التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجره») این منزل را نزدیک چاه بضاعه عنوان کرده، آورده: این چاه در وسط منازل آنها واقع است[۲۱]. «ابن زباله» (محمد بن حسن مخزومی، معروف به ابن زباله، مؤلف کتاب «اخبار المدینه»، م. حدود ۲۰۰ هجری) می‌گوید: آنها در منزل روبروی مسجد بنی‌ساعده، قلعه‌ای به نام «معرض» ساختند. این قلعه، آخرین قلعه‌ای بود که در مدینه ساخته شد. به هنگام هجرت رسول خدا(ص) به مدینه، این بنا در دست ساخت بود، از این‌رو، ساعدی‌ها از آن حضرت اجازه خواستند تا تکمیلش کنند؛ و ایشان هم اجازه فرمود[۲۲]. آنان قلعه دیگری هم داشتند که در دار ابودجانه صغری، نزدیک بضاعه واقع بود[۲۳]. بنو قشبه - که نام اصلی‌اش عامر بن خزرج بن ساعده بود - نزدیک بنو حدیلة ساکن شدند و قلعه‌ای چسبیده به حدود سرزمینی عمرو بن امیه ضمری ساختند. سمهودی سپس می‌افزاید: به نظر من منزلگاهشان در شرق بنی ضمره است و این منزل، منزل سابق آنها بود[۲۴]. بنی ابی خزیمة بن ثعلبه بن طریف بن خزرج بن ساعده -که هم‌طایفه‌ای‌های سعد بن معاذ بودند- نیز در منزلی به نام «جرار سعد» فرود آمده بودند، جرار کوزه‌ای بود که سعد بن معاذ پس از مرگ مادرش، با آن مردم را سیراب می‌کرد. ابن زباله در ترسیم بازار مدینه، عرض این بازار را، حد فاصل بین جرار سعد و مصلی عنوان کرده است. سمهودی می‌نویسد: «جرار سعد از اماکن نزدیک بازار است. یا این مکان در جانب شرقی واقع است و مصلی در غرب قرار دارد. دلیل و شاهد صحت این گفته این است که این مکان امروزه در میان مردم درب السویقه به عنوان «سقیفه بنی ساعده» شناخته می‌شود. و استفاده از کلمه «سقیفه»، -برخلاف اعتقاد مطری که سقیفه را در روستایی از بنی‌ساعده نزدیک بئر بضاعه عنوان کرده است،- برای آن مکان صحیح است؛ زیرا آنجا محل سکونت سعد بن عباده نبود، بلکه او با خویشاوندانش در منازلشان ساکن بودند و سقیفه در کنار منزل آنها قرار داشت[۲۵]. یا اینکه جرار سعد در کنار بازار، در سمت[۲۶] شام قرار داشت و مصلی در جنوب آن واقع بود. و این محتمل‌ترین احتمال است؛ زیرا جهت شرق، از مساکن بنی‌زریق بود. به گفته ابن زباله آنان در دیار خود قلعه‌ای به نام «واسط» بنا نمودند»[۲۷]. بنی وقش و بنی عنان پسران ثعلبه بن طریف بن خزرج بن ساعده هم، در منزلی به نام «بنی ساعده» که «بنی طریف» نیز نامیده می‌شد و بین حماضه و جرار سعد واقع شده بود، ساکن شدند که به نظر می‌رسد این منزل همان منزلی که بنی ساعده در ضلع شرقی مسجد «الرایه» داشتند، باشد[۲۸].[۲۹]

آقای رسول جعفریان در تشریح دقیق‌تر حدود سرزمینی بنی ساعده در مدینه می‌نویسد: «در شمال غرب مسجد النبی(ص) خاندان‌های مختلف بنی ساعدة بن کعب بن خزرج در چهار محل سکونت داشتند[۳۰]. بنی عمرو و بنی ثعلبه فرزندان خزرج بن ساعده در محله بنی ساعده سکونت گزیدند که در میان بازار مدینه و بنی ضمره قرار دارد؛ بنابراین محله آنها در شرق بازار مدینه به سمت شمال بوده است[۳۱]. مطری درباره حدود محله بنی ساعده می‌نویسد: قریه بنی ساعده نزدیک چاه بضاعه در میانه خانه‌های آنهاست. در شمال چاه به سمت مغرب، این روزگار باقیمانده خانه‌ای (أطم) از خانه‌های مدینه است که گفته می‌شود در خانه ابودجانه کوچک بوده که نزدیک چاه بضاعه قرار داشته است[۳۲]. عیاشی، که از معاصران اهل مدینه و از تلاشگران در شناخت آثار این شهر است، با اقوال یاد شده درباره محله بنی ساعده همراه است. او می‌گوید که بنی ساعده محله‌ای در شمال مدینه در میان ثنیة الوداع- همان ثنیة الرکاب یا ثنیة السبق[۳۳] که راه بین پایین کوه سلع شرقی است -و میان مکانی که معروف به قرین الفوقانی است- بوده است[۳۴]. این حد آن از سمت شمال بوده است. از غرب، بخش شرقی کوه سلع، از شرق خیابانی که امروز السحیمی نامیده می‌شود[۳۵] و از جنوب مسجد اصحاب‌العباءه[۳۶] و مدفن مالک بن سنان خدری[۳۷]. از خاندان‌های بنی ساعده، یکی بنی قشبه است که نام قَشبه، عامر بن خزرج بن ساعده است[۳۸]. آنها نزدیک بنی حُدیله مسکن داشته‌اند[۳۹]؛ یعنی منازل بنی قشبه در سمت شمالی محله بنی ساعده و بعد از آن در شمال مسجد نبوی بوده است؛ زیرا این جهات، منازل بنی حدیله یا بنی جدیله بوده و چاه «حاء» که در آنجا معروف است، در میانه منازل آنان قرار داشته است[۴۰]. منزل خانواده سعد بن عباده، که بنی ابی‌خزیمة بن ثعلبة بن طریف بن خزرج بن ساعده هستند، محله‌ای است که به آن «جرار سعد» گفته می‌شود[۴۱]. ابن زباله - بر اساس نقل سمهودی- می‌گوید: که عرض بازار مدینه از مصلی تا جرار سعد بن عباده بوده است[۴۲]. عیاشی می‌گوید: که جرار سعد همان است که دولت عثمانی محل آن را تعیین کرده و در آنجا، مکانی از گچ بر یک تپه بسیار کوچک ساخته است و از کوه بنی الدیل که به آن «المستندر الادنی» گفته می‌شود جدا شده است[۴۳]. چه بسا بتوان گفت که موقعیت جرار سعد در روزگار ما، در شمال بیمارستان ملک عبدالعزیز است که راه کنار آن راهی است که از پشت بیمارستان یاد شده از شمال به راه سیدالشهدا می‌رسد[۴۴]. از دیگر خاندان‌های بنی ساعده، بنی وقش و بنی عنان فرزندان ثعلبة بن طریف بن خزرج بن ساعدة هستند. آنها در محله‌ای سکونت داشتند که به آن «بنی‌ساعده» و یا «بنی‌طریف»[۴۵] گفته می‌شد و آن در میان حماضه و جرار بن سعد بوده است[۴۶]. ظاهراً همان‌طور که سمهودی عقیده دارد، منازل بین وقش همان جایی است که در این عبارت آمده که بنی ساعده محله‌ای در سمت شامی مسجدالرایه داشته‌اند»[۴۷].[۴۸]

پس از فتوحات اسلامی، علاوه بر مدینه، عراق و شهر بزرگ آن بغداد، مسکن و مأوای برخی فرزندان ساعده قرار گرفت که از جمله آنان می‌توان به فرزندان ابودجانه انصاری و ابواسید ساعدی اشاره کرد[۴۹]. برخی از ساعدی‌ها هم به مصر[۵۰]، و پس از آن، با فتح اندلس در سال ۹۰ هجری، جمعی از ایشان از جمله عده‌ای از فرزندان سعید بن سعد بن عباده به این منطقه کوچ کردند. فرزندان سعد بن عباده، نخست به سرقسطه وارد شدند و سپس از آنجا به قرطبه کوچ کردند. آنها همچنان به سکونت خود در قرطبه ادامه دادند تا این که بعد وقوع فتنه بربرها، مجبور به ترک این سرزمین و سکونت در بیره شدند[۵۱]. از عمده مناطق محل اسکان این قوم در این سرزمین می‌توان از روستای «قربلان» -از مناطق سرقسطه و شذونه- و شذونه یاد کرد. در قربلان، ساعدی‌ها به رهبری زعیم خود حسین بن یحیی بن سعید بن سعد بن عباده سکونت داشتند و در شذونه جمعی از مردم بنی عرمرم بن جمیل بن عصام بن قتادة بن وتّاد بن قیس بن سعد بن عباده سکنی گزیده بودند[۵۲]. حضور فرزندان سعد در اندلس محدود به مناطق مذکور نشد و بعدها، جمع زیادی از آنان به مناطق دیگر این سرزمین از جمله: دانیه[۵۳]، قرطبه[۵۴]، بلنسیه[۵۵] و منطقه بنام آن شارقه و به‌ویژه قلعه معروف آن «الاشرف»[۵۶]، مربیطر[۵۷]، غرناطه[۵۸]، بیره[۵۹] و طلیطله[۶۰] مهاجرت کردند و این مناطق را منزل و مأوای خود قرار دادند.[۶۱]

منابع

پانویس

  1. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۸۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۹۵.
  2. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۱؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۸۰. ابن اثیر نسب ایشان را «ساعدة بن کعب بن خزرج بن حارث بن خزرج بن حارثه» برشمرده است. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۹۲)
  3. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۶۰.
  4. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۶۰. نیز ر.ک: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۱۷۶. ابن حزم از میان این فرزندان، تنها به نام طریف و عمرو اشاره کرده است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵)
  5. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۶۰.
  6. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۱۷۶؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۷. نیز ر.ک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  7. نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۰۷.
  8. برخی منابع از میان این شعب، از بنی عمرو و بنی طریف به عنوان دو طیف اصلی بنی ساعده نام برده‌اند. (احمد إبراهیم الشریف، مکه والمدینه فی الجاهلیه وعهد الرسول(ص)، ج۱، ص۲۵۹. نیز ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵)
  9. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۶.
  10. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۸.
  11. عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۵۲۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۷.
  12. عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۷۱؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۷. نویری همچنین، از انقراض نسل آنها خبر داده است.
  13. عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۵۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۷. نویری در ادامه، از انقراض نسل آنها خبر داده است.
  14. عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۴۵.
  15. سمهودی نام اصلی قشبه را عامر بن خزرج بن ساعده دانسته است. (سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵)
  16. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵-۳۶۵.
  17. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  18. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  19. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  20. احمد إبراهیم الشریف، مکه والمدینه فی الجاهلیه وعهد الرسول(ص)، ج۱، ص.۲۵۹
  21. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  22. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  23. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  24. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  25. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  26. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  27. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۶.
  28. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  29. سمهودی در کتاب خلاصة الوفا باخبار دارالمصطفی، خلاصه گفتار فوق را چنین عنوان کرده است: «بنی‌ساعدة بن کعب بن خزرج، که از بزرگان قوم بود، در چهار منزل ساکن شدند: بنی‌عمر و بنی‌ثعلبة بن خزرج بن ساعده. دار بنی‌ساعده بین بازار مدینه در شرق، در جانب شامی آن و بین بنی‌ضمره است. آنها قلعه‌ای داشتند که در دار ابودجانه صغری نزدیک بضاعه و قلعه‌ای رو به مسجد بنی‌ساعده داشتند. این قلعه، آخرین قلعه‌ای بود که در مدینه ساخته شد. (سمهودی، خلاصه الوفا باخبار دارالمصطفی، ج۱، ص۵۶۵). بنی‌قشبة بن خزرج بن ساعده در شرق آنها، نزدیک بنی‌جدیله، نزدیک پنجره عمرو بن امیه ضمری سکنی داشتند. بنی ابوخزیمه بن ثعلبه بن طریف بن خزرج بن ساعده، قوم سعد بن عباده، منزلی که جرار سعد نامیده می‌شد، سکونت داشتند. جرار نام کوزه‌ای بود که از آن برای نوشاندن آب استفاده می‌شد. و آن، انتهای بازار مدینه است. برخی از بنی حارث بن خزرج در این ناحیه ساکن شدند.و بنی وقش و بنی عنان بن ثعلبه بن طریف بن خزرج بن ساعده، منزل آنها نزدیک جرار سعد به سمت مسجد الرایه است». (سمهودی، خلاصه الوفا باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۵۶۶-۵۶۷.)
  30. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵
  31. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵
  32. جمال الدین محمد بن احمد مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجرة، ص۷۵؛ المرجانی، بهجة النفوس و الاسرار فی تاریخ دار هجرة المختار، برگ ۱۵۷. «بئر بضاعه»، چاهی است با آب صاف در مدینه در میان خانه‌های بنی‌ساعده (نک: احمد بن عبدالحمید العباسی عمدةالاخبار، ص۲۶۴). امروزه اعتقاد بر این است که چاه مزبور در مدرسه ابی بن کعب، که مدرسه‌ای برای حفظ قرآن است، قرار دارد، این مدرسه در میدان شمالی سقیفه بنی‌ساعده و خیابان سحیمی (با فاصله اندکی از آن در حدود صد متر) قرار دارد. «طم ابودجانه»: اطم به معنای حصن یا قلعه است و ابودجانه صحابی معروف از بنی‌ساعده. یکی از مورخان محقق را اعتقاد بر این است که بقایای حصن ابودجانه به صورت دیوارهایی از آن باقی مانده است. بنای موجود در بخش شمالی چهاردیواری، در نزدیکی کوچه‌ای است که به هتل آل‌مدنی در مدینه قرار دارد، همان که اکنون مدرسه دختران شده و در شمال غربی چاه بضاعه است (نک: عبدالقدوس انصاری، آثار المدینة المنوره، ص۷۵-۷۸). بقایای مزبور در سال ۱۳۹۸ قمری قابل رؤیت بوده است. در سمت شمال و شرق این بنا دو راه عبور تنگی بوده که بین آن و خانه‌های اطراف فاصله می‌انداخته است. اما در جهت غربی، به خانه‌های اطراف چسبیده بوده و در سمت جنوب آن، خیابان کوچکی با نام «صیاده» قرار داشته است.
  33. ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۹۵. «ثنیة الوداع»: ثنیه در لغت به معنای گذرگاه در کوه یا تنگه است. ثنیة الوداع جای شناخته‌شده‌ای در شمال مدینه است. (نک: عبدالقدوس انصاری، آثار المدینة المنوره، ص۱۶۱- ۱۵۹)
  34. ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۹۵.
  35. ناحیه سحیمی اکنون به خیابان سحیمی شهرت دارد و جهت آن در شرق از باب الشامی تا باب البصری است (نک: عبدالقدوس انصاری، آثار المدینة المنوره، ص۱۵۷؛ ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۹۵، ۲۰۵- ۲۰۴)
  36. «اصحاب العباءه» کسانی هستند که در آنجا عبا می‌فروخته‌اند و این بخشی از بازار قدیم مدینه بوده است. (نک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۴، ص۸۸)
  37. مدفن مالک بن سنان در غرب مدینه چسبیده به دیوار شهر بوده و اکنون در محله مناخه (نام بزرگترین خیابان در غرب مدینه) قرار دارد. مدفن مزبور در سمت شرقی مناخه است. (نک: علی حافظ، فصول من تاریخ المدینة المنورة، ص۱۵۸؛ ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۹۵، ۲۰۵- ۲۰۴)
  38. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  39. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵. بنوحُدیله لقب معاویة بن عمرو بن مالک بن نجار است. (نک: جمال الدین محمد بن احمد مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجرة، ص۷۸؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵) به آنان بنوجدیله هم می‌گویند. (نک: المرجانی، بهجة النفوس و الاسرار فی تاریخ دار هجرة المختار، برگ ۱۵۹) همچنین گفته شده که خذیله هم به آنان اطلاق شده. (نک: حسین بن علی بن مکی حنفی، تاریخ مکه و المدینه و الطائف، برگ ۴۹) روشن است که این تفاوت‌ها مربوط به اشکالی بوده که در کتابت این نام وجود داشته و به دلیل عدم نقطه‌گذاری در صدر اول این مشکلات پدید آمده است.
  40. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۷. «بئر حاء»: نخلستان و چاهی بوده متعلق به ابوطلحه انصاری و برابر مسجد النبی(ص) بوده است. (نک: جمال الدین محمد بن احمد مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجرة، ص۵۸)
  41. این همان جایی است که سعد بن عباده پس از درگذشت پدرش مردم را در آنجا آب می‌داده است. محل آن نزدیک‌بازار مدینه در سمت شمال بوده و «مصلی» حد جنوبی آن بوده است. (نک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.)
  42. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۵.
  43. ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۸۹ و بعد از آن. «مستندر» کوه کوچکی است در شرق مدفن نفس زکیه نزدیک منزلگاه حجاج شامی. (نک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۲، ص۲۶۵). اکنون از مدفن نفس زکیه خبری نیست.
  44. ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۸۹ و بعد از آن. «مستشفی الملک»: این بیمارستان در اوائل تشکیل دولت سعودی نزدیک باب الشامی تأسیس شده. (نک: علی حافظ، فصول من تاریخ المدینة المنورة، ص۲۴۶)
  45. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  46. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶. «حماضه»: اکنون به حماطه شناخته می‌شود، جایی است مابین مدفن مالک بن سنان تا آخر سلطانیه، باغستان مزال امروزی. (نک: ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۹۸). مدفن مالک بن سنان در غرب مدینه چسبیده به دیوار شهر. (نک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۴، ص۸۸)
  47. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  48. جعفریان، رسول، مقاله «ساختار شهری مدینه و محلات قبایل در دوره نبوی»، ‌فصلنامه علمی - ترویجی میقات حج، دوره۴، شماره۱۶، تیر ۱۳۷۵، ص۱۱۰-۱۱۲.
  49. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۰-۴۲۱.
  50. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۳۶.
  51. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۳؛ ج۴، ص۳۱۸.
  52. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵-۳۶۵.
  53. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۵، ص۲۵۸.
  54. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۲، ص۷۸؛ ج۴، ص۲۰۶.
  55. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۲۸۹؛ ج۴، ص۳۵.
  56. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۳۶، ۱۹۲، ۲۸۹؛ ج۴، ص۲۸۵.
  57. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۲۸۹؛ ج۴، ص۳۵.
  58. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۳، ۲۲۸.
  59. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۱۸.
  60. ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۵، ص۷۸.
  61. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.