بحث:حضرت اسماعیل علیه السلام
مقدمه
اسماعیل یکی از پیامبران الهی که در قرآن از او و حوادث زندگیاش یاد شده است. پدرش حضرت ابراهیم (ع) و مادرش "هاجر" بود. ابراهیم، آن کودک خردسال را همراه مادرش از فلسطین به مکه آورد و در سرزمین خشک بین کوه صفا و مروه گذاشت و برگشت. هاجر در پی آب برای اسماعیل بود، ولی به اعجاز الهی از زیر پای اسماعیل چشمه زمزم جوشید. اسماعیل بزرگ شد، مکّه به تدریج آباد گشت و در یکی از سفرهای ابراهیم به مکه، اسماعیل در بازسازی خانه خدا (کعبه) با او همکاری کرد.
ابراهیم در پی خوابی که دید، به فرمان خدا پسر نوجوانش اسماعیل را به قربانگاه منا برد تا ذبح کند و چون خداوند، ایمان و اطاعت آن پدر و پسر را دید، گوسفندی را به جای اسماعیل فرستاد تا فدا شود. از این رو به حضرت اسماعیل، لقب "ذبیح الله" داده شده است. وی پس از پدر به پیامبری رسید. اجداد و نیاکان پیامبر اسلام، از فرزندان اسماعیلاند. قبر حضرت اسماعیل و مادرش هاجر، در "حِجر اسماعیل" کنار کعبه است[۱].
اسماعیل(ع)
«اسماعیل» فرزند پیامبر الهی، حضرت ابراهیم خلیل(ع) است که در میان مسلمانان به عنوان ذبیح شناخته میشود و نسب پیامبر اکرم(ص) به او میرسد. نام وی در منابع اسلامی غالباً عجمی و مرکب از دو واژه «اسمع» و «عیل» به معنای «خدایا بشنو» دانسته شده است. گفتهاند که ابراهیم به هنگام درخواست فرزند از خدا با این کلمات سخن خود را آغاز کرد.
نام حضرت اسماعیل یازده بار در قرآن مطرح و بر پاکی او تأکید شده است. از جمله مواردی که به رسالت او تصریح گردیده دو آیه ذیل میباشد:
- ﴿قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ﴾[۲].
- ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا﴾[۳].
اسماعیل فرزند بزرگتر ابراهیم خلیل بود که از هاجر (کنیز ساره) همسر ابراهیم در زمانی که ابراهیم در سن ۹۹ سالگی ـ و به نقل از «ابن مسعود» ۱۱۷ سالگی ـ بود در فلسطین به دنیا آمد و پس از پس از چندی ابراهیم او را با مادرش به امر خداوند به سرزمین مکه برد[۴] و در آنجا سکونت داد و به حرمت اسماعیل، آب زمزم به وجود آمد و پس از آن، قبیله جرهم در آنجا سکنی گزیدند و چون اسماعیل چهار ساله شد، امر قربانی رسید و چون پدر و پسر تسلیم امر قربانی شدند، خداوند نیت آنان را پذیرفت و گوسفندی را توسط جبرئیل به جای اسماعیل فرستاد و چون به سن بلوغ رسید، با دختری از قبیله جرهم ازدواج کرد و از او فرزندانی آورد و خداوند او را به «عمالقه» یمن و جرهم و حضرموت به پیغمبری مبعوث نمود؛ «كَانَ رَسُولًا نَبِيّاً» و پنجاه سال آنان را به دین ابراهیم دعوت کرد و ایمان آوردند و چون عمرش به ۱۳۰ سال رسید، درگذشت[۵] و در کنار مادرش در حجر اسماعیل به خاک سپرده شد.
به روایت منابع اسلامی چون ساره از ابراهیم خواست هاجر و فرزندش را از او دور کند، وی اسماعیل(ع) و مادرش را به مکه برد و ایشان را در میان بیابان رها کرد. با رفتن ابراهیم تشنگی بر ایشان غلبه کرد، اما جبرئیل آب زمزم را برای ایشان از زمین بیرون آورد، اسماعیل پای بر زمین کوبید و از آن محل آب بیرون جوشید. ابراهیم(ع) دوبار به دیدن هاجر و اسماعیل رفت، و هر دو بار به علت اینکه فرزندش به شکار رفته بود موفق به دیدار او نشد. چون ساره از هاجر و فرزندش خشنود نبود، هاجر با ابراهیم به مکه رفت، و زمانی که ابراهیم(ع) به بنای کعبه پرداخت، اسماعیل(ع) پدر را در این کار یاری داد.
اعراب خود را از ذریه اسماعیل(ع) و عبران را از اخلاف اسحاق میدانند. و نیز میگویند که حضرت محمد(ص) از اخلاف قیدار بنی اسماعیل بوده است. احتمالاً اعرابی که ساکن جزیره سینا، تا کرانه خلیج فارس بودند، از بنی اسماعیل به شمار میآمدند[۶].[۷]
ذبح عظیم
حضرت ابراهیم(ع) در خواب دید باید فرزندش اسماعیل را قربانی نماید، خداوند متعال در قرآن مجید در سوره صافات فرموده است: ﴿وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ﴾[۸] به راستی این همان آزمایش آشکار بود؛ لذا موضوع را با اسماعیل در میان گذاشت و فرمود: ای پسرکم من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدر! آن چه را فرمانت دادهاند عمل کن که اگر خدا خواهد مرا از صابرین خواهی یافت، و چون تسلیم شدند و او را به پیشانی درانداخت، وی را ندا دادیم که ﴿قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾[۹] که این امتحانی آشکار بود و او را در ازای ذبیحهای بزرگ باز رهانیدیم.
مفسران شیعه و اهل سنت در این جا گفتهاند: مراد از ﴿بِذِبْحٍ عَظِيمٍ﴾ «قوچ» است و به گفته مرحوم علامه طباطبایی چون این ذبح به امر الهی است و به خداوند نسبت داده میشود؛ لذا عظیم نامیده شده و گرنه خود ذبح، فی نفسه عظیم نبوده است. بعضی از مفسران شیعه از جمله ملا محسن فیض کاشانی در تفسیر صافی، سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان، حویزی در تفسیر نورالثقلین و مرحوم مجلسی در بحارالانوار[۱۰] طبق حدیثی که در عیون اخبار الرضا از امام رضا(ع) روایت شده است، نقل کردهاند که در اینجا مراد از ﴿بِذِبْحٍ عَظِيمٍ﴾ قربانی عظیمی بود که جانشین ذبح اسماعیل قرار گرفت[۱۱].
ترجمه حدیث از این قرار است: «عبدالواحد بن محمد بن عبدوس نیشابوری» نقل کرد که: این حدیث را از «محمد بن علی بن قتیبه نیشابوری» شنیدم که او نیز از «فضل بن شاذان» شنیده بود که گفت: شنیدم از حضرت رضا(ع) که میفرمود: چون خداوند به حضرت ابراهیم(ع) دستور داد که به جای ذبح اسماعیل(ع) قوچی که فرستاده بود ذبح کند، ابراهیم(ع) در دل آرزو کرد: ای کاش فرزندش اسماعیل را به دست خود قربانی کرده بود و امر به ذبح قوچ به او نشده بود، تا دلش همچون دل پدری که فرزندش را ذبح کرده به درد آید و سزاوار والاترین درجات اهل ثواب که در مصائب صبر میکنند بگردد.
خداوند عزوجل به او وحی کرد که ای ابراهیم! محبوبترین خلق من نزد تو کیست؟ گفت: یا رب! هیچ آفریدهای از آفریدگانت برای من محبوبتر از حبیبت محمد(ص) نیست. خداوند وحی کرد: یا ابراهیم! آیا او عزیزتر است یا خودت؟ پاسخ داد: او عزیزتر است. خداوند پرسید: فرزند او برای تو عزیز است یا فرزند خودت؟ پاسخ داد: فرزند او. فرمود: قربانی شدن فرزند او به ظلم و ناحق به دست دشمنانش بیشتر دل تو را به درد میآورد؛ یا کشته شدن فرزندت به دست خودت در راه طاعت من؟ پاسخ داد: قربانی شدن او به دست دشمنانش برایم دلآزارتر است. خداوند فرمود: ای ابراهیم گروهی که گمان میکنند از امت محمد هستند، فرزندش حسین را، بعد از او از سر ظلم و عدوان میکشند، همچنان که گوسفندی را بکشند، و با این کار مستوجب غضب من میشوند. ابراهیم از این سخن بیتاب شد و دلش به درد آمد و اشک بر دیدگان آورد. خداوند بار دیگر به او وحی کرد که ای ابراهیم! جزع تو را بر فرزندت اگر او را کشته بودی با جزعت بر حسین و قتل او فدیه و معاوضه میکنم و برای تو رفیعترین درجاتی که ثواب صبر بر مصائب است قرار میدهم[۱۲]. و این همان است که فرمود: ﴿وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ﴾[۱۳].[۱۴]
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۵.
- ↑ «بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده ایمان آوردهایم» سوره بقره، آیه ۱۳۶.
- ↑ «و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درستپیمان و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۴.
- ↑ شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، ج۲، ص۵.
- ↑ سیره ابن هشام، ج۲، ص۵.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۴۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۵.
- ↑ «و به قربانی سترگی او را بازخریدیم» سوره صافات، آیه ۱۰۷.
- ↑ «تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدینگونه نکوکاران را پاداش میدهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۲۵ و ۲۲۶.
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۰۹.
- ↑ دائرةالمعارف تشیع، ج۸، ص۱۳.
- ↑ «و به قربانی سترگی او را بازخریدیم» سوره صافات، آیه ۱۰۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۹۸.