آزادی اجتماعی
مقدمه
آزادی اجتماعی یعنی بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند، حالت یک زندانی در نیاورند که جلوی فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نکنند، استخدام نکنند، استعباد نکنند، یعنی تمام قوای فکری و جسمی او را در جهت منافع خودشان به کار نگیرند. این را میگویند آزادی اجتماعی[۱].[۲]
در طول تاریخ، چهبسا متفکران و فیلسوفانی که از سلطه و استثمار قشر اقلیت حاکم، پشتیبانی کردهاند. اما پیامبران در برابر چنین حکومتهایی به مقابله برخاستند: ﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ﴾[۳][۴].
آیات و آزادی اجتماعی
خداوند، انسان را اجتماعی آفریده[۵]﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾[۶] و جهت به فعلیّت رساندن استعدادهایش[۷] به او دستور مرابطه، ایجاد و گسترش روابط اجتماعی داده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۸][۹] قوام و تعادل جامعه جز در سایه حاکمیّت قانون میسّر نمیشود و فلسفه حضور قانون، پیشگیری از تعدّی و تجاوز ستمگران و تضمین آزادی افراد جامعه است. در مواردی نیز که قانون ساکت است، انسان آزادی دارد[۱۰]. قرآن ضمن دستور به ارتباط محبّتآمیز بین افراد جامعه ﴿وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾[۱۱]؛ ﴿فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴾[۱۲] به آنان سفارش میکند تا به همدیگر سلام و بدین وسیله به تأمین آزادی همدیگر در جامعه اعلام وفاداری کنند[۱۳].[۱۴]
حدود آزادی اجتماعی
این نوع آزادی، به برخی امور محدود است: عدم برقراری ارتباط دوستانه با کافران معاند[۱۵]؛ عدم ایجاد رابطه دوستانه با مسخره کنندگان اسلام[۱۶]؛ ممنوعیّت اعتماد به ستمگران[۱۷]؛ ممنوعیّت همکاری با متجاوزان به حدود الهی[۱۸]؛ عدم ایجاد فساد در جامعه[۱۹]؛ عدم ایجاد تفرقه و اختلاف[۲۰]؛ پرهیز از شکستن حریم مقدّسات[۲۱]؛ عدم شکستن حریم پیامبر (ص) و رهبران دینی[۲۲]؛ عدم تجسّس در امور دیگران[۲۳]؛ عدم ورود به خانه دیگران بدون اجازه:[۲۴] و رعایت عدالت در روابط اجتماعی حتّی با دشمنان[۲۵].
به صورت قاعدهای کلّی باید دانست که آزادی مطلق در جامعه، فساد در زندگی و نابودی نوع انسان را در پی دارد[۲۶]؛ لذا آزادی انسان اجتماعی، به اجرای عدالت و تأمین مصالح و منافع عالی و حیاتی جامعه و اجرای قوانین و مقرّرات حاکم بـر آن جامعه محدود است[۲۷].[۲۸]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ گفتارهای معنوی، ص۱۴.
- ↑ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۴۴.
- ↑ سوره نحل، آیۀ:۳۶.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، دین و نبوت، ص ۲۷۵-۲۷۷.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص ۹۲.
- ↑ ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است؛ سوره حجرات، آیه: 13.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص ۱۸۹.
- ↑ ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید؛ سوره آل عمران، آیه: 200.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص ۹۲.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص ۱۰۸.
- ↑ و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه: 54.
- ↑ بنابراین از آنان روی بگردان و بدرودی بگو که به زودی خواهند دانست، سوره زخرف، آیه: 89.
- ↑ المیزان، ج ۵، ص ۳۲.
- ↑ رضایی بیرجندی، علی، آزادی دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۱۹۸-۱۹۹.
- ↑ سوره ممتحنه، آیه ۱.
- ↑ سوره مائده، آیه ۵۷.
- ↑ سوره هود، آیه ۱۱۳.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ سوره بقره، آیه ۶۰.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۰۳ - ۱۰۵.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ سوره حجرات، آیه ۱۲.
- ↑ سوره نور، آیه ۲۷.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ المیزان، ج ۴، ص ۱۰۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۸ و ۳۷۲.
- ↑ رضایی بیرجندی، علی، آزادی دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۱۹۹-۲۰۰.