بحث:قضا و قدر در معارف و سیره علوی
قضا و قدر الهی
«قدر» در روایات اهلبیت(ع) به معنای تقدیر و اندازهگیری چیز از جهت طول و عرض است[۱] و «قضا» به معنای احکام و ایجاد چیزی در عالم خارج[۲]. درباره ارتباط قدر و اعمال بندگان، گفتهاند رابطه قدر با عمل مانند رابطه روح با بدن است. بدن بیروح حرکت نمیکند و چیزی را نمیبیند و آنگاه که با یکدیگر همراه میشوند، نیرومند و سالم و نیکویند. قدر و عمل نیز چنیناند. اگر قدر با عمل همراه نشود، خالق از مخلوق بازشناخته نمیگردد و عمل بیقدر به امضا نمیرسد و به انجام راه نمییابد. در قدر یاری خداوند بر بندگان صالح تحقق مییابد[۳]. از روایات برمیآید که هیچ عملی از هیچ کس پدید نمیآید، جز اینکه تقدیر الهی با آن همراه است و اگر تقدیر نباشد، عمل ناقص میماند و به اتمام نمیرسد. بدیهی است که تعلق تقدیر الهی بر کارهای بندگان موجب نمیشود که آنان در کارها مضطر و مجبور باشند، بلکه تقدیر الهی بدین معنا است که نظام امور در اختیار خالق متعال است و آدمیان در قلمرو تقدیر الهی آزاد و مختارند و خداوند متعال با علم سابق خویش بر طبق اختیار بندگان، امکان انجام کار را با اندازهای که به مصلحت و حکمت جهان تکلیف و امتحان سازگار باشد، فراهم میکند و لطف و احسانش در تقدیر بندگان صالح هویدا میگردد. امیرمؤمنان(ع) به مردی که از قدر و قضای الهی درباره جنگ با اهل شام میپرسد، میفرماید: «سوگند به خدا، هیچ بلند و پستی را نپیمودید جز اینکه قضا و قدر الهی با شما همراه بود». مرد میگوید: «پس هر چه رنج بردیم، همه به حساب خدا است». حضرت فرمود: «آرام باش مرد! گویی میپنداری قضای الهی حتمی و قدرش الزامی است. اگر چنین باشد، ثواب و عقاب و امر و نهی و تحذیر باطل میشود و وعد و وعیدی بر جای نمیماند.... ای مرد، تکلیف الهی همراه اختیار عبد است و نهی خدا برای تحذیر و پرهیز است»[۴].[۵]
پانویس
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۵۰.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۵۸. درباره معنای قضا و قدر به مقالهای با همین عنوان در این مجموعه مراجعه شود.
- ↑ التوحید، ص۳۶۷-۳۶۶؛ بحارالانوار، ج۵، ص۵۵-۵۴.
- ↑ التوحید، ص۳۸۱-۳۸۰.
- ↑ بیابانی، محمد، مقاله «جبر و اختیار و عدل الهی»، دانشنامه امام علی ج۲، ص ۳۲۲.