حیا

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲ ژانویهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۲۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حیا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

آثار حیا

  • حیا مانند لباسی است که اگر بر تن آدمی رود کسی عیب او را نبیند. آن‌که لباس شرم درپوشد مردم عیب او را نبینند[۶]. از دیگر سو، کمی حیا موجب کم شدن پارسایی و ورع می‌شود و کمی ورع به مردن دل می‌انجامد و دل‌مرده جایگاهش در آتش است[۷]. امام(ع) ضمن بیان صفت حیا به‌عنوان عاملی برای رستگاری آدمی، مواردی را مطرح می‌کنند که وجود این صفت دارای ضرورت و وجوب بیشتری است. از جمله:
  • در میدان نبرد: شرم کنید از آن‌که بگریزید، که گریز برای بازماندگان مایه ننگ است و ملامت و آتشی است برای روز قیامت[۸][۹].
  • در خلوت: آنچه در عیان انجام نمی‌دهی در نهان نیز ترک کن[۱۰][۱۱].
  • در هنگام مسئولیت: حضرت علی(ع) در نامه‌ای به مالک اشتر برای تشخیص عاملان حکومتی به او توصیه می‌کنند که آنان را در اهل تجربه و حیا جست‌وجو کن[۱۲][۱۳].

اقسام حیا

  • حیا اگر در جای خود به‌کار رود حیای مثبت و اگر در جایی که موضع حیا نیست به‌کار رود حیای منفی است و کم‌رویی نامیده می‌شود. از این‌رو میدان معنایی حیا به این صورت تعریف می‌شود: حیا خودداری از فعل قبیح و شرمساری (حیای منفی) خودداری از فعل غیرقبیح است[۱۴].

موارد حیای منفی و آثار آن

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312.
  2. نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳
  3. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312.
  4. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹
  5. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312.
  6. نهج البلاغه، حکمت ۲۳۳
  7. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹
  8. نهج البلاغه، خطبه ۶۶: «وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ»
  9. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312.
  10. نهج البلاغه، نامه ۶۹: «احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ وَ يُسْتَحَى مِنْهُ فِي الْعَلَانِيَةِ»
  11. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312.
  12. نهج البلاغه، نامه ۵۳: «وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَيَاءِ»
  13. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312.
  14. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 312-313.
  15. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ»
  16. نهج البلاغه، حکمت ۸۲: «وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ»
  17. نهج البلاغه، حکمت ۶۷: «لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ»
  18. نهج البلاغه، حکمت ۲۱: «قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ»
  19. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 313.