آشنایی اجمالی

ثابت بن هرمز[۱] با کنیه «ابومقدام»، از موالی بنی‌عجل بن لجیم و اهل کوفه بود که در شمار اصحاب سه امام معصوم، یعنی امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) جای داشته و از آن سه بزرگوار روایت کرده است[۲]. وی بر اساس گزارش‌ها در طبقه چهارم یا ششم راویان قرار دارد[۳]. ثابت بن هرمز افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون علی بن حسین بن علی بن ابی طالب، شقیق بن سلمة، سعید بن جبیر و سعید بن المسیب حدیث آموخته و روایت کرده است[۴]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان ابان بن تغلب، سفیان الثوری، قیس بن ربیع اسدی، شعبه بن حجاج و منصور بن معتمر می‌باشند[۵].

درباره شخصیت ثابت بن هرمز، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون کشی[۶]، علامه حلی[۷]، ابن داوود[۸] و علامه مجلسی[۹] وی را محدثی ضعیف، فاسدالمذهب و غیرموثق دانسته و مدعی شده‌اند که وی دارای انحراف فکری و از فرقه بتریه بوده است. در مقابل، بزرگانی چون وحید بهبهانی[۱۰] و علامه مامقانی[۱۱] بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند و انحراف عقیدتی او را مردود دانسته یا مربوط به پیش از ملاقات با امام باقر(ع) شمرده‌اند. افزون بر این، رجالیان اهل سنت نظیر یحیی بن معین[۱۲]، احمد بن حنبل[۱۳]، ابوحاتم رازی[۱۴]، ابن حبان[۱۵]، ذهبی[۱۶] و ابن حجر[۱۷] نیز بر وثاقت و صدق او تصریح داشته‌اند. در نهایت، پژوهشگران با تکیه بر سکوت نجاشی و شیخ طوسی از جرح وی و نیز قرار گرفتن نامش در اسناد کتاب کامل الزیارات، به حسن حال و وثاقت او گرایش یافته‌اند[۱۸].[۱۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۲۳۲، (ح۴۲۲)، ص۲۳۶، (ش ۴۲۹) و ص۳۹۰، (ش (۷۳۳)؛ رجال النجاشی، ص۱۱۶، ش۲۹۸؛ رجال الطوسی، ص۱۱۰، (ش ۱۰۸۲)، ص۱۲۹، (ش ۱۳۰۶) و ص۱۷۳، (ش ۲۰۴۶)؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلّی)، ص۲۰۹، ش۱؛ إیضاح الاشتباه، ص۱۲۶، ش۱۲۱؛ الرجال (ابن داود)، ص۷۸، (ش ۲۷۹)، ص۴۳۳، (ش ۸۵) و ص۵۳۳؛ منهج المقال، ج۳، ص۱۲۶، ش۹۲۹؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۱۰۱؛ نقد الرجال، ج۱، ص۳۱۶، ش۸۵۴؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۲۹۶ و ۲۹۸، ج۷، ص١٠٠؛ جامع الرواه، ج۱، ص۱۳۴، (ش۱۰۶۷) و ص۱۳۹، (ش۱۰۹۰)، ج۲، ص۴۱۹، ش۳۱۵۳؛ الرجال (الحر العاملی)، ص۷۴، ش۲۵۶؛ الوجیزة فی الرجال، ص۴۱، ش۳۲۰؛ منتهی المقال، ج۲، ص۱۹۱، (ش۵۰۲) و ص۱۹۹، (ش۵۰۷)، ج۷، ص۲۵۶، ش۳۸۲۳؛ عدة الرجال، ج۱، ص۳۲۶؛ توضیح المقال، ص۲۱۵؛ بهجة الآمال، ج۲، ص۴۶۹؛ تنقیح المقال، ج۱۳، ص۳۳۸، ش۳۴۴۰؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۸۹، (ش۱۹۴۲) و ص۳۰۵، (ش ۱۹۷۸)؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۷۷، (ش۲۳۱۴) و ص۸۵، (ش۲۳۴۰)؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۴۴۲، (ش ۱۲۶۳) و ص۴۷۰، (ش۱۲۸۸).
    ب. منابع سنّی: الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۲۸؛ تاریخ ابن معین (الدوری)، ج۱، ص۳۹۷، ش۲۶۹۰؛ العلل (ابن حنبل)، ج۳، ص۹۶، ش۴۳۵۵؛ التاریخ الکبیر، ج۲، ص١٧١، ش۲۰۹۴؛ الجرح والتعدیل، ج۲، ص۴۵۹، ش۱۸۵۴؛ تاریخ اسماء الثقات، ص۵۳، ش۱۴۸؛ إکمال الکمال، ج۲، ص۴۰۳؛ تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۸۰، ش۸۳۳؛ الکاشف، ج۱، ص۲۸۳، ش۷۰۰؛ میزان الإعتدال، ج۱، ص۳۶۸، ش۱۳۷۷؛ طبقات خلیفه، ص۲۷۳؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۴۸، ش۸۳۴؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۵، ش۲۵؛ لسان المیزان، ج۲، ص۷۹؛ الأنساب (سمعانی)، ج۲، ص۱۸۲.
  2. رجال البرقی، ص۹: الحذّاء [الحداد] و هو ابن أبی المقدام بن هرم [هرمز] الفارسی و ص۱۶: عمرو بن أبی المقدام، و اسم أبی المقدام ثابت.
    رجال النجاشی، ص۱۱۶، ش۲۹۸: روی نسخة عن علی بن الحسین(ع).
    رجال الطوسی، ص۱۱۰، ش۱۰۸۲: ثابت بن هرمز الفارسی أبو المقدام العجلی الحداد، مولی بنی عجل.
    رجال الطوسی، ص۱۷۳، ش۲۰۴۶: ثابت بن هرمز العجلی، أبو المقدام الکوفی.
    رجال الطوسی، ص۱۲۹، ش۱۳۰۶: ثابت بن هرمز العجلی، أبو المقدام الکوفی.
  3. ر.ک: تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۴۸، ش۸۳۴. (اختلاف دیدگاه در تعیین طبقه راوی به اختلاف در ملاک برمی‌گردد. (ر.ک: الموسوعة الرجالیه، ج۱، مقدمه کتاب؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۴-۲۵؛ ر.ک: الموسوعة الرجالیه، ج۴، ص۸۲.
  4. تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۸۰، ش۸۳۳؛ المحاسن، ج۱، ص۲۹۵، ح۴۶۲؛ الإمامة و التبصره، ص۱۳۲، ح۱۴۱؛ الأمالی (صدوق)، ص۷۵، ح۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶، ح۳۲۴۳؛ تفسیر العیاشی، ج۲، ص۶۶، ح۷۶؛ تهذیب الأحکام، ج۳، ص۲۵۳، ح۱۹؛ تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۱۱۱، ش۷۰۹۵؛ مسند أحمد، ج۶، ص۳۵۵؛ السنن الکبری (بیهقی)، ج۸، ص۱۰۱.
  5. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۹، ص۴۸، ش۵۶۴۷؛ الکافی، ج۲، ص۲۳۶، ح۲۴؛ سنن النسائی، ج۱، ص۱۵۴؛ مسند احمد، ج۱، ص۱۰۱؛ المصنف، ج۸، ص۶۴، ش۳۰۷؛ تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۸۰، ش۸۳۳.
  6. رجال الکشّی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۳، ش۴۲۲ و ص۳۹۰، ش۷۳۳.
  7. "ثابت الحدّاد أبو المقدام، زیدی، بتری" خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلّی، ص۲۰۹، ش۱.
  8. "ثابت بن هرمز أبو المقدام، الفارسی الحداد،...، مهمل، وفیه غمز، ذکر لأجله فی الضعفاء" ابن داود، الرجال، ص۷۸، ش۲۷۹.
  9. الوجیزة فی الرجال، ص۴۱، ش۳۲۰.
  10. تعلیقة علی منهج المقال، ص١٠١.
  11. تهذیب المقال، ج۱۳، ص۳۴۴، ش۳۴۴۰: إنه کان فی أول أمره بتریا، لما نقله من احتجاج العامة؛ ثم لما وصل إلی محضر أبی جعفر‌(ع) و استفسر عن حجتهم، و بیّن(ع) فساد حجتهم عدل إلی الحق.
  12. "عمرو بن ثابت بن أبی المقدام لیس بثقة ولا مأمون وأبوه ثقة" تاریخ ابن معین (الدوری)، ج۱، ص۳۷۷ - ۳۷۸، ش۲۵۵۲.
  13. "وهو ثقة" العلل، ج۳، ص۹۶، ش۴۳۵۵.
  14. "صالح" الجرح والتعدیل، ج۲، ص۴۵۹، ش۱۸۵۴.
  15. "ثابت بن هریمز یروی عن عباد، عن علی روی عنه أهل العراق ومن زعم أنه ثابت بن هرمز فإنما تورع عن التصغیر" الثقات، ج۶، ص۱۲۴.
  16. "ثابت بن هرمز أبو المقدام الکوفی...، ثقة الکاشف، ج۱، ص۲۸۳، ش۷۰۰.
  17. تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۴۸، ش۸۳۴. ابن حجر عسقلانی برای جایگاه حدیثی راوی، به مراتبی باور داشته و آنها را در دوازده مرتبه مرتّب کرده و نوشته است:
    انحصر لی الکلام علی أحوالهم فی اثنتی عشرة مرتبة،...، فأولها: الصحابة: فأصرح بذلک لشرفهم.
    الثانیة: من أکد مدحه: إما بأفعل کأوثق الناس، أو بتکریر الصفة لفظا کثقة ثقة، و معنی: کثقة حافظ؛
    الثالثة: من أفرد بصفة، کثقة، أو متقن، أو ثبت، أو عدل.
    الرابعة: من قصر عن درجة الثالثة قلیلا و إلیه الإشارة بصدوق، أو لا بأس به، أو لیس به بأس.
    الخامسة: من قصر عن (درجة) الرابعة قلیلا، و إلیه الإشارة بصدوق، سیئ الحفظ، أو صدوق یهم، أو له أوهام، أو یخطئ، أو تغیّر بأخرة، و یلتحق بذلک من رمی بنوع من البدعة: کالتشیع، و القدر، و النصب و الارجاء، والتجهم مع بیان الداعیة من غیره،...
    .
    تقریب التهذیب، ج۱، ص۸.
    از بررسی موارد استعمال کلمه یهم در این کتاب و سایر کتب رجالی اهل سنّت، برداشت می‌شود که مراد مصنّف از این کلمه، خطا و اشتباه و توهّم راوی در نقل حدیث است.
  18. «حَدَّثَنِی أَبُو الْعَبَّاسِ الْکُوفِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْعُصْفُرِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَرْضَ کَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْکَعْبَةَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِینَ أَلْفَ عَامٍ وَ قَدَّسَهَا وَ بَارَکَ عَلَیْهَا فَمَا زَالَتْ قَبْلَ خَلْقِ اللَّهِ الْخَلْقَ مُقَدَّسَةً مُبَارَکَةً وَ لَا تَزَالُ کَذَلِکَ حَتَّی یَجْعَلَهَا اللَّهُ أَفْضَلَ أَرْضٍ فِی الْجَنَّةِ وَ أَفْضَلَ مَنْزِلٍ وَ مَسْکَنٍ یُسْکِنُ اللَّهُ فِیهِ أَوْلِیَاءَهُ فِی الْجَنَّةِ». کامل الزیارات، ص۲۶۸، ح۴.
  19. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۱۳۷-۱۵۶.