حجاج بن منهال انماطی

(تغییرمسیر از ابومحمد حجاج بن منهال)

مقدمه

ابومحمد حجاج بن منهال[۱] با نسبت‌های بصری[۲]، أنماطی[۳] و سلمی[۴]، از راویان اهل سنت است که برادری به نام «محمد بن منهال» داشته که او نیز از راویان حدیث بوده است[۵]. حجاج بن منهال از محدثانی همچون حماد بن سلمه، همام بن یحیی، یزید بن ابراهیم تستری و عبدالعزیز بن ماجشون حدیث آموخته و روایت کرده است[۶]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان بخاری، عبد بن حمید، احمد بن فرات می‌باشند.

نام وی در کتب رجالی علمای متقدم شیعه ذکر نشده است، لکن رجالیان اهل سنت بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند. ذهبی او را با عباراتی چون پیشوا، عابد، حجت[۷]، ثقه، با ورع[۸] و صاحب سنت[۹] ستوده است. علامه امینی نیز تصریح کرده است که بزرگانی چون عجلی، ابن قانع، ابوحاتم، نسایی و ابن سعد او را توثیق کرده‌اند[۱۰]. وی با وجود مذهب سنی، روایاتی در فضائل اهل بیت(ع) گزارش کرده است[۱۱]. طبق روایتی که ثعلبی نقل می‌کند، حجاج بن منهال حدیث مشهور تهنیت را درباره واقعه غدیر خم و تبریک خلیفه دوم به امام علی(ع) روایت کرده است[۱۲] که علمای عامه نیز با اسناد گوناگون به مضمون آن اذعان داشته‌اند[۱۳]. وی به سال ۲۱۷ قمری درگذشت[۱۴].[۱۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. شرح الأخبار، ج۳، ص۵۴۴-۵۴۵، ح۱۱۱۶؛ الیقین، ص۴۸۵.
  2. شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۱، ح۶۴۰.
  3. بیهقی، السنن الکبری، ج۱۰، ص۵۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۳۰، ص۲۲۱.
  4. سمعانی نوشته است کلمه سلمی را می‌‌توان به دو گونه قرائت نمود: السلمی: بفتح السین المهملة، و سکون اللام. هذه النسبة إلی الجد، و هو ممن کان فی آبائه و أجداده سلم...؛ السلمی: هذه النسبة بضم السین المهملة، و فتح اللام إلی سلیم، و هی قبیلة من العرب مشهورة یقال لها: سلیم بن منصور بن.... سمعانی، الأنساب، ج۳، ص۲۷۸؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۱، (ح ۶۴۰) و ۱۱۵، (ح ۷۴۷).
  5. سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۶۴۵، ش۲۲۷؛ تهذیب الکمال، ج۲۶، ص۵۱۳، ش۵۶۳۴؛ تاریخ الإسلام، ج۱۷، ص۳۴۶.
  6. سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۳۵۳، ش۸۸؛ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۲۶۲، ح۲۷؛ سنن الدارمی، ج۲، ص۳۲۹.
  7. سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۳۵۴، ش۸۸.
  8. الکاشف، ج۱، ص۳۱۳، ش۹۴۳؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۶۴۵، ش۲۲۷ ترجمه برادرش محمد بن منهال.
  9. العبر فی خبر من غبر، ج۱، ص۳۷۱، ش۲۱۷.
  10. الغدیر، ج۱، ص۸۵، ش۷۹.
  11. شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۱-۲۲: «... أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْمَکِّیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا حَجَّاجُ بْنُ مِنْهَالٍ السُّلَمِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ زَیْدٍ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صکَانَ یَمُرُّ بِبَابِ فَاطِمَةَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ- إِذَا خَرَجَ إِلَی صَلَاةِ الْفَجْرِ فَیَقُولُ: الصَّلَاةَ- یَا أَهْلَ الْبَیْتِ الصَّلَاةَ» ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.
    شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۱۵: «أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْمَکِّیُّ حَدَّثَنَا حَجَّاجُ بْنُ مِنْهَالٍ السُّلَمِیُّ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ زَیْدٍ عَنْ شَهْرِ بْنِ حَوْشَبٍ، عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صقَالَ: لِفَاطِمَةَ یَا بُنَیَّةُ ائْتِینِی بِزَوْجِکِ وَ ابْنَیْهِ فَجَاءَتْ بِهِمْ فَأَلْقَی رَسُولُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ کِسَاءً فَدَکِیّاً- ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَیْهِمْ- ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِکَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، فَإِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَرَفَعْتُ الْکِسَاءَ لِأَدْخُلَ مَعَهُمْ- فَجَذَبَهُ مِنْ یَدِی فَقَالَ: إِنَّکِ عَلَی خَیْرٍ».
    تاریخ مدینة دمشق، ج۷۰، ص۱۰۸: علی بن عبدالعزیز، نا حجاج بن منهال قالا: أنا داوود بن أبی الفرات، عن علباء بن أحمر، عن عکرمة، عن ابن عباس: أن رسول الله(ص) خط فی الأرض أربعة خطوط ثم قال: هل تدرون ما هذا؟ قالوا الله و رسوله أعلم قال: أفضل أهل الجنة خدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد(ص) و مریم بنت عمران و آسیة امرأة فرعون.
  12. خلاصة عبقات الأنوار، ج۷، ص۱۲۲، (ح ۶۹) و ۲۹۴.
  13. الموفق بن أحمد المکی الخوارزمی؛ أبو المؤید مؤلف... مناقب أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب کان فقیها أدیبا له خطب و شعر. أصله من مکه أخذ العربیة عن الزمخشری بخوارزم و تولی الخطابة بجامعها. الأعلام، ج۷، ص۳۳۳؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۹، ص۳۲۸؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۲۰-۲۲۲ و ۲۳۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۱۹۷؛ النهایه (ابن اثیر]، ج۵، ص۲۲۸؛ لسان العرب، ج۱۵، ص۴۱۰؛ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۳؛ خوارزمی، المناقب، ص۱۵۵-۱۵۶، ح۱۸۳.
  14. ر.ک: الکاشف، ج۱، ص۳۱۳، ش۹۴۳؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۴۰۴، ش۴۰۵؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۳۵۴، ش۸۸.
  15. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۶، ص۱۹۱-۱۹۷.