علم ظنی امام

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۹ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۰۴:۲۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث امام است. "علم ظنی امام" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

از مباحثی که شیخ مفید در خصوص علم امام بیان می‌کند چنین برداشت می‌شود که اگر ایشان در مقام ذکر چنین ویژگی‌ای برای امام معصوم باشند، در حوزه علم امام به معالم دین، هیچ‌گاه بحث ظنی بودن علم امام را مطرح نمی‌کنند؛ زیرا ایشان علم به دین و احکام را تنها علم ضروری و بایسته برای امام تلقی نموده و معتقد است امام معصوم باید از همه احکام مورد نیاز امت و علوم دینی آگاه باشد[۱]؛ زیرا اگر چنین نباشد، خود به امامی دیگر نیازمند است[۲]. از این رو به نظر می‌رسد علم امام در معالم دینی از نظر ایشان قطعی است و این چیزی است که مورد اتفاق همه علمای شیعه است. در حوزه علوم غیبی و علوم و فنون بشری با توجه به اعتقاد مفید به عدم ضرورت چنین علومی برای امام[۳] می‌توان چنین استنباط کرد که علم غیب برای مقام امامت امام از نظر عقل و عرف لازم نیست، ولی قطعاً امام به چنین علمی مجهز است و عبارت شیخ مفید نیز همین نکته را بیان می‌کند. در تحلیل می‌توان به این نتیجه رسید که علم امام در شأن ایشان است؛ یعنی هرگاه شأن امامت اقتضا کند که امام دارای گستره‌ای از علم غیبی باشد، آن علم به صورت قطعی در اختیارشان خواهد بود و هرگاه به چنین علمی نیاز نداشته باشد، بحثی از قطعی یا ظنی بودن این علم به میان نمی‌آید؛ چراکه علم امام در هر قلمرویی حتماً قطعی است، اما بحث در این است که علم قطعی به غیب همواره در اختیارشان هست یا نیست؟ بر اساس روایت[۴]، امام هرگاه بخواهد که بداند، خداوند ایشان را آگاه می‌کند و این آگاهی قطعی است.[۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۲۳۹: واتفقت الإمامیة علی أن إمام الدین لا یکون إلا معصوما من الخلاف لله تعالی عالماً بجمیع علوم الدین کاملاً فی الفضل بائناً من الکل بالفضل علیهم فی الأعمال التی یستحق بها النعیم المقیم.
  2. شیخ مفید، المسائل الجارودیه، ص۴۵: أنه یجب أن یکون عالماً بجمیع مایحتاج إلیه الأمة فی الأحکام. و إلا لحقه العجز فیها و احتاج إلی مسدد له و إمام. و منها: وجوب فضله علی کافة رعیته فی الدین عند الله.
  3. شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۶۷ و۶۸.
  4. شیخ کلینی، الکافی، بَابَان أالْأَئِمَّة(ع) إِذَا شَاءُوا أَنْ يَعْلَمُوا عُلِّمُوا، حدیث ۱: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِمَ‌»؛ حدیث ۲: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِمَ‌»؛ حدیث ۳: «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً، أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذلِكَ».
  5. یوسفی، زهرا، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیت‌الله جوادی آملی، ص ۱۱۶.