بحث:زهد

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

زهد در فرهنگ مطهر

زهد یعنی دامن چیدن از طیّبات دنیا[۱]. یعنی اعراض از متاع‌های فانی دنیا برای وصول به نعیم جاویدان آخرت[۲]. زهد به معنی عزت نفس و مناعت طبع و بلند نظری است[۳]. مقصود از زهد دست شستن و یا سست شدن نیست، بلکه مقصود به کار بردن یک نوع اصول خاص در زندگی مبنی بر مقدّم داشتن فضیلت و اخلاق بر مطامع مادی است[۴]. مردم در این بازار دنیا که می‌آیند و عبور می‌کنند دو دسته‌اند: یک دسته در این بازار خود را می‌فروشند و اسیر و محبوس می‌کنند و یک دسته دیگر خود را می‌خرند و آزاد می‌سازند؛ یک دسته از این دنیا می‌روند در حالی که هزار قید بندگی در گردن دارند و یک دسته می‌روند در حالی که بنده هیچ کس جز خداوند نیستند، نه بنده زرند و نه بنده سیم و نه بنده شهوت‌اند و نه بنده غضب، نه بنده جاه‌اند و نه بنده مال، آزاد و آزاده‌اند. حقیقت زهد همین است[۵]. بشر بر پول و کالا حکومت کند نه پول و کالا بر بشر، این چنین شخصیت داشتن همان است که اسلام آن را «زهد» می‌نامد[۶]. زهد مرادف است با ترک دنیا. «زهد» و «رغبت» (اگر بدون متعلق ذکر شوند) نقطه مقابل یکدیگرند؛ زهد یعنی اعراض و بی‌میلی[۷]. ای مردم! زهد عبارت است از کوتاهی آرزو و سپاسگزاری هنگام نعمت و پارسایی نسبت به نبایستنی‌ها. یعنی زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: «برای این که متأسف نشوید بر آن چه (از مادیات دنیا) از شما فوت می‌شود و شاهد نگردید بر آن چه خدا به شما می‌دهد، هرکس بر گذشته اندوه نخورد و برای آینده شادمان نشود بر هر دو جانب زهد دست یافته است[۸].[۹]

زهد از نظر امام علی (ع)

تعریف زهد را از علی (ع) باید گرفت. می‌فرماید: «الزبد بین کلمتین من القرآن». زهد در دو جمله قرآن بیان شده (یعنی زهد، این خشکه مقدس بازی‌ها نیست، زهد به روح انسان مربوط است) آنجا که در سوره حدید می‌فرماید: ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ[۱۰]. اینکه برسید به این مرحله که اگر دنیایی که دارید از شما گرفته شد غم‌زده نشوید، غم دنیا شما را نگیرد، و اگر چیزی ندارید، دنیا یک مرتبه به شما رو بیاورد، شادی‌زده نشوید، و به عبارت دیگر اگر تمام دنیا در دست شماست چنانچه آن را از شما بگیرند تو همان آدم باشی که هیچ چیز نداشته باشی، و همه دنیا را هم به تو بدهند تو همان آدم باشی. علی زهد را همان چیزی تعریف می‌کند که امثال مارکس نمی‌توانند در مورد بشر تصور کنند. آنها می‌گویند اصلاً بشر محال است بتواند آن‌چنان که علی زهد را تعریف کرده زاهد باشد. یعنی بشر آن‌چنان شخصیت عالیی داشته باشد که مافوق طبقات و منافع قرار بگیرد؛ ولی مکتب اسلام بر این اساس است. مکتب اسلام یا به اصطلاح امروز اُمانیزم اسلام، اصالة الانسان اسلام، انسان راستین اسلام بر این اساس است که انسان می‌تواند زاهد بشود. امّا نه آن زاهد‌هایی که ما اسمشان را می‌گذاریم زاهد، بلکه زاهدی که علی تعریف کرده[۱۱][۱۲]

پانویس

  1. مقالات فلسفی (۲)، ص۱۴۸ و ۱۵۰؛ مجموعه آثار، ج۷، ص۱۱۴-۱۱۶.
  2. خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۶۳۶.
  3. بیست گفتار، ص۱۷۷.
  4. حکمت‌ها و اندرزها، ص۹۱.
  5. حکمت‌ها و اندرزها، ص۱۰۰.
  6. سیری در نهج‌البلاغه، ص۲۵۴.
  7. سیری در نهج‌البلاغه، ص۲۱۰.
  8. سیری در نهج‌البلاغه، ص۲۱۰.
  9. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۴۵۷.
  10. «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.
  11. سیری در سیره نبوی، ص۷۹.
  12. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۴۵۷.