بحث:رباب بنت امرئالقیس بن عدی کلبی در تاریخ اسلامی
آشنایی اجمالی
رباب در واقعه کربلا حضور داشت و همسرش را در هیچ حالی تنها نگذاشت و با چشمان خود ناظر همه حوادث کربلا بود. امام حسین(ع) قبل از رفتن به میدان جنگ برای کارزار نهایی تکتک اعضای خانوادهاش را به نام صدا زد و آنان را اینگونه خطاب کرد: «يَا زَيْنَبُ، يَا فَاطِمَةُ، يَا سُكَيْنَةُ، يَا رَبَابُ، عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَامُ» اهل بیت یقین کردند که وداع آخر است و امام را دیگر نخواهند دید![۱] رباب شاعر بود. عمررضا کحاله میگوید: رباب از شاعران عرب و از برترین و برگزیدهترین زنان زمان خویش بود. ابوالفرج اصفهانی شعری از او در رثای امام حسین(ع) آورده است[۲]: إِنَّ الَّذِي كَانَ نُورًا يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلَاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ سِبْطُ النَّبِيِّ جَزَاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنَّا وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلًا صَعْبًا أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنَا بِالرَّحِمِ وَ الدِّينِ مَنْ لِلْيَتَامَى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغْنِي وَ يَأْوِي إِلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ وَ اللَّهِ لَا أَبْتَغِي صِهْرًا بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى أَغِيبَ بَيْنَ الرَّمْلِ وَ الطِّينِ آن کسی که خود نور بود و از او روشنایی میگرفتند در کربلا شهید شده است و پیکرش بر خاک مانده است. پسر پیامبر، خداوند از سوی ما تو را پاداش نیکو دهد که ما را در قیامت از خسران موازین دور داشتی. تو به مثابه کوهی بودی که به آن پناه میبردم و تو با رحمت و مهر و دیانت با ما رفتار مینمودی.
پس از تو چه کسی یار یتیمان و فقیران باشد و چه کسی درماندگان را در پناه گیرد؟ پس از تو همواره تنها خواهم ماند تا آنکه در میان خاک و گل قرار گیرم و ناپیدا شوم. رباب همچنین در مجلس یزید، سر امام حسین(ع) را برداشت، بوسید و در دامان گرفت و خواند: وَا حُسَيْنَا فَلَا نَسِيتُ حُسَيْنًا *** أَقْصَدَتْهُ أَسِنَّةُ الْأَعْدَاءِ غَادَرُوهُ بِكَرْبَلَاءَ صَرِيعًا *** لَا سَقَى اللَّهُ جَانِبَيْ كَرْبَلَاءَ[۳] واحسینا، هیچوقت حسین(ع) را از یاد نمیبرم که دشمنان قصد او کردند. پیکر او را در کربلا بر خاک انداختند، هیچگاه سرزمین کربلا باران نبیند! رباب سرنوشت شگفتی داشت. او که دیده بود چگونه در آفتاب تند و سوزان کربلا، حسین(ع) را تنها شهید کردند و سپاه عمر بن سعد با نیزه و شمشیر بر پیکر پاک او ضربه زدند و اسبها بر پیکر آن حضرت تاختند. او که با دیدگان اشکبار خود از کنار اجساد شهدا گذشته بود پس از شهادت امام حسین(ع) و تحمل سختی اسارت پیوسته سوگوار آن حضرت بود. از عمرش آنچه را که باقی بود به ماتم و اشک گذراند و هرگز زیر سقفی ننشست[۴]. او آنقدر گریست که دیگر چشمانش یاری نکرد به گونهای که اشک در دیدگانش نماند.
کلینی خبر عزاداری رباب را ذکر کرده است و از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمود: «چون حسین(ع) کشته شد همسر او که از بنیکلب بود برایش مجلس ماتمی برپا کرد او گریست و زنهای دیگر و همه خادمان گریستند تا اشکشان خشک شد و از بین رفت در این میان دید یکی از کنیزانش گریه میکند و اشک او روان است او را نزد خود خواست و به او گفت تو را چه شده است که در میان ما همه اشکت روان است؟ گفت: چون من بیتاب شدم یک شربتی از سویق (قاووت) نوش کردم. رباب دستور داد تا خوراک و قاووتهای چندی آوردند خود خورد و نوشید و به دیگران هم خوراند و نوشاند و گفت: مقصود ما این است که بدین وسیله برای گریه بر امام حسین(ع) تجدید نیرو کنیم[۵]. اگرچه عدهای از بزرگان و اشراف از او خواستگاری کردند اما او نپذیرفت[۶] و پس از یک سال سوگواری به سال ۶۲ هجری درگذشت[۷]. علامه مامقانی او را در زمره زنان راوی نام برده و مینویسد نسبت به روایات او نهایت اعتماد وجود دارد[۸]. وی از امام حسین(ع) روایت کرده است[۹].[۱۰]
پانویس
- ↑ اللهوف، ص۵۰.
- ↑ الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲.
- ↑ ادب الطف، ج۱، ص۶۱؛ تذکرة الخواص، ص۲۶۰؛ نفس المهموم، ص۵۲۷.
- ↑ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۴۸۸.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۴۶۶.
- ↑ المحبر، ص۳۹۷؛ الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۲۰.
- ↑ تذکرة الخواص، ص۲۳۸؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۲۰؛ البدایة والنهایة، ج٨ ص٢٢٩.
- ↑ تنقیح المقال، ج۳، ص۷۸.
- ↑ محدثات شیعه، ص۱۷۶.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۵۹.