ثابت بن هرمز فارسی در تاریخ اسلامی
آشنایی اجمالی
ثابت فرزند «هرمز»[۱] مولی و آزاد شده خاندان عجل بن لجیم است و به همین جهت او را عجلی گفتهاند و از آنجا که شغلش آهنگری بود، حدّادش نیز نامیدهاند. کنیه مشهور وی ابو مقدام است.
برخی او را بُتْری خواندهاند. بتریه پیروان حسن بن صالح بن حی و کثیر النوی (سران فرقه زیدیه) هستند و معتقدند: امیرمؤمنان(ع) بهترین مردم است؛ آن حضرت خلافت را با رضایت خود به ابو بکر و عمر واگذارد و به پیشوایی آنان خشنود بود؛ هر کس از فرزندان علی(ع) خروج کند، امام بوده و پیرویاش لازم است؛ خوردن مارماهی و نوشیدن شراب جایز است[۲].
نسبت بُتْریّه، برگرفته از سخن زید بن علی(ع)است. هنگامی که گروهی مانند: سدیر، سلمة بن کهیل، ابو مقدام، سالم بن ابی حفصه و کثیر النوی بر امام باقر(ع) وارد شده، گفتند: ما دوست علی، حسن و حسین(ع) هستیم و از دشمنان آنان بیزاریم و افزودند: از ابوبکر و عمر نیز خشنود و از دشمنانشان بیزاریم. ناگهان زید بن علی(ع) بر آشفت و گفت: آیا از فاطمه(س) بیزارید رشته دوستیتان را از ما بریدید، خداوند پیوند ولایتش را از شما ببرد. از آن پس بُتْریّه نامیده شدند[۳].[۴]
طبقه و منزلت روایی ثابت
وی از طبقه ششم و از اصحاب و راویان امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. نجاشی میگوید: او نسخهای از امام سجاد(ع) را روایت کرده است.
بسیاری از رجالیان اهل سنت، مانند: احمد بن حنبل، یحیی بن معین، نسائی، ابوداوود و ابن حبان او را ستوده و موثق دانستهاند، لکن دارقطنی و ابن جوزی از اهل سنت، علامه، طریحی و کاظمی از شیعه او را تضعیف کردهاند.
او علاوه بر امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)از کسانی چون: حبة بن جوین عرنی، زید بن وهب جهنی، سعید بن جبیر، سعید بن مسیب و پدرش هرمز روایت کرده است و کسانی چون: سفیان ثوری، سلیمان بن مهران، شعبة بن حجاج، عمرو بن ثابت (پسرش) از وی روایت کردهاند. روایات او در سنن نسائی، ابن ماجه و ابو داوود آمده است.
با توجه به طبقه روایی ثابت میتوان گفت که وی پس از ۱۱۴ﻫ.ق درگذشته است[۵].
منابع
پانویس
- ↑ نام سردار ایرانی است که با خالد بن ولید جنگید و در کاظمیه کشته شد.(اکفر من هرمز) که در امثال عرب آمده به اشاره همین هرمز است (لغت نامه دهخدا).
- ↑ رجال کشی / ش ۴۲۲؛ ترجمه فرق الشیعه ۱۵، ۱۹، ۲۶ و ۳۸ و المقالات و الفرق ۱۰، ۱۸ و ۷۳.
- ↑ رجال کشی / ش ۴۲۹.
- ↑ عزیزی، رستگار، بیات، راویان مشترک ج۲، ص ۴۴؛ قریشی، سید حسن، اصحاب ایرانی ائمه اطهار، ص۹۹ - ۱۰۰.
- ↑ عزیزی، رستگار، بیات، راویان مشترک ج۲، ص ۴۴؛ قریشی، سید حسن، اصحاب ایرانی ائمه اطهار، ص۹۹ - ۱۰۰.