تمدن اسلامی در معارف و سیره علوی
مقدمه
«تمدن» که برگرفته از ریشه «مدینه» و «مدنیت» است، در لغت به معنای شهرنشینی و در اصطلاح به معنای متخلق شدن به شهرنشینی است (خوی و خصلت شهرنشینی گرفتن)[۱]. تمدن مجموعه دستاوردها و محصولات بشری در حوزه مادی و معنوی است که در نهایت یک حالت و وضعیت پیشرفته را رقم میزند[۲]. در همین راستا برخی از جامعهشناسان تمدن را وضعیت و حالتی مترقی دانستهاند؛ حالتی مترقی که ملتها در پرتو آن تحت تأثیر دانشهای جدید قرار میگیرند و به نهایت ترقی و علوم و فنون دست مییابند[۳]. از اینرو، تمدن همان پیشرفت همهجانبه است؛ یعنی پیشرفت متوازن جامعه در بینشها، منشها و روشها.
نهج البلاغه هم نسبت به دردِ بیتمدنی و سبک زندگی متحجرانه هشدار میدهد و هم از درمانِ این درد سخن میراند. امام علی(ع) آنجا که اوضاع تمدن و فرهنگ مردم قبل بعثت نبوی را ترسیم میکند، از درد سخن میگوید: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً(ص) نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ مُنِيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ»[۴].
در این کلام ضعف تمدنی جامعه جاهلی در دو بخش بیان شده است:
- نبودِ تمدن در بعد معنوی و نرمافزاری؛
- نبودِ تمدن در بعد مادی و سختافزاری.
در واقع امام(ع) ابتدا مهمترین کارکردهای بعثت نبوی را برمیشمرد: «خداوند، محمد(ص) را هشداردهنده جهانیان مبعوث فرمود تا امین و پاسدار وحی الهی باشد». سپس ایشان درباره اوضاع تمدنی آنها تعبیر «عَلَى شَرِّ دِينٍ وَ فِي شَرِّ دَارٍ» را به کار میبرد. از این تعبیر میتوان دریافت که «شرّ دین» ناظر به فقدان بعد معنوی تمدن، و «شرّ دار» ناظر به فقدان بعد مادی آن است. «شر دین» یعنی بدترین دین که میتواند نماد محرومیت بعد معنوی و نرمافزاری تمدن باشد؛ یعنی شما مردم قبل از بعثت نبوی دارای بدترین دین، مرام و سبک زندگی بودید. حضرت در ادامه نمونههایی از این بددینی و بدمسلکی را نام میبرد؛ مانند خونریزیهای ناحق، قطع رحم و خویشاوندگسلی، بتپرستی و معصیت و گناهورزی[۵]. از سوی دیگر، تمدن تنها در بُعد معنوی، فرهنگی و نرمافزاری منحصر نمیشود، بلکه بُعد مادی و صنعتی نیز دارد که ممکن است ملتی از این بُعد هم محروم باشد. وقتی امام علی(ع) در وصف جامعه عرب جاهلی، عبارت «شَرِّ دارٍ» را به کار میبرد، این تعبیر میتواند نماد و نمونهای از فقدان بعد مادی تمدن آن روزگار باشد. امام از جمله مصادیق و نمادهای این وضعیت را مسکن و سکونت ناگوار، فقدان آب آشامیدنی مناسب، سیستم معیوب آبرسانی و در نهایت سطح پایین تغذیه برمیشمارد[۶]. به دیگر معنا، توصیفات فوق ـ یعنی وضعیت بحرانی در نظام عمران، بهداشت، تغذیه و آبرسانی ـ از مهمترین شاخصههای تمدن در بُعد صنعتی و مادی قلمداد میشود.
امام از نسخه و درمان این درد نیز سخن میگوید؛ درمانی که جامعه را به سبک بایستهای از زندگی و سطح شایستهای از تمدن میرساند. در یک کلام، این درمان همان هنر استفاده از ظرفیت دین است؛ چراکه از منظر آموزههای نهج البلاغه، استفاده از ظرفیت دین بود که همین جامعه عرب را به اوج ترقی (ذُروَة العَلیاء) رساند. این بدین معناست که در تدوین سبک زندگی و تمدن هر چقدر از ظرفیت دین، بهتر و بیشتر استفاده شود، باید تمدنی بسیار شگرفتر را در انتظار نشست. امام علی(ع) میفرماید: «بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِي الظَّلْمَاءِ وَ تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَةَ الْعَلْيَاءِ»؛ «به سبب آب حیات آموزههای ما بود که در ساحل هدایت آرام گرفتید و در اوج ترقی و تمدن مستقر شدید». به واقع در جمله دوم، امام ترقی و تکامل را به شتری تشبیه میکند که دارای کوهان است[۷] و میفرماید: «شما بر بالای آن کوهان قرار گرفتید»؛ یعنی در پرتو اسلام ترقی و پیشرفت کردید[۸].
خلاصه آنکه در نگرشی کلان و اساسی، تمدن اسلامی دست کم دو بعد دارد: بعد مادی و سختافزاری و بعد معنوی و نرمافزاری.
یک معیار در این تقسیمبندی آن است که هر آنچه از علوم تجربی و طبیعی به ظهور میرسد و به شکل محسوس و ابزاری به خدمت بشر درمیآید، در قلمرو بعد مادی و سختافزاری تمدن قرار میگیرد، اما هر آنچه از علوم انسانی که نقشه راه زندگی و نحوه تعامل با خود، خدا، مردم و محیط زیست را فراروی جامعه مینهد، در جرگه بعد معنوی و نرمافزاری تمدن جای میگیرد. بر این اساس جایگاه و نقش هر علم و ابعاد آن در تمدن اسلامی روشن میگردد؛ از جمله آنکه علوم انسانی به خصوص معارف اسلامی مانند آموزههای نهج البلاغه، جهت و غایت حرکت انسان و اجتماع را به سوی کمال و سعادت ترسیم مینماید. همچنین محصولات برخاسته از علوم تجربی، یعنی تکنولوژی و پیشرفتهای صنعتی، وسایل و تجهیزاتی هستند که باید علوم انسانی و اسلامی فرهنگ و روش استفاده از آنها را مشخص سازد. مثلاً اگر تکنولوژی اینترنت یا شبیهسازی به بازار عرضه میشود، این فرهنگ و علوم انسانی و اسلامی است که حدود و مرزهای استفاده از این دو را تبیین میکند. اگر چنین شد، تکنولوژی و صنعت در خدمت انسانیت و معنویت درمیآید، نه در خدمت استکبار و هژمونی سلطه مدرن که جهان امروز گرفتار آن است[۹].
منابع
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، واژه «مدن».
- ↑ انوری، فرهنگ روز سخن، ص۳۳۷.
- ↑ محمدی، نقش فرهنگ و تمدن در بیداری غرب، ص۴۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۶.
- ↑ حضرت در خطبه دوم نیز از این بیتمدنی جامعه قبل از بعثت در بُعد نرمافزاری پرده برمیدارد: «ریسمان دین که عامل واسط و اتصال مردم با خداوند است، قطع شده و پایههای یقین و معرفت متزلزل گشته بود و مردم در اصول و مبانی خود دچار اختلاف و تشتت آرا بودند. اینهمه باعث شده که راه خروج از تاریکیها و چالشها دشوار و درگاه ورود به روشنایی و پیشرفت ناپیدا باشد. کارکرد مهلک چنین تمدنی در نهایت آن شد که خواسته یا ناخواسته خدایپرستیدنی، عصیان شود و شیطانِ مطرود، تحت یاری و طاعت قرار گیرد». این وضعیت را میتوان بحرانیترین وضع ممکن در بُعد معنوی و نرمافزاریِ یک تمدن برشمرد. این بود که امام در نهایت وضع مردم را چنین توصیف میکند: «فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ»؛ «مردم سرگشته، حیران و دچار فتنهها شدند». نهج البلاغه، خطبه ۲.
- ↑ «وَ فِي شَرِّ دَارٍ مُنِيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ»؛ «در بدترین خانه زندگی میکردید؛ در میان غارها، سنگهای خشن و مارهای سمّی خطرناک فاقد شنوایی به سر میبردید؛ آبهای آلوده مینوشیدید و غذاهای ناگوار میخوردید». نهج البلاغه، خطبه ۲۶.
- ↑ «تَسَنَّمْتُمْ» از ماده سنام به معنای کوهان شتر است.
- ↑ بنگرید به: مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ج۱، ص۴۱۵.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۴۷.