نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Saqi(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲ مهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۳۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲ مهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۳۰ توسط Saqi(بحث | مشارکتها)
چرا امام مهدی تاکنون ظهور نکرده است؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث مهدویت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.
عبارتهای دیگری از این پرسش
با اینکه برخی از علائم ظهور به وقوع پیوسته است، چرا امام مهدی ظهور نمیکند؟
«جواب این است که هرکارى براى تغییر ساختار جامعه به وقوع پیوندد؛ موفقیت آن بستگى به یک سلسله شرایط و زمینههاى خارجى دارد و تا همه آن شرایط کاملا تحقق نیابد امکان رسیدن به هدف وجود ندارد. البته آن تغییرات اجتماعى که سرچشمهاى الهى دارد از نظر پیام، ربطى به عوامل خارجى[۱] ندارد؛ زیرا پیامى که زیربناى این تغییرات است، الهى و آسمانى است و شرایط خارجى در آن مؤثر نیست ولى از جنبه اجرایى به شرایط بیرونى متکى است و موفقیت و زمان انجام آن بستگى به آن دارد و درست به همین جهت بوده است که آسمان در انتظار ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد و آن وقت آخرین پیام خود را به واسطه حضرت محمد(ص)، فرستاد؛ و با آنکه جهان در دوران فترت نیاز شدید به پیامبر داشت ولى به خاطر وابستگى اجرایى به شرایط خارجى در آن تأخیر شد. این عوامل خارجى که اجراى اصلاحات بدان نیاز دارد برخى عبارت است از فضاى مناسب و جو عمومى براى تغییرات مورد نظر و برخى جزئیات است که جنبش انقلابى در پیچ و خمهاى باریک آن را میطلبد.
براى نمونه، انقلابى که "لنین" در روسیه با موفقیت رهبرى کرد به عامل مهمى مانند جنگ جهانى اول و سست شدن پایه امپراطورى تزار وابسته بود که در ایجاد فضاى مناسب براى انقلاب سهم بسزایى داشت و عوامل جزئى و محدود دیگرى نیز در آن مؤثر بود مانند اینکه لنین توانست به سلامت وارد روسیه شود و انقلاب را رهبرى کند که اگر هر حادثهاى باعث تأخیر ورود او شده بود؛ احتمال داشت انقلاب نتواند به این سرعت حاکم شود. آرى، سنت تغییرناپذیر الهى بر این است که اجرا و ایجاد تغییرات اصلاحى بستگى به عوامل خارجى، فضاى مناسب و جو عمومى داشته باشد و به همین جهت بوده است که اسلام پس از یک دوره طولانى و پس از چندین قرن، ظهور کرد.
پس با اینکه خداى بزرگ، توانایى دارد همه مشکلات و همه سختیها را براى پیامرسانیهاى آسمانى، هموار و بهوسیله اعجاز فضاى مناسب ایجاد کند، این روش را انتخاب نکرده است؛ زیرا امتحان و ابتلا و رنجى که مایه تکامل انسان میشود در صورتى تحقق مییابد که تحولات، طبیعى و مطابق با شرایط خارجى باشد. البته این مانع نیست که خداوند در برخى جزئیات دخالت کند، جزئیاتى که در اصل فضاى مناسب مؤثر نیست ولى گاهى براى ایجاد تحرک لازم است؛ مانند کمکها و توجهات غیبى که خداوند در لحظههاى حساس و بسیار دشوار به اولیاى خود میکند چنانکه: آتش نمرود براى ابراهیم گلستان میشود[۲] و دست آن یهودى پیمانشکن که شمشیر بر روى پیامبر کشید از حرکت میافتد[۳] و یا تندباد شدیدى که چادرهاى کافران و مشرکان را زمانى که در جنگ خندق، مدینه را در محاصره داشتند از ریشه درمیآورد و ترس و وحشت را در دلهاى آنان میافکند.[۴] ولى همه اینها از جزئیات فراتر نمیرود و در زمانى که زمینه و شرایط براى اصلاحات عمومى کاملا آماده است کمکهاى فوریتى، صورت طبیعى به خود میگیرد و با واقعیتهاى خارجى مطابقت میکند.
ما موقعیت امام زمان(ع)، را با این دید بررسى میکنیم تا دریابیم که انقلاب او از نظر اجرا همانند همه انقلابها به زمینههاى عینى و خارجى بستگى دارد و بایستى فضاى مناسب موجود باشد. از اینرو طبیعى است که منتظر آن شرایط باشیم و همه میدانند که حضرت مهدى(ع) کارش محدود به یک منطقه و یک بخش از جهان نیست و رسالتى که از جانب خداوند بزرگ بر دوش او گذاشته شده، جهانى است و بایستى همه بشریت را از تاریکى ستم به روشنایى عدل، رهنمون گردد.[۵] براى اجراى چنین تحول بزرگى تنها وجود رهبر صالح کافى نیست وگرنه در همان زمان پیامبر این شرط وجود داشت. پس این تحول بزرگ، فضاى مناسب جهانى میطلبد که همه زمینههاى خارجى لازم براى انقلاب عمومى در آن وجود داشته باشد.
عامل اساسى در ایجاد این فضاى مناسب و پذیرش پیام جدید عدالت از طرف مردم همانا احساس پوکى و پوچى است که انسان متمدن آن روز خواهد کرد و منشأ این احساس، تجربههاى مختلف بشرى از تمدن است؛ تمدنى که جنبههاى منفى آن پشت او را خم میکند و به آنجا میرسد که میفهمد شدیدا نیاز به کمک دارد و از عمق جان، توجه خود را به عالم غیب یا منبعى مجهول، معطوف میدارد.
اما از نظر پیشرفتهاى مادى میتوانیم بگوییم در آینده شرایط براى رساندن پیام به جهانیان بهتر از گذشته است؛ زیرا بخشهاى مختلف دنیا به هم نزدیک میشوند، مردم میتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و وسایلى که یک سازمان مرکزى براى آگاهسازى ملتها از رسالت جدید بدان نیاز دارد، در دسترس میباشد. اما آنچه در سؤال به آن اشاره شده که هرچه بیشتر در ظهور آن حضرت تأخیر بیفتد، ابزار و آلات جنگى پیشرفتهتر خواهد شد، درست است ولى این ابزار و آلات مادى براى کسانى که روحیه خود را باختهاند و از درون پوسیدهاند به چه کار میآید؟ چهبسا در طول تاریخ که کاخ یک تمدن بزرگ با اولین تلنگر فرو ریخته است، چرا؟ براى اینکه چنین بنایى در واقع از قبل فرو ریخته بوده است و هیچگونه پشتوانه و تکیهگاهى نداشته است[۶]»[۷].
پاسخهای دیگر
با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته میشود:
«موارد یاد شده (نشانههای ظهور) که از زبان معصومین (ع) بیان شده است، نشانهای بیش نیستند، آنها علائم ظهور هستند، نه علت ظهور، در روایات برخی از نشانههای ظهورامام زمان (ع) به عنوان نشانههای حتمی معروف شده است، همانند: خروج سفیانی و کشته شدن جوانی از آل محمد بین رکن و مقام. اگر نشانههای حتمی ظاهر شود، بدون شک امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد، اما هنوز آن علائم به وقوع نپیوسته است.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بحث انگیزه پیدایش مذهب که در شبهای پنجشنبه ایراد میفرمود، اظهار داشت: "فساد هدف نیست. آمادگی هدف است. برخلاف آنچه بعضی تصور میکنند، آنچه برای تسریع ظهور مصلح جهانی لازم است، وجود ظلم و فساد در سراسر زمین نیست، بلکه یک آمادگی و تشنگی لازم است. البته نمیتوان انکار کرد که افزایش ظلم و فساد یکی از علل آمادگی و تشنگی خواهد بود، چه اینکه وقتی مردم جهان ثمره تلخ و شوم تبعیضها و بیعدالتیها را بچشند، ناراحت میشوند و در جستجوی یک طریق اصلاح و یافتن یک مصلح جهانی گام برمیدارند".
در نتیجه، باید گفت: هسته اصلی زمینه برای ظهور، آمادگی و آگاهی از عواقب وضع نابسامان امروز دنیا است، نه این که وجود ظلم و فساد هدف اصلی باشد»[۸].
«پیروزی هر انقلاب و هر فعالیت اجتماعی به یک سلسله شرایط و موقعیتهای عینی و خارجی بستگی دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط نمیتواند به هدفش برسد. اگرچه قسمتی از شرایط و موقعیتهای انقلاب مهدی (ع) آسمانی و خدایی است و جنبه آسمانی دارد، امّا اجرای کلّی مأموریت وی، به گرد آمدن شرایط عینی و خارجی وابسته است. همانگونه که آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهلّیت بگذرد، و آنگاه ندای آخرین رسالت آسمانی را از سوی پیامبر اکرم (ص) بشنود؛ این انتظار، یعنی اجرای برنامه الهی هم مستلزم تحقّق موقعیتهای عینی و خارجی است، یا عواملی است مانند محیط مساعد و فضای عمومی مناسب و یا بعضی ویژگیهای جزیی که جنبش دگرگونی بخش از لابهلای پیچ و خمهای جزیی، در جستجوی آن است. سنت تغییرناپذیر خداوند سبحان، بر این است که اجرای انقلاب اسلامی حضرت مهدی (ع) نیز به موقعیتهای خارجی و پذیرندهای که محیط مساعد و فضای عمومی را برای درک و پذیرش انقلاب آماده میسازد، وابسته باشد، و به همین دلیل هم بود که اسلام پس از گذشت چندین سده از پایان یافتن کار انبیای پیشین و ایجاد خلأ تلخ چند صدساله، ظاهر شد. خداوند با همه تواناییاش، در هموار ساختن تمامی مشکلات راه رسالتپیامبر، و ایجاد محیط مساعد برای ابلاغ این رسالت، نخواست چنین شیوهای را به کار گیرد، بلکه با ابتلا و آزمایش، که تکاملبخش انسانند کار کلّی انقلاب الهی را به گونهای طبیعی و بر بنیادها و عوامل اجتماعی صورت داد. البته این ویژگی، مانع نیست که گهگاه، در پارهای از جزئیات دخالت خداوندی، از راههای غیر عادی انجام پذیرد، زیرا جزئیات در ساختن محیط مساعد نقش اساسی ندارد و فقط گاهی برای حرکت در محیط مناسب، لازمند. یاریها و توجّهات عینیای که خداوند متعال در لحظات دشوار به رهبران الهی میفرماید، از اینگونه است، برای پاسداری رسالت ابراهیم آتش نمرود را بر او سرد و سلامت میکند، و دست آن مرد یهودی که با شمشیر بر بالای سر پیامبر ایستاده، از حس میافتد و توانایی حرکت و تکان را گم میکند، یا باد شدیدی میوزد و پردههای دشمنان حق را که در روز خندق، مدینه را محاصره کردهاند، از بیخ و بن برمیاندازد؛ و هراس در دل آنها میافکند. امّا همه اینها از یک سلسله امور جزئی و کمک در لحظاتی قاطع، فراتر نمیرود، و باید پیش از این کمکها، زمینه و فضایی مساعد برای دگرگونی عمومی موجود باشد.
اکنون در پرتو همین مبانی، و همساز با موقعیتهای عینی و خارجی، موضعگیری امام مهدی (ع) را، بررسی میکنیم. مسلّما انقلاب امام نیز، مانند هر دگرگونی اجتماعی دیگر، از جهت اجرا به موقعیتهای اجتماعی بستگی دارد؛ که باید همساز با آن موقعیتهای معین، پیش آید. زیرا امام مهدی (ع) خود را برای اقدامی اجتماعی و در سطحی محدود، آماده نکرده، بلکه رسالتی که از سوی خداوند برای او تعیین شده، دگرگون ساختن همهجانبه گیتی میباشد، به صورتی که همه افراد بشر از تاریکیهای ستم و بیداد، به فروغ دادگری راه یابند.
برای چنین دگرگونی بزرگی، تنها یک رهبر شایسته، کافی نیست، زیرا ویژگیهای یک رهبر شایسته را پیامبر (ص) در همان روزگار سیاه در خویش داشت، بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانی مساعد و یک فضای عمومی مناسب نیز هست تا موقعیتهای خارجی مطلوب را برای انجام انقلاب جهانی آماده سازد. از دیدگاه انسانی که بنگریم، باید احساس نابودی مداوم در انسان متمدّن ایجاد شود و یک انگیزه اساسی در درونش پدیدار گردد و رسالت دادگرانه مهدی (ع) را بپذیرد و تنها با تجربههای اجتماعی، مدنی و سیاسی گوناگون امکان دارد چنین احساسی در درون انسانها جای گیرد، زیرا با تجربه مکتبها و ... میتواند بار گرانی از نقاط منفی به دوش خود بیابد و نیازمندیهای او را به یاری جویی از سرشت پاک و جهان نهان آشکار سازد.
از دیدگاه مادی نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، برای انجام رسالتامام مهدی (ع)، بر تمامی جهان، باید آمادگی و توانایی را بیشتری داشته باشند، تا در روزگاری همچون زمان غیبت صغری؛ زیرا که بخشهای جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط و پیوند میان انسانها بهتر انجام میگیرد. ارتباط و پیوندی که دستگاه رهبری مرکزی، برای پرورش مردم، بر بنیاد رسالت؛ به آن نیاز دارد.[۹]»[۱۰].
«شاید بتوان گفت یکی از شرایط عمده برای ظهور، وجود یاورانی است که همراه امام، بار قیام را بر دوش بکشند و تا آخر، از همراهی و یاری رهبر خود دست برندارند و او را تنها نگذارند. سدیر صیرفی در گفت وگویی با امام صادق(ع) درباره عدم قیام میگوید: "حضرت، مرا به خارج مدینه برد تا آن که وقت نماز، در محلی پیاده شدیم. امام صادق(ع) به جوانی که در آن نزدیکی بز میچراند، نگاهی کرد و فرمود: ای سدیر! به خدا قسم! اگر پیروان من، به تعداد این بزها بودند، بر جای نمینشستم و قیام میکردم. سدیر گوید: بعد از تمام شدن نماز، حیوانات آن گله را شمردم و یافتم که عدد آنها از هفده تجاوز نمیکند.[۱۱]. تحقّق این شرط، لازم است؛ ولی کافی نیست؛ بلکه باید زمینههای دیگر نیز فراهم شود. از جمله آن شرایط، قابلیت مردم برای پذیرش دولت حق است، به این معنا که عموم مردم و جامعه بشری نه گروهی خاص و در منطقهای خاص؛ باید به درجهای از معرفت برسند که دریابند حکومتها و مکاتب ساخته بشر، جوابگوی نیاز مردم نیست و به وسیله اینها، سعادت و عدالت واقعی به بشر هدیه نمیشود.
خلاصه آن که مردم، خود باید ظهور عدالت را بخواهند و جهانیان را با زیباییهای دوران ظهور آشنا کنند و روحیه عدالت طلبی و ظلم ستیزی را همه جا گسترش دهند. مرحوم خواجه طوسی، در کتاب تجرید الاعتقاد، علت غیبت امام را کوتاهی مردم میداند؛ چرا که اعمال و کردار مردم، باعث شد امام از میان مردم برود؛ بنابراین، مردم باید از راه غلطی که رفتهاند، برگردند و امام را بخواهند، تا ظهور صورت گیرد.[۱۲]»[۱۳].
با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل میشوید:
↑علىرغم اینکه شهید صدر، در اینجا به عوامل خارجى و نقش آن در پیروزى انقلابها، اهمیت میدهد- که درکى عمیق از عوامل اجتماعى و روانى است- ولى ایشان نظریه جدیدى درباره فهم تغییرات اجتماعى که از ناحیه رسالتهاى آسمانى پدیدار میگردد، عرضه داشته است که از جهت رسالت و پیام، قانون خاص خود را دارد و از جهت موفقیت در اجرا وابسته به عوامل خارجى است. مقصود از عوامل خارجى، حالت سیاسى و اجتماعى مردم، واقعیتهاى بینالمللى و توانایىهاى مردم در بهرهورى از امکانات ذاتى و استعدادهاى روحى است.
↑اشاره به کلام خداست که میفرماید: ﴿﴿ قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِن کُنتُمْ فَاعِلِینَ قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِینَ ﴾﴾؛ اگر میخواهید کارى بکنید، بسوزانیدش و خدایان خود را نصرت دهید گفتیم: اى آتش، بر ابراهیم خنک و سلامت باش.( سوره انبیا( ۲۱)، آیه ۶۸- ۷۰).
↑ر. ک: ابن کثیر الدمشقى، تفسیر القرآن العظیم، ج ۲، ص ۳۳؛ المجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۸، باب معجزات پیامبر(ص)، ص ۴۷، ۵۲، ۶۰ و ۷۵.
↑ر. ک: الطبرى، ابو جعفر، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج ۲، ص ۲۴۴، حوادث سال پنجم هجرى.
↑چنانکه حدیث شریف نبوى تصریح میکند: « لو لم یبق من الدنیا إلّا یوم لطوّل الله ذلک الیوم حتى یبعث رجلا منّى أو من أهل بیتى یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»؛ اگر از دنیا یک روز بیشتر باقى نمانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانى میسازد تا مردى از من- را یا از اهل بیت من- مبعوث کند که زمین را پر از عدل و داد کند پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد.( ناصف، منصور على، همان، ج ۵، ص ۳۶۰.)
↑ما در ابتداى دهه نود مصداق این گفته شهید صدر را بهخوبى دیدیم و گفته ایشان مستند به درک عمیق ایشان از جامعه بشرى بود؛ دیدیم که اتحاد جماهیر شوروى که یکى از دو قطب حاکم بر جهان بود چگونه بهسرعت از هم پاشید بهگونهاى که چیزى از آن باقى نماند.
↑از همین رو، شیخ صدوق در مقدمه کتاب کمال الدین میگوید: "ظهور حجتهای الهی در مقام پیشوایی خود، بر سبیل امکان و تدبیر، نسبت به مردم زمان خودشان است. اگر حال مردم طوری باشد که امام بتواند تدبیر و رهبری اولیایش را بر عهده بگیرد _ یعنی مردم حاضر باشند حرف او را بپذیرند، و او بتواند اراده خدا را پیاده کند _ ظهور آن حجت، لازم خواهد بود و اگر وضع به گونهای باشد که امام نتواند تدبیر در رهبری اولیایش را بر عهده بگیرد و حکمت الهی، موجب پنهانی او گردد و تدبیر نیز آن را اقتضا کند، خداوند او را در پشت پرده غیبت، نهان میسازد، تا زمانی که وقت مناسب فرا رسد.