ایوب بن نوح بن دراج نخعی در معارف و سیره رضوی

آشنایی اجمالی

او از ثقات اهل حدیث می‌باشد، نام وی در همه کتب رجال ذکر شده و همگان از وی تجلیل و تکریم کرده‌اند اخبار و آثار او را مورد عمل قرار داده و به فضل و دانش او اقرار دارند، شیخ طوسی او را در رجال خود از یاران امام رضا(ع) ذکر کرده و گوید: او از موالیان نخع بود و در کوفه اقامت داشت و در نقل حدیث از ثقات به شمار می‌رفت.

در فهرست گوید: ایوب بن نوح بن دراج از ثقات است، او کتابی تألیف کرده و روایات و مسائلی از ابوالحسن سوم روایت می‌کند، که سعد بن عبدالله و حمیری از وی نقل می‌کنند. علامه حلی گفته ایوب بن نوح از ثقات است، او مردی با ورع و اهل عبادت بود، و در میان اهل حدیث مقامی ارجمند داشت و همه از وی تجلیل می‌کردند.

نجاشی گوید: ایوب بن نوح ابوالحسین نخعی وکیل امام هادی و امام عسکری(ع) بوده، و در نزد آن دو بزرگوار محترم بود و مقامی عظیم داشت، وی محل اطمینان و امین و با ورع و اهل عبادت بود و در روایت از ثقات به شمار می‌رفت پدرش نوح بن دراج در کوفه قاضی بود، او و برادرش جمیل بن دراج اعتقاد درستی داشتند، ایوب از گروهی که امام صادق(ع) را درک کرده بودند روایت می‌کند.

حمدان نقاش گوید: ایوب یکی از بندگان صالح و شایسته خداوند بودند، کشی گوید: از او بعد از مرگ فقط یک صد و پنجاه دینار باقی ماند، ابومحمد رازی گوید: من و ابوعبدالله برقی در عسکر بودیم که رسولی از امام عسکری آمد و گفت: ایوب بن نوح و ابراهیم بن محمد همدانی و احمد بن حمزة و احمد بن اسحاق، همگان از ثقات به شمار می‌روند.

ابن حجر گفته: ایوب بن نوح نخعی کوفی از علی بن موسی الرضا(ع) و فرزندش ابوجعفر و عباس بن عامر روایت می‌کند، او از رضا و فرزندش وکالت می‌کرد، محمد بن علی بن محبوب و احمد بن محمد بن خالد و سعد بن عبدالله قمی و عبدالله بن جعفر حمیری و دیگران از وی روایت می‌کنند، او روایات و مسائلی در لغت جمع کرده بود و پدرش در کوفه منصب قضا داشت.

او از حضرت رضا(ع) روایاتی نقل کرده، او می‌گوید: امام رضا(ع) فرمودند: انجام هفت چیز بدون در نظر گرفتن هفت چیز دیگر مسخره کردن هفت چیز اول می‌باشد، هرکس با زبان استغفار کند و قلبش پشیمانی نداشته باشد خود را استهزاء کرده است.

هر کس از خداوند توفیق بخواهد و در انجام کارها کوشش نکند خود را ریشخند کرده است، هرکس احتیاط کند و در کارها حزم داشته باشد ولی بدون ترس از عاقبت آن کار را انجام دهد خود را مسخره کرده است، هرکس از خداوند بهشت را آرزو کند و در سختی‌ها شکیبایی نداشته باشد خود را مسخره کرده است و هرکس از آتش به خداوند پناه برد و از شهوات دست نکشد خود را استهزاء کرده است.[۱]

منابع

پانویس