تکبر در فقه اسلامی

مقدمه

کِبر از صفات نکوهیده نفسانی است که شخص متّصف به آن ـ که متکبّر نامیده می‏‌شود ـ خود را در برابر دیگران بزرگ می‏‌بیند و دیگران را خوار و حقیر می‏‌شمارد. از این عنوان به مناسبت در باب‌های طهارت، صلات، حج و جهاد سخن رفته است.

در آیات و روایات متعدّد از تکبّر به شدّت نکوهش و جایگاه متکبّر، دوزخ دانسته شده است. ضمن آنکه روایات، متکبّران را دورترین مردم به خداوند و بیشترین ساکنان دوزخ بر شمرده‏‌اند.

کبرورزی و غرور در برابر خداوند، آیات او، انبیا، جانشینان ایشان، عالمانِ ربّانی و مؤمنان، حرام و از گناهان بزرگ است[۱]؛ لکن تکبّر در برابر جبّاران و زورگویان، کافران و بدعتگذاران، عملی پسندیده است و فروتنی در برابر آنان کراهت شدید دارد[۲].

اظهار کبر در میدان جنگ با دشمن، جایز و مطلوب است؛ از این‏رو پوشیدن لباس فخر، مانند حریر و دیباج در جنگ جایز می‏‌باشد[۳]. اهانت کننده به مقدّسات از روی تکبّر، محکوم به کفر است[۴].

از پوشیدن لباس یا بروز رفتار به شیوه متکبّران که انسان را شبیه و همسان با آنان می‌‏سازد در روایات متعدّد نهی شده است. در ذیل به برخی نمونه‏‌ها که در کتاب‌های فقهی ذکر شده است اشاره می‏‌شود.

مستحب است نمازگزار از آنچه منافی با خشوع است و نیز هر عملی که رنگ و بوی کبر دارد اجتناب ورزد[۵].

توشُّح (پوشیدن لباس به شیوه‏ای خاص) در نماز ـ از آن جهت که شیوه متکبّران است ـ مَنهیّ و مکروه است[۶]. همچنین پوشیدن لباس متکبّران در نماز[۷] و دست بر کمر نهادن به روش آنان در حال قیام[۸]، نهادن پاها بر روی یکدیگر در حال نشستن ـ از آن جهت که شیوه متکبّران است ـ و راه رفتن متکبّرانه[۹]، کراهت دارد[۱۰].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. وسائل ‏الشیعة، ج۱۵، ص۳۷۴؛ جواهرالکلام، ج۱۳، ص۳۱۲؛ الفقه، ج۹۳، ص۳۲۱.
  2. الأقطاب الفقهیة، ص۱۰۰؛ کشف الغطاء، ج۱، ص ۳۲۳.
  3. تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۷۲؛ نهایة الإحکام، ج۱، ص۳۷۶.
  4. جواهر الکلام، ج۲، ص۵۲.
  5. العروة‏الوثقی، ج۱، ص۶۱۳.
  6. جواهر الکلام، ج۸، ص۲۳۹.
  7. العروة الوثقی، ج۱، ص۵۷۳.
  8. جامع عباسی، ص۴۷.
  9. وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۴۵۶ ـ ۴۵۷.
  10. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲، ص۵۸۹-۵۹۰.