جروه بنت مرة بن غالب
مقدمه
جروه دختر مرة بن غالب تمیمیه از بانوان سخنوری است که در کمال فصاحت و بلاغت سخن میگفت. وی از اصحاب و از شیعیان مخلص امیرالمؤمنین علی(ع) بود که مجاور مکه زندگی میکرد. سید محسن امین مینویسد: روزی معاویه حجامت کرده بود. هنگامی که به مکه رسید، چون شب شد، خواب از چشمش پرید و در اضطراب بهسر میبرد جروه را به حضور طلبید. جروه وارد مجلس معاویه شد و سلام کرد. معاویه گفت: گمانم تو را به وحشت انداختم که در این ساعت شب به حضور طلبیدم؟ آری! چنین است. مرا به وحشت انداختی و قلب مرا مضطرب کردی و فرزندان و عشیره مرا نگران ساختی. مرغ را از آشیانهاش در این وقت شب حرکت نمیدهند. اکنون اهل خانه من از خشم تو بر من ترسانند. مترس! بر تو باکی نیست. خواب از چشمانم پریده بود، تو را طلبیدم تا از عشیره و قبیلههای عرب مرا خبر دهی. پس کسی را بفرست تا فرزندان مرا مطمئن بگردانند. باکی ندارد. حال بگو از کدام عشیره پرسش میکنی؟ از قبیله بنیتمیم.
قبیله من از حیث شماره بسیارند و از حیث بلد و مساکن وسیعترین قبایلاند. اموال و ثروت فراوان برای آنها فراهم است. چنین است که میگویی، آنان پرقیمت و همانند طلا میباشند زیرا صاحبان نسب فاخر هستند. اکنون بگو ببینم قبیله بنوعمرو بن هیثم چگونهاند؟ این قبیله نیز در میدان جنگ شیران شرزه و اژدهای دمنده میباشند و با همدیگر متفقند از این جهت در آنان طمع نمیبندند چون میدانند این قبیله همدیگر را خوار نمیکنند. آنگاه معاویه از قبایل دیگر چون بنوسعد، بنوحنظله، بنوربیعه، بنومالک و... از او پرسید و جروه در کمال دقت هر کدام از قبایل را توضیح داد و خصلتهای خوب و بد آنان را برشمرد. مرحبا تو داناترین مردم به قبایل عرب هستی. درباره قریش چه میگویی؟ مردم قریش سادات مردمند و بالاترین مقام از برای آنهاست. آفریدهای با آنان همسنگ نخواهد بود.
در حق علی بن ابیطالب(ع) چه میگویی؟ به خدا قسم مقام و شرافت امیرالمؤمنین علی(ع) از وصف واصفان تجاوز کرده و به مرتبهای رسیده که دیگر واصفان را در آنجا راهی نیست. ای معاویه! تو را به خدا قسم میدهم که مرا از وصف آن حضرت معاف داری و در ورطهای که از آن خائفم نیندازی. چنین باشد. سپس معاویه به او مزرعهای بخشید که در سال ده هزار درهم غله محصول آن بود[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ أعیان الشیعه، ج۱۵، ص۲۱۵؛ بلاغات النساء، ص٧٣؛ اعلام النساء، ج۱، ص۱۹۱؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۲۴.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۸۲ ـ ۱۸۴.