اخلاق اجتماعی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

اخلاق اجتماعی حوزه ارزش‌ها و ضد ارزش‌های حاکم بر رابطه فرد با افراد دیگر و جامعه است. مهمترین ارزش‌های اخلاق اجتماعی، حسن خلق که موجب کمال ایمان و بهره‌مندی از بهشت است، عدالت که تلاش انبیا در جهت تحقق عدالت در بُعد اجتماعی و فردی بوده است، انصاف، امر به معروف و نهی از منکر که سبب زنده ماندن و قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت می‌‌شود.

مقدمه

اخلاق اجتماعی حوزه ارزش‌ها و ضد ارزش‌های حاکم بر رابطه فرد با افراد دیگر و جامعه است. ارزش‌هایی مانند احسان، صلح و آشتی، امانتداری، انفاق، ایثار، حسن خلق، رفق و مدارا، و بسیاری دیگر از جمله مصادیق اخلاق اجتماعی به شمار می‌آیند. ارزش‌های اخلاقی در حوزه اخلاق اجتماعی عبارت‌اند از: اخوت و برادری. اسلام بر اخوت میان مسلمانان و دوستی و رفع اختلاف تأکید دارد[۱]. و مؤمن باید هرچه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز بپسندد. طبق حکم قرآن مؤمن باید برادر مؤمن باشد. این حکم در تمام جامعه عمومیت داشته و هر خیر و صلاحی را که انسان برای برادران خود می‌خواهد برای تمامی ملت بپسندد[۲]. برادری و احساس همدلی نعمت بزرگ خداوند است و همه باید این نعمت را قدر بدانند؛ ﴿وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا[۳][۴]اتحاد و برادری موجب بهبود و استحکام روابط اجتماعی و رمز موفقیت و پیروزی جامعه در رسیدن به اهداف و غلبه بر مشکلات و سختی‌هاست. نداشتن اتحاد موجب از دست رفتن دستاوردهای ملت می‌گردد[۵].

حسن خلق

حسن خلق از مهمترین ارزش‌های اخلاق اجتماعی است که موجب کمال ایمان و بهره‌مندی از بهشت است[۶]. در روایات متعددی انسان به حسن خلق فرا خوانده شده و اخلاق کریمانه را محبوب خداوند شمرده است[۷]. بر اساس روایات حسن خلق موجب بهره‌مندی از پاداش روزه‌داران[۸] و آبادانی شهرها و طول عمر[۹] می‌گردد؛ چنانکه سوء خلق ایمان انسان را فاسد[۱۰]، و خیر دنیا و آخرت را از بین می‌برد[۱۱] و انسان را به عذاب الهی گرفتار می‌سازد[۱۲]. آنچه فرد و جامعه را به مقامات عالی می‌رساند حسن خلق است که آن هم تنها خوش اخلاقی با مردم نیست بلکه به معنای پروراندن صفات نیکو و خلقیات فاضله در جان و انعکاس آنها در عمل انسان است[۱۳]. جامعه‌ای که در آن حسن خلق و مکارم اخلاقی رایج است بهشتی است که انسان‌ها در آن زندگی می‌کنند، امروز گرفتاری بیشتر جوامع در نبود اخلاق نیکوست[۱۴]. قرآن کریم دلیل گرایش مسلمانان به اسلام و پیامبر (ص) را در حسن خلق و رفتار ملاطفت‌آمیز رسول خدا (ص) می‌داند[۱۵].

عدل و احسان

عدالت و احسان مقوله‌ای ارزشمند است، و در تمامی عرصه‌های فردی و اجتماعی نقش دارد. تلاش انبیا در جهت تحقق عدالت در بُعد اجتماعی و فردی بوده است[۱۶]. تحقق چنین عدالتی بسیار دشوار است زیرا جامعه باید از لحاظ اخلاقی به کمال رسیده باشد تا بتوان عدالت کامل را در آن اجرا کرد[۱۷]. بدون چنین تحولی عدالت مورد نظر اسلام تحقق نمی‌یابد زیرا عده‌ای را که در صدد سوء استفاده از بیت‌المال هستند، ناراضی ساخته و موجبات کارشکنی آنان را فراهم می‌کند[۱۸]. امیرمؤمنان (ع) وظیفه زمامداران و مسئولان را، ملزم کردن خویش به رعایت عدالت و اولین گام در راه عدالت را دور کردن هواهای نفسانی دانسته است. «قَدْ أَلْزَمَ‏ نَفْسَهُ‏ الْعَدْلَ‏ فَكَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ»[۱۹]. در اندیشه انقلاب اسلامی عدالت و احسان، درسی است که از قرآن، بیانات پیامبر (ص) و امیرمؤمنان (ع) گرفته شده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ[۲۰] امیرمؤمنان دستور می‌دهد که به همه نیکی کنید، چون، یا برادر اسلامی تو است و یا به هر حال انسان است[۲۱]؛ منطق اسلام خدمت و محبت به همه انسان‌هاست[۲۲].

انصاف

انصاف به این معنی است که انسان با برادر مسلمان خود آن چنان رفتار کند که دوست دارد او با وی چنان رفتاری داشته باشد[۲۳]. فرق بین عدل و انصاف نیز آن است که مراد از انصاف تقسیم مساوی بوده و بیشتر در امور حسی است؛ ولی عدالت در محسوس و غیرمحسوس است. از این‌رو وقتی دست دزد قطع می‌شود گفته می‌شود عدالت درباره‌اش مراعات شد و به جای آن از واژه انصاف استفاده نمی‌شود[۲۴]. پیامبر اکرم (ص) یکی از نشانه‌های مؤمن واقعی را انصاف دانسته و می‌فرماید: کسی که با فقیر، همدردی کند و درباره مردم با انصاف باشد مؤمن واقعی است[۲۵]. از امیرمؤمنان علی (ع) نیز نقل شده است که هر کس با مردم به انصاف رفتار کند خداوند بر عزتش بیفزاید[۲۶]، همچنین از امام صادق (ع) نیز نقل شده است که بالاترین اعمال سه چیز است: رعایت انصاف نسبت به مردم تا آنجا که هر چه برای خود دوست داری برای آنان نیز دوست بداری، مواسات نمودن با برادرت در مال و یاد خدا در هر حال[۲۷]. حضرت علی (ع) در فرمان خود به مالک اشتر فرموده است نسبت به خدا و بندگانش انصاف را از دست مده و نسبت به اطرافیان و خانواده و زیردستانت انصاف داشته باش که اگر انصاف را پیشه خود نسازی ستم کرده‌ای[۲۸]. امام خمینی در سخنان خود خطاب به اقشار مختلف مردم آنها را در عملکردهایشان به انصاف دعوت می‌کرد و بر این امر تأکید می‌نمود[۲۹] و مؤمنین را در همه زمینه‌ها به رعایت انصاف دعوت می‌کرد[۳۰].

امر به معروف و نهی از منکر

در اسلام هیچ خطابی در زمینه مسائل اجتماعی شدیدتر، غلیظ‌تر و پرهیجان‌تر از امربه معروف و نهی از منکر وجود ندارد[۳۱]. این اصل تأمین کننده حضور عمومی مردم در صحنه اجتماعی، اهتمام به امور یکدیگر، احساس مسئولیت در برابر سرنوشت همدیگر و اصلاح امور اجتماعی است. جامعه اسلامی، با انجام این تکلیف زنده می‌ماند و قوام حکومت اسلامی، و بقای حاکمیت اخبار نیز به آن است؛ چرا که بر اساس روایات، ترک آن موجب تسلط بدترین افراد بر جامعه می‌گردد[۳۲]. از مهمترین و تأثیرگذارترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر آن است که شخص خود به انجام معروف اقدام نموده و از منکرات و مکروهات دور باشد و در حقیقت با رفتار خود امر به معروف و نهی از منکر نماید[۳۳]. ترویج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه سبب می‌شود که گناه در نظر مردم همیشه گناه باشد و مفاسد اخلاقی رفتار نیک تلقی نگردد[۳۴].

نظم و قانونمندی

نظام اخلاق اسلامی تأکید بسیاری بر رعایت نظم و قانونمندی دارد و در حقیقت اخلاق و قانون رکن اساسی هر جامعه‌ای است و تحقق این دو تنها در سایه دین امکان‌پذیر است[۳۵]. فرمان یافتن مردم بر اطاعت اولی الامر بدان جهت است که مردم را در جهت رعایت نظم و قانون نگهدارند زیرا تجاوز از قانون موجب فساد ملت‌هاست[۳۶]. قرآن کریم در عین اینکه پیامبر اسلام (ص) را به نرمش و مدارا در برابر مؤمنان فرا می‌خواند[۳۷]، از او می‌خواهد در ایجاد نظم و قانون سختگیرانه رفتار نماید[۳۸]. در هر دو آیه غلظت به کار رفته با این تفاوت که در آیه نخست که در رفتار با مؤمنان است از آن نکوهش شده اما در آیه دوم که در اجرای قانون و اداره جامعه و ایجاد نظم است مطلوب دانسته شده است[۳۹]. در جامعه اسلامی قانون با اخلاق و تربیت رابطه متقابل دارند. هر قانونی آثار فرهنگی، تربیتی و اخلاقی در رفتار مردم دارد بر این اساس وظیفه قانونگذار است که قوانین را به نحوی طراحی کند که روحیه نظم و قانون‌پذیری را در مردم تقویت نماید[۴۰].[۴۱]

منابع

پانویس

  1. امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۴.
  2. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۵۲.
  3. «و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمت‌های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دل‌های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.
  4. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۸۰.
  5. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۳/۴/۱۳۶۸؛ ۱۳/۱۱/۱۳۷۷.
  6. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۲، ص۱۰؛ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۱۳.
  7. صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص۴۴۰-۴۴۱.
  8. صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص۴۴۱.
  9. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۲، ص۱۰۰.
  10. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۲، ص۳۲۱.
  11. صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص۳۴۴.
  12. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا (ع)، تحقیق حسین اعلمی، ج۱، ص۳۴؛ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۱۳.
  13. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۶/۱/۱۳۸۵.
  14. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۷/۹/۱۳۷۶.
  15. ﴿فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹؛ مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۱۷۳-۱۷۴.
  16. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶.
  17. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۱/۱/۱۳۷۶.
  18. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۱/۱/۱۳۷۶.
  19. نهج البلاغه، خطبه ۸۷ (۱۱۹)؛ خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۶/۱۲/۱۳۷۹.
  20. «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد» سوره نحل، آیه ۹۰.
  21. نهج البلاغه، نامه ۵۳ (۴۲۷).
  22. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۹/۸/۱۳۹۲.
  23. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۴۲.
  24. عسکری، ابوهلال حسن بن عبدالله، الفروق فی اللغة، ص۲۲۸.
  25. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۵.
  26. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۳.
  27. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۱.
  28. نهج البلاغه، نامه ۵۳ (۴۲۸).
  29. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۲۹-۱۳۱.
  30. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۲۸۴.
  31. ر. ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  32. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۵، ص۵۶؛ خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۷/۵/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  33. امام خمینی، تحریر الوسیله، ص۳۷۶.
  34. ر. ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ امر به معروف و نهی از منکر.
  35. مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۴۰۰؛ رک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۴۷۸-۴۷۹.
  36. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۹.
  37. ﴿فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  38. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ «ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره توبه، آیه ۷۳.
  39. ر. ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۶/۱/۱۳۷۹.
  40. خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۳/۴/۱۳۸۸.
  41. گرامی، علی، مقاله «اخلاق»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی، ص ۶۴.