ایوب بن نوح بن دراج نخعی

(تغییرمسیر از ایوب بن نوح)

آشنایی اجمالی

ایوب بن نوح بن دراج[۱] با کنیه «ابوالحسین» و لقب «نخعی»[۲]، از موالی[۳]، محدثان کوفی[۴] و وکلای امام هادی و امام حسن عسکری(ع)[۵]، از اصحاب امام رضا(ع)[۶]، امام جواد(ع)[۷] و امام هادی(ع)[۸] در طبقه هفتم راویان[۹] به شمار می‌رود. وی از آن سه بزرگوار روایت کرده است[۱۰]. ایوب بن نوح افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون الحسین بن علی الوشاء و محمد بن أبی عمیر حدیث آموخته و روایت کرده است[۱۱]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان محمد بن عیسی بن عبید، سعد بن عبدالله القمی، علی بن ابراهیم بن هاشم و محمد بن الحسن الصفار[۱۲] می‌باشند.

با توجه به جایگاه بلند وی نزد ائمه[۱۳]، بزرگانی چون شیخ طوسی[۱۴] و نجاشی بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند. نجاشی نوشته است: ایوب بن نوح فردی امین، به شدت پارسا، کثیر العباده و در روایاتش موثق بود[۱۵]. علامه حلی نیز او را وکیلی بلندمرتبه، امین و ثقه معرفی کرده است[۱۶]. همچنین روایاتی نقل شده که امام هادی(ع) ایوب بن نوح را مردی بهشتی دانسته است[۱۷]. طبق روایتی که ایوب بن نوح نقل می‌کند، گویا وی در کوفه از آزار قاضی آن شهر به نام جعفر بن عبدالواحد در رنج بوده و پس از نامه‌نگاری و شکایت به امام هادی(ع)، حضرت به او وعده دادند که تا دو ماه دیگر امر او کفایت می‌شود و با عزل قاضی در آن مدت، وی آسوده شده است[۱۸].

از تاریخ وفات وی گزارشی ثبت نشده، اما کتاب‌های نوادر[۱۹] و مجموعه‌ای از روایات و مسائل از امام هادی(ع)[۲۰] از آثار اوست[۲۱].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. علامه حلی در ضبط دراج می‌نویسد: بتشدید الراء، و الجیم أخیرا، و الدال المهملة أولا المفتوحة. ایضاح الإشتباه، ص۸۲، ش۴.
  2. سمعانی: النخعی: بفتح النون و الخاء المعجمة بعدها العین المهملة، هذه النسبة إلی النخع، و هی قبیلة من العرب نزلت الکوفة. سمعانی، الأنساب، ج۱۳، ص۶۲، ش۴۰۹۱.
  3. لسان المیزان، ج۱، ص۴۹۰. یادآوری می‌شود از آنچه که ابن حجر به شیخ طوسی نسبت داده، تنها عبارت "له روايات ومسائل" در الفهرست دیده می‌شود.
  4. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۰۲، ش۲۵۴.
  5. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۰۲، ش۲۵۴.
  6. ر.ک: رجال البرقی، ص۵۴؛ رجال الطوسی، ص۳۵۲، ش۵۲۱۴.
  7. ر.ک: رجال البرقی، ص۵۷؛ رجال الطوسی، ص۳۷۳، ش۵۵۲۴.
  8. ر.ک: رجال البرقی، ص۵۷؛ رجال الطوسی، ص۳۸۳، ش۵۶۴۲.
  9. ر.ک: طبقات رجال التهذیب، ص۱۴۹.
  10. «حدثنی أبی، عن سعد بن عبدالله، قال: حدثنی علی بن إبراهیم الجعفری، عن حمدان الدسوائی [الدستوائی] قال: دخلت علی أبیجعفر الثانی(ع) فقلت: ما لمن زار أباک بطوس فقال(ع): من زار قبر أبیبطوس غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر. قال حمدان: فلقیت بعد ذلك أیوب بن نوح بن دراج فقلت له: یا أبا الحسین! إنی سمعت مولای أبا جعفر(ع) یقول: من زار قبر أبیبطوس غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تأخر فقال أیوب: و أزیدک فیه؟ قلت: نعم. قال: سمعته یقول: ذلک یعنی أبا جعفر: و أنه إذا کان یوم القیامة نصب له منبر بحذاء منبر رسول الله(ص) حتی یفرغ الناس من الحساب [حتی یفرغ الله من حساب الخلائق]». کامل الزیارات، ص۵۰۵ - ۵۰۶، ح۷۸۸؛ ر.ک: الکافی، ج۱، ص۳۴۱، ح۲۵؛ التوحید، ص۱۴۵، ح۱۳.
  11. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۲۵۸، (ح۱)، ج۲، ص۱۱۲، (ح۹)، ج۳، ص۱۰، (ح۷)، ص۴۲۹، (ح۷)، ص۵۰۶، (ح۲۲)، ج۴، ص۵۵۶، (ح۱۴)، ج۶، ص۱۳۲، (ح۹)؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۱۷۹، ح۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۷، (ح۴)، ص۳۳۹، (ح۹۸۸)؛ ثواب الاعمال، ج۱، ص۲۱۲، ح۱؛ علل الشرایع، ج۲، ص۳۶۱، ح۱.
  12. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۱۰۷، (ح۴)، ص۲۵۸، (ح۱)، ص۳۴۱، (ح۲۵)، ص۴۱۱، (ح۱)؛ ج۲، ص۱۱۲، (ح۹)، ص۴۴۸، (ح۳)؛ ج۳، ص۱۰، (ح۷)، ص۲۴۹، (ح۷)؛ ج۴، ص۱۷۴، ح(۲۴)، ج۵، ص۳۴۳، (ح۲)، ص۴۸۵، (ح۴)؛ الأمالی (صدوق)، ج۱، ص۵۵، ح۹؛ کامل الزیارات، ص۲۴۶، ح۵؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۷۰، (ح۱)، ص۳۸۱، (ح۴)، ص۴۸۱، (ح۸)؛ ص۴۸۱، (ح۱۰)؛ علل الشرایع، ج۲، ص۳۵۷، ح۲؛ معانی الأخبار، ج۱، ص۱۷۹، ح۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۳۹، ح۹۸۸؛ الخصال، ج۱، ص۲۶، ح۹۴.
  13. عظیم المنزلة عندهما. رجال النجاشی، ص۱۰۲، ش۲۵۴.
  14. طوسی، الفهرست، ص۴۳، ش۵۹؛ الرجال، ص۳۵۲، ش۵۲۱۴، ص۳۷۳، ش۵۵۲۴، ص۳۸۳، ش۵۶۴۲.
  15. "مأمونا وكان شديد الورع، كثير العبادة، ثقة في رواياته" ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۰۲، ش۲۵۴.
  16. "أبو الحسين ثقة له كتب وروايات ومسائل عن أبي الحسن الثالثة وكان وكيلاً لأبي الحسن وأبي محمد(ع) عظيم المنزلة عندهما مأمونا شديد الورع كثير العبادة ثقة في رواياته" خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۲، ش۱.
  17. «ذکر عمرو بن سعید المدائنی و کان فطحیا قال: کنت عند أبیالحسن العسکری(ع) بِصَریا إذ دخل أیوب بن نوح و وقف قدامه فأمره بشیء ثم انصرف و التفت إلی أبو الحسن(ع) و قال: یا عمرو! إن أحببت أن تنظر إلی رجل من أهل الجنة فانظر إلی هذا». طوسی، الغیبه، ص۳۴۹ - ۳۵۰.
  18. «أَيُّوبُ بْنُ نُوحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ قَدْ تَعَرَّضَ لِي جَعْفَرُ بْنُ عَبْدِ اَلْوَاحِدِ اَلْقَاضِي وَ كَانَ يُؤْذِينِي بِالْكُوفَةِ أَشْكُو إِلَيْهِ مَا يَنَالُنِي مِنْهُ مِنَ اَلْأَذَى فَكَتَبَ إِلَيَّ تُكْفَى أَمْرَهُ إِلَى شَهْرَيْنِ فَعُزِلَ عَنِ اَلْكُوفَةِ فِي شَهْرَيْنِ وَ اِسْتَرَحْتُ مِنْهُ» کشف الغمه، ج۲، ص۳۸۵ - ۳۸۶.
  19. ر.ک: رجال النجاشی، ص۱۰۲، ش۲۵۴.
  20. طوسی، الفهرست، ص۴۳، ش۵۹.
  21. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۴۱۷-۴۲۵.