عبدالجبار معتزلی میگوید:[۴] "امام باید به آنچه مقام امامت اقتضا میکند و انجام آن به وی واگذار شده عالم یا در حکم عالم باشد (...) و علم به آنچه خارج از دایره امامت است بر او لازم نیست زیرا اگر لازم باشد باید به همۀ علوم بلکه امور غیبی نیز آگاه باشد، در حالی که چنین نظریهای (...) باطل است".[۵] او در جای دیگر درباره علم امام گفته است:[۶] "برای امامعلم به اندازۀ اجتهاد و حل مشکلات مردم و توان تشخیصِ قول ضعیف از قوی لازم است".[۷]
ابن ابیالحدید معتزلی نیز در شرح کلامحضرت علی(ع) که فرموده: ««فَاسْأَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی..».»[۸] میگوید:[۹] "این سخن حضرت نه ادعای خدایی و نه ادعای پیامبری است، بلکه اشاره به این نکته است که اسرار غیبی را از پیامبر آموخته است؛ سپس میگوید: ما امیرالمؤمنین(ع) را در خبرهایی که از غیب داده آزمودهایم و همۀ آنها را مطابق با واقع یافتیم و این واقعنمایی بهتریندلیل بر صدق این ادعای حضرت است.[۱۰]
ابن ابی الحدید معتزلی میگوید: "ما منکر وجود افرادی که خبر از غیب میدهند نیستیم، ولی آن را مستند به خداوند متعال میدانیم که با قدرت و تمکین و آمادگی اسباب آن، به آنها اعطا نموده است. اگر اخبار دهندۀ از امور غیبی مدعی نبوت باشند آن اخبار از غیب به اذن و قدرتخداوند است و خداوند به این وسیله استدلال مکلّفین بر صدقادعای نبوت را اراده کرده است... اما اگر اخبار دهنده از مدعیان غیر نبوت باشند، آن وقت به حال او توجه میشود، اگر از صالحین و پرهیزگاران باشد، به او آگاهی از غیب نسبت داده میشود از باب اینکه کرامتی است که خداوند آن را به وسیله او آشکار کرده است تا اینکه فصل ممیزی بین او و دیگران باشد، همانطور که امور غیبی در حقامیرالمؤمنین(ع) صادر شده است. اما اگر از صالحین و پرهیزگاران نباشد، او ساحر، کاهن و مانند اینها خواهد بود".[۳۴] او در شرح خطبه پنجاه و هشت نهج البلاغه که قبل از جنگ با خوارج برای یاران خود بیان فرموده و از محل کشته شدن دشمنان و تعداد آنها و تعداد شهداء از یاران خود خبر داده است میگوید: "این خبر از روایاتی است که قریب به تواتر است چون مشهور بوده و مردم جمعاً آن را نقل کردهاند و از معجزات و اخبار مفاصله از کشفغیبامیرالمؤمنین(ع) است"؛ او در ادامه میگوید : "اخبار بر دو قسم است: اخبار مجمل که در آن معجزهای به نظر نمیرسد، (...) و اخبار مفصل که به طور مشروح و تفصیل از غیب پرده برمیدارد، همچون خطبه حضرت علی(ع) که هیچ احتمال تلبّس در آن نمیرود. چون حضرت به تعداد معینی از اصحاب خود و خوارج قبل از جنگ خبر دادهاند در حالی که بعد از جنگ، کارزار به موجب همان خبر بدون زیاده و نقصان انجام گرفت. البته معلوم است این یک امر الهی است که او از جانب رسول الله(ص) شناخته است و رسول الله(ص) از جانب خداوند سبحان شناخته است و قوّه و قدرتبشر از ادراک مانند آن کوتاه است. و این قسم از اخبار به غیب امیرالمؤمنین علی(ع) وقایعی بوده که برای غیر او نبوده است".[۳۵]
او همچنین در شرح کلامحضرت علی (ع) که فرموده : ««فَاسْأَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَا تَسْأَلُونِی عَنْ شَیءٍ فِیمَا بَینَکُمْ وَ بَینَ السَّاعَهِ وَ لَا عَنْ فِئَهٍ تَهْدِی مِائَهً وَ تُضِلُّ مِائَهً إِلَّا أَنْبَأْتُکُمْ بِنَاعِقِهَا»»[۳۶] چنین می گوید:[۳۷] " این سخن حضرت نه ادعای خدایی است و نه ادعای پیامبری ، بلکه اشاره به این نکته است که این اسرار غیبی را از پیامبر آموخته است". سپس میگوید: "ما امیرالمؤمنین را در خبرهایی که از غیب داده است، آزمودهایم و همۀ آنها را مطابق با واقع یافتهایم و لذا این واقعنمایی را بهتریندلیل بر صدق و راستی این ادعای حضرت میدانیم".[۳۸]
با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل میشوید:
↑ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۱۸۰- ۱۸۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲، ص۳۷۲؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص۱۰۱؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱؛ موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص؟؟؟
↑ر.ک. محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۱۸۰- ۱۸۱؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲، ص۳۷۲
↑ر.ک. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص۱۰۱؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص؟؟؟؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۱۸۰ ـ ۱۸۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲، ص۳۷۲؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۳۹؛ فی علم الکلام، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۸؛ عبد الجبار معتزلی، المغنی فی آداب التوحید و العدل الامامة، ج۱۵، ص۱۹۳
↑ر.ک. محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۱۸۰- ۱۸۱؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲، ص۳۷۲
↑ر.ک. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص۱۰۱؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱
↑ر.ک. موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص؟؟؟؛ محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص۳۱