بحث:ابراهیم بن یزید نخعی
ابوعمران ابراهیم بن یزید النخعی، از نخع مذحج، فقیه اهل کوفه، از اصحاب امام علی و امام سجاد (ع)است[۱]. وی از ابن عباس، خالد اسود بن یزید، خیثمة بن عبدالرحمان، ربیع بن خثیم، ابی الشعثاء سلیم بن اسود محاربی، سهم بن منجاب، سوید بن غفلة، شریح بن ارطاة، شریح بن حارث قاضی، عابس بن ربیعة و دیگران روایت کرده است[۲]. ابراهیم نخعی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان ابراهیم بن مهاجر بجلی، حارث بن یزید عکلی، حر بن مسکین، حسن بن عبیدالله نخعی، حکم بن عتیبة، حکیم بن جبیر، حماد بن ابی سلیمان، زبید یامی، الزبیر بن عدی، ابومعشر زیاد بن کلیب، سلیمان اعمش، سماک بن حرب، شباک ضبی، شعیب بن حبحاب و عبدالله بن شبرمة میباشند[۳].
درباره شخصیت ابراهیم نخعی، میان علما و رجالنویسان اختلاف است. برخی چون علامه ابن شهرآشوب مازندرانی و علامه شوشتری وی را ناصبی دانسته و مدعی شدهاند که از حضرت حسین(ع) تخلف کرده و با ابن اشعث در جیش ابن زیاد به خراسان رفته است[۴][۵][۶]. در مقابل، بزرگانی چون علامه سید محسن جبل عاملی و علامه مامقانی بر تشیع یا امامی بودن وی تأکید کردهاند. علامه جبل عاملی نوشته است: ذکر شیخ طوسی نام او را در اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسین علیهماالسلام آورده، قول وی «ما أنا بسبائی ولا مرجی» نشان میدهد خود را حد وسط میان غلو و ارجاء قرار داده، گفته «علی أحب إلی من عثمان»، فتوای به مسح به جای غسل، تشدید بر مرجئه، طلب حجاج برای دستگیری و سب و لعن حجاج، و قول سعید بن جبیر که «أ تستفتونی و فیکم إبراهیم» همه بر تشیع وی دلالت دارند[۷]. علامه مامقانی نیز روایاتی را نقل کرده که دلالت دارد ابراهیم نخعی امام علی و امام سجاد علیهماالسلام را نیز درک کرده و به استناد ذکر نام وی در رجال شیخ طوسی، او را امامی دانسته است[۸][۹]. طبق روایتی که خیثمة از کتاب سلیم نقل میکند، گویا ابراهیم نخعی هنگام وفات شهادت داده که علی بن ابیطالب وصی محمد، حسن وصی علی، حسین وصی حسن و علی بن الحسین وصی حسین است و گفته «علی هذا أحیا و علیه أموت، و علیه کان علقمة و الأسود»[۱۰].
تاریخ دقیق وفات وی معلوم نیست، ولی به تصریح بیشتر مورخان و رجالیان اهل سنت وی اندکی پس از مرگ حجاج بن یوسف ثقفی به سال ۹۵ یا ۹۶ هجری قمری درگذشته است[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]. او در زمان حجاج زندگی پنهانی داشت و شبانه دفن گردید[۱۸][۱۹][۲۰].
- ↑ ابراهیم بن یزید النخعی (رجال الطوسی، ص۵۷، ش۴۷۷)؛ إبراهیم بن یزید النخعی الکوفی، یکنی أبا عمران، مات سنة ست و تسعین، مولی و کان أعور؛ (رجال الطوسی، ص۱۱۰، ش۱۰۷۳).
- ↑ تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۳۴ - ۲۳۵، ش۲۶۵.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۳۵ - ۲۳۶، ش۲۶۵.
- ↑ متشابه القرآن و مختلفه، ج۲، ص۷۱.
- ↑ مناقب آل أبی طالب(ع) (ابنشهرآشوب)، ج۲، ص۵؛ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۲۹.
- ↑ قاموس الرجال، ج۱، ص۳۴۲ - ۳۴۳، ش۲۴۶.
- ↑ أعیان الشیعه، ج۲، ص۲۵۰، ش۴۷۰.
- ↑ تنقیح المقال، ج۵، ص۱۲۳ - ۱۲۴، ش۶۴۶.
- ↑ و لم یرد من أصحابنا توثیق الرجل،... و إن کان ربما یکشف عد الشیخ إیاه من أصحاب أمیر المؤمنین و السجاد(ع) و عدم غمزه فی مذهبه کاشف عن کونه إمامیاً - کما أوضحناه فی الفائدة السادسة - وانضم إلی ذلک المدائح المذکورة، اندرج الرجل فی الحسان، والله العالم؛ (تنقیح المقال، ج۵، ص۱۲۳ - ۱۲۴، ش۶۴۶).
- ↑ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج۲، ص۹۲۳، ح۶۸.
- ↑ ر. ک: المعارف، ص۴۶۳.
- ↑ ر. ک: طبقات خلیفه، ص۲۶۵ - ۲۶۶.
- ↑ ر. ک: التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۳۴، ش۱۰۵۲.
- ↑ ر. ک: تهذیب الکمال، ج۲، ص۲۴۰.
- ↑ ر. ک: الکاشف، ج۱، ص۲۲۷، ش۲۲۱؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۷۴، ش۷۰.
- ↑ ر. ک: تهذیب التهذیب، ج۱، ص۱۵۵، ش۳۲۵.
- ↑ الثقات (ابن حبان)، ج۴، ص۸.
- ↑ ر. ک: التاریخ الصغیر، ج۱، ص۲۵۶؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۳۴، ش۱۰۵۲.
- ↑ و قال أبوعون: کنت فی جنازة إبراهیم فما کان فیه إلا سبعة أنفس، و صلی علیه عبدالرحمن بن الأسود بن یزید و هو ابن خاله؛ (المعارف، ص۴۶۴).
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، ج۱ ص۵۴۳-۵۴۵.