آیا وجود رهبری شایسته و معصوم از شرایط ظهور امام مهدی (ع) است؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث مهدویت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.
«ظهور و قیام جهانی حضرت مهدی (ع)، همچون همه حرکتهای اجتماعی و گروهی، نیازمند رهبری است که بتواند با بهره مندی از تواناییهای روحی و جسمی، سکان این کشتی بزرگ را در دست گیرد و آن را تا ساحل نجات رهبری کند. از آنجایی که این انقلاب و قیام در نوع خود بیمانند است، رهبر آن نیز میبایست دارای ویژگیهای برجسته و متناسب با آن باشد. گفتنی است انسانها ناگزیر از زندگی اجتماعیاند که در آن برای برپایی قانون، نیازمند رهبر و حاکم هستند[۱]. البته اگر در زندگی به دنبال سعادت باشند، ناگزیر این رهبر باید دارای ویژگیها و شایستگیهایی باشد. بنابراین، این شرط به هنگام تحلیل به دو شرط زیر تقسیم میشود:
وجود رهبر برای این نهضت جهانی که بدون او چنین نهضتی راه نمیافتد.
این رهبر باید شایستگی رهبری در سطح یک حکومت جهانی را داشته باشد.
در بعضی از متون پیش از اسلام، بیشتر به حاکمیتِ شایستگان اشاره و به فرودستان نوید وراثتِ زمین داده شده است؛ اما در آموزههای دین اسلام، به طور روشن، رهبرِ آن جامعه آرمانی معرفی شده است. روشن است که انبوه روایات شیعه و اهل سنت، گواه اهتمام بزرگان دین اسلام به معرفی رهبر برای آن حرکت بزرگ جهانی بوده است. در این میان بهویژه در منابع روایی پیروان مکتب اهل بیت (ع) به روشنی نَسَب و ویژگیهای آن رهبر بزرگ بیان شده است. شیعیان با دلیلهای محکم، تحقق این شرط را با ولادت فرزندی برای امام حسن عسکری (ع) قطعی میدانند؛ از اینرو معتقدند که از میان چهار شرط معروف در روایات، به طور قطع شرط دوم نیز پدید آمده است»[۲].
«شرط دوم: وجود رهبر و پیشوائی شایسته و بزرگ که شایستگی رهبری همه جانبه آن روز را داشته باشد. در این باره در ضمن دو نکته به بحث میپردازیم:
نکته اول: این شرط به هنگام تحلیل به دو شرط زیر تقسیم میشود:
اول: وجود رهبر برای این نهضت جهانی که بدون او چنین نهضتی راه نمیافتد.
دوم این رهبر باید شایستگی رهبری در سطح جهانی را داشته باشد.
یک جامعه را در یکی از سه حالت ذیل میتوانیم در نظر گیریم:
هر فردی به تنهائی شایسته رهبری باشد، تا چه رسد به صورت جمعی.
فرد به تنهائی نتواند وظائف رهبری را انجام دهد، بلکه رأی و نظریه متفق علیه عموم را اتخاذ کند.
هم فرد و هم جامعه ناقص بوده و شایستگی رهبری نداشته باشند.
صورت اول از درجه اعتبار ساقط است. زیرا هیچگاه و در هیچ زمانی نه در گذشته و نه در آینده این وضعیت قابل تحقق نیست و هیچ قانونگذار و فیلسوف و جامعهشناسی مدعی آن نمیتواند بشود که چنین وضعی پیش آید که تمام افراد، شایسته رهبری باشند و هر کس به تنهائی رهبر باشد. و اگر بخواهد روز موعود متوقف بر چنین حالتی باشد، هیچگاه فرا نخواهد رسید و این انتظار بیهوده خواهد بود و هیچیک از ادیان آسمانی که نوید چنان روزی را دادهاند، چنین مطلبی را نگفتهاند. علاوه بر آن چنین تلازمی بین این دو مسأله نیست که اگر فردی در صورت انفرادی شایستگی رهبری را داشته باشد، در صورت اجتماعی هم شایستگی خواهد داشت. زیرا در صورت انفرادی برخورد تضاد آراء و اندیشهها چندان نیست و لذا رهبری آسانتر انجام میگیرد، ولی در صورت رهبری جمعی به جهت برخورد و تضاد اندیشهها، رهبری دشوار میگردد. بنابراین هرگونه شایستگی رهبری فردی همراه شایستگی رهبری جمعی نخواهد بود، و اگر گفته شود که بر طبق موازین دموکراسی جدید، برخی از اشخاص و یا گروه اقلیت نظریه خود را پس گرفته و یا به نظر آنها اعتنا نشده و ملاک رأی اکثریت است، در این صورت زیان جبرانناپذیر و ظلمی ناروا انجام گرفته است. و اما صورت سوم؛ بدیهی است که این حالت نیز بیاعتبار است. زیرا اجتماع ناقصها هیچگاه کمال آفرین نخواهد بود. اگر اندیشه جمعشده آنها ناقص باشد، خواه ناخواه رهبری آنان نیز ناقص بوده و از پیاده کردن نقشه عدالت جهانی ناتوان خواهند بود[۳].
حجت الاسلام و المسلمین سید جعفر موسوینسب، در کتاب «دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان» در اینباره گفته است:
«از شرایط لازم انقلاب، وجود رهبری آگاه و توانمند و دلسوز است تا با آشنایی کامل از برنامهها و اهداف و زمینهها و موانع با مدیریت صحیح و قاطع حرکت اصلاحی را به سرانجام مطلوب برساند "به عنوان مثال"[۴] این شرط نیز در قیام و ظهور حضرت مهدی (ع) موجود است، زیرا رهبری این انقلاب به عهده بقیة اللّه الاعظم (ع) است که او امام است و معصوم و متصل به سرچشمه وحی و عارف به قرآن و معارف دین و مؤید به تأییدات خاصه الهی»[۵].
حجت الاسلام و المسلمین عبدالمجید زهادت، در کتاب «معارف و عقاید ۵ ج۲» در اینباره گفته است:
«از اولین شروط اصلی و اساسی برای یک قیام و انقلاب تأثیر گزار و سازنده، وجود رهبر و پیشوایی آگاه، توانمند و دلسوز است تا با آشنایی کاملی که از برنامه و هدف و زمینهها و موانع دارد با مدیریتی صحیح و قاطع، حرکت و خیزش را به درستی هدایت کرده و به سرانجام مطلوب برساند. رهبر حرکت عظیم و جنبش بزرگ جهانی، مصلح کل و منجی عالم، امام مهدی (ع) میباشد. شخصیتی که فرزند ولایت بوده و در دامان امامت پرورش یافته است. آخرین وصیّ پیامبر خاتم بوده و به سرچشمه وحی متصل است. او که در سال ۲۵۵ق به دنیا آمده و نزدیک به هزار و دویست سال است که عمر پربرکت خویش را در میان مردم گذرانده و ملّتها، دولتها، حرکتها و قیامهای مختلف را به نظاره نشسته است. (بنابراین این شرط از قیام فراهم و آماده میباشد)</ref>»[۶].
حجت الاسلام و المسلمین خدامراد سلیمیان، در کتاب «پرسمان مهدویت» در اینباره گفته است:
«با به رهگیری از سخنان معصومین (ع) استفاده میشود که بخشی از بنیادیترین آنها: (...) رهبر و هدایتگری بزرگ، شایسته و معصوم که از سوی خداوند منصوب شده است. و این شرط نیز در پگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری، با فرود آمدن نور آخرین ذخیره الهی در بیت شریف امام عسکری (ع) تحقق یافت»[۷].
حجت الاسلام و المسلمین علی رضا رجالی تهرانی، در کتاب «یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان» در اینباره گفته است:
«شرط دوّم: وجود رهبر و پیشوایی شایسته و بزرگ که شایستگی رهبری همهجانبه آن روز را داشته باشد، که وجود دارد</ref>»[۸].
«شرط دیگر برای پیدایش یک انقلاب، وجود رهبر و پیشوایی آگاه، توانمند، شجاع، قاطع، دلسوز و فداکار است، تا با آشنایی کامل از اهداف و برنامهها، امکانات و زمینهها، موانع و مشکلات، با مدیریتی صحیح و هوشمندانه، حرکت انقلاب را رهبری کند و تا آخرین نفس ادامه دهد.
انقلاب عظیم امام مهدی (ع) نیز دارای این شرط است. رهبر این انقلاب، بزرگ مردی از دودمان پیامبر (ص) و سلسله نورانی امامت است که در دامان ولایت پرورش یافته و وارث علوم انبیا و آگاه به قرآن و معارف دین است. پیامبر اعظم (ص) در بیانی فرمود: مهدی این امت از ما است، کسی که زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که از جور و ظلم پر شده است.[۹]»[۱۰].
نویسندگان کتاب «نگین آفرینش» در این باره گفتهاند:
«در همه قیامها، نیاز به رهبر از ابتدایی ضرورتهای قیام شمرده میشود. هر چند قیام، وسیعتر و دارای اهداف بلندتری باشد، نیاز به رهبری توانا و متناسب با آن اهداف بیشتر احساس میشود. در مسیر مبارزه جهانی با ظلم و ستم و حاکمیت عدالت و مساوات در کره زمین وجود رهبری آگاه و توانا و دلسوز که از مدیریتی صحیح و قاطع برخوردار باشد، رکن اصلی و اساسی انقلاب است. حضرت مهدی (ع) که عصاره انبیا و اولیا است به عنوان رهبر قیام بزرگ زنده و حاضر است، او تنها رهبری است که به دلیل ارتباط با عالم غیب، به همه هستی و روابط موجود در آن آگاهی کامل دارد و داناترین انسانهای زمان خویش است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: "آگاه باشید که مهدی (ع) وارث تمام علوم است و بر تمام دانشها احاطه دارد.[۱۱] او یگانه رهبری است که از همه قید و بندها آزاد بوده و تنها دل در گرو رضایت آفریدگار عالم دارد؛ بنابراین قیام و حکومت جهانی از نظر رهبر و پیشوا نیز در بهترین شرایط قرار دارد»[۱۲].
پانویس
↑[[امام علی|امیر مؤمنان علی]] (ع)، درباره اهمیت وجود رهبر در هر جامعه فرمود: "وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ "؛ و همانا مردم ناگزیرند از داشتن زمامدار؛ چه نیکوکار و چه بدکار؛ سید رضی، نهج البلاغه، خطبه۴۰.