بحث:فضه در تاریخ اسلامی
فضه نوبیه
فضه از بانوان مؤمن و پرهیزکار صدر اسلام است که به بلاغت و شیوایی گفتار شناخته شده و مدت اندکی در خانه فاطمه(س) کار میکرد و تربیتیافته مکتب اخلاقی و انسانساز حضرت فاطمه(س) بود. بنابه نقل ابنحجر عسقلانی امام صادق(ع) فرمود: پیامبر اکرم(ص) به دخترش خدمتکاری را اهدا کرد تا در کارهای خانه به او کمک کند و این کنیز فضه نام داشت. این زن در خدمتگزاری به آن حضرت نهایت سعی و کوشش خود را به کار میگرفت. پیامبر اکرم(ص) نیز دعایی به او آموخته بود که پیوسته از آن دعا استمداد میجست. یک روز فاطمه(س) به او گفت: آیا خمیر کردن را به عهده میگیری یا نان پختن را انجام میدهی؟ گفت: من خمیر کردن را بر عهده میگیرم و برای نان پختن هیزم نیز تهیه میکنم. سپس برای تهیه هیزم از خانه بیرون رفت و در بیابان دسته بزرگ هیزمی را تهیه کرد اما از آوردن آن به خانه ناتوان بود. آنگاه دعایی را که پیامبر اکرم(ص) به او آموخته بود به این ترتیب زمزمه کرد: «&& یا واحد لیس کمثله أحدا تمیت کل أحد وتفنی کل أحد و أنت علی عرشک واحد لا تأخذه سنة ولا نوم&&» ای خدای یکتا که هیچ کس به مانند او نیست تو هر کس را میمیرانی و هر یک را نابود میگردانی و خودت به تنهایی بر عرش خود پابرجا هستی. آن تنهایی که هیچگاه او را چرت و کسالت و خواب فرانگیرد. وقتی فضه این دعا را خواند، ناگاه مردی عرب ظاهر شد که گویی فضه او را صدا زده و او هم زمزمهها را شنیده بود آنگاه او بار هیزم را به دوش گرفت و تا جلوی درب خانه فاطمه(س) آن را حمل کرد و به زمین گذاشت[۱].
بسیاری از مفسران در تفاسیر خود شأن نزول آیه ﴿يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا﴾[۲] که بخشی از سوره دهر است و در شأن امام علی(ع) و خانواده آن حضرت نازل شده است. گویند چون حسنین(ع) بیمار شدند امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه(س) برای سلامتی آنان نذر سه روز روزه نمودند. نام فضه را نیز از جمله نذر کنندگان آن خانواده آوردهاند و به همین خاطر او را هم شریک با آنان میدانند. او نیز مشمول خطاب آیات قرآن کریم قرار گرفته است. داستان فداکاری ایشان در راه خدا برای اطعام به مسکین و یتیم و اسیری که گرسنه بودند و بر در خانه آنان آمده و طعامطلبیدند و بذل و انفاق نمودن ایشان طعام خود را با وجود گرسنگی شدید خودشان، آوردهاند[۳]. فضه راوی احادیث فاطمه(س) نیز بود. او در مقام بلندی از ایمان و تقوا قرار داشت. در مقام عبادت و ارتباط با خداوند سراسر زندگی او از خلوص و معنویت موج میزد. آنطور که تاریخ گواهی میدهد این زن در مدت بیست سال از زندگی خود حتی گفتگو و مکالمات عرفی خود را هم با آیات قرآن کریم به دیگران میفهماند. در نطق و خطابه نیز بانویی زبردست بود[۴].
فضه دو بار ازدواج کرد. نخست با مردی به نام ابیثعلبه حبشی و از او صاحب فرزندی شد. پس از فوت او با ابوملیک غطفانی ازدواج کرد و در خانه او پسرش فوت کرد. فضه از ابوملیک دوری جست. ابوملیک شکایت او را به عمر که در آن زمان خلیفه بود، برد. عمر به فضه گفت: ابوملیک از تو شکایت کرده، چه پاسخی داری؟ تو در این مورد حکم خواهی کرد و از تو پوشیده نیست. من برای تو در این کنارهگیری رخصتی نمییابم. گویا خودرأییهای زمانه تو را از راه حق بیرون برده است. به درستی که فرزند من از غیر ابوملیک مرده است و من اراده نمودم که خود را در یک دوره عادت ماهانه پاکسازی کنم و چون این دوره را گذراندم خواهم دانست که دیگر برادری برای این پسر مردهام نخواهد بود، اما اگر من به او باردار باشم، فرزندی که در بطن من است، برادر اوست و از او ارث میبرد. تار مویی از خاندان ابوطالب از تمامی قبیله عدی فقیهتر میباشد[۵]. فضه چهار فرزند پسر به نامهای داوود، محمد، یحیی و موسی داشت[۶].[۷]
پانویس
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۸۷.
- ↑ «به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۷-۹.
- ↑ ر.ک: تفسیر مجمع البیان؛ تفسیر کبیر فخر رازی؛ تفسیر المیزان؛ ذیل آیات ۵-۶ سوره انسان.
- ↑ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۹۸.
- ↑ ر.ک: مناقب آل ابیطالب، ج۱، ص۴۹۳؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۶۹۶-۷۰۲.
- ↑ اعلام النساء المؤمنات، ص۷۰۱.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۰۷.