جمیل بن دراج

(تغییرمسیر از جمیل بن دّراج)

آشنایی اجمالی

جمیل بن درّاج[۱] با کنیه «ابوعلی» یا «ابومحمد»[۲]، از راویان برجسته امامی و از اصحاب امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) به شمار می‌آید[۳]. وی از آن دو بزرگوار و نیز از امام باقر(ع)[۴] روایت کرده است[۵]. جمیل دوران امام رضا(ع) را نیز درک کرده، اما روایتی از ایشان نقل نکرده است[۶]. جمیل بن درّاج افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون ولید بن صبیح، زرارة بن أعین، ابان بن تغلب، ابوحمزه ثمالی و عبدالله بن مسکان[۷]حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان ابن ابی عمیر، احمد بن محمد بن أبی نصر، یونس بن یعقوب و حماد بن عثمان می‌باشند[۸]

درباره شخصیت جمیل بن درّاج، میان علما و رجال‌نویسان تردیدی در جلالت او نیست و بزرگانی چون نجاشی، شیخ طوسی، علامه حلی و ابن داوود بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند[۹]. نجاشی نوشته است: او شیخ ما، چهره سرشناس طایفه و فردی موثق بود[۱۰]. شیخ طوسی نیز بر داشتن اصل و وثاقت وی تصریح کرده است[۱۱]. وی از فقهای بزرگ اصحاب امام صادق(ع)[۱۲]، از اصحاب اجماع و از اصحاب سرّ ائمه(ع) شمرده شده و به عبادت و سجده‌های طولانی شهرت داشته است[۱۳]. طبق روایتی، جمیل پس از شهادت امام صادق(ع) مدتی به جریان واقفی گروید، اما بر اثر معجزه‌ای که از امام رضا(ع) مشاهده کرد، در مسیر حق قرار گرفت[۱۴].

وی بر پایه نقل نجاشی در زمان امام رضا(ع) درگذشت[۱۵] و یک اثر مستقل که نجاشی از آن با عنوان کتاب[۱۶] و شیخ طوسی با عنوان اصل[۱۷] یاد کرده‌اند، همراه با دو اثر مشترک با مرازم بن حکیم[۱۸] و محمد بن حمران[۱۹] از آثار اوست[۲۰].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: رجال، البرقی، ص۴۱؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۲۵۱، (ش ۴۶۷ - ۴۶۹) و ص۳۷۵، (ش۷۰۵)؛ رجال النجاشی، ص۱۲۶، ش۳۲۸؛ رجال الطوسی ص۱۷۷، (ش ۲۱۰۱) و ص۳۳۳، (ش ۴۹۶۴)؛ الفهرست (طوسی)، ص۱۱۴، ش۱۵۴؛ الرجال (ابن داود)، ص۹۲، ش۳۴۲؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۳۴، ش١؛ منهج المقال، ج۳، ص۲۵۵، ش۱۱۳۱؛ نقد الرجال، ج۱، ص۳۶۸، ش۱۰۴۵؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۲۸۶؛ ج۲، ص۵۰؛ جامع الرواه، ج۱، ص۱۶۵، ش۱۳۲۲؛ الوجیزة فی الرجال، ص۴۸، ش۳۹۹؛ الفوائد الرجالیه (بحر العلوم)، ج۱، ص۳۸۳؛ منتهی المقال، ج۲، ص۲۸۸، ش۶۱۴؛ شعب المقال، ص۶۱، ش۱۵۱؛ تنقیح المقال، ج۱۶، ص۱۸۵، ش۴۱۸۷؛ أعیان الشیعه، ج۱، ص۱۴۳، ج۴، ص۲۲۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۱۲۲، ش۲۳۷۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۲۳۷، ش۲۹۲۶؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۷۱۲، ش۱۵۸۰.
    بالجیم، و المیم، و الیاء المثناة من تحت، و اللام وزان شریف. تنقیح المقال (رحلی)، ج۱، ص۲۳۱، ش۱۹۶۷.
    بالدال غیر المعجمة و الراء المشددة، و الجیم. خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۳۴، ش۱.
  2. نجاشی کنیه جمیل بن دراج را ابو علی و به نقل از ابن فضال، ابو محمد دانسته است و علامه شوشتری، قول ابن فضال را ترجیح داده و نوشته است: ثم الظاهر أصحیة قول ابن فضال فی کون کنیته أبا محمد مما اختاره من کونها أبا علی لأقربیة عهد ابن فضال و أعرفیته؛ و إنما أبو علی کنیة جمیل بن عیاش الذی عده الشیخ فی رجاله فی أصحاب الصادق(ع) لا هذا. قاموس الرجال، ج۲، ص۷۱۴، ش۱۵۸۰.
  3. رجال البرقی، ص۴۱؛ رجال الطوسی، ص۱۷۷، (ش ۲۱۰۱) و ص۳۳۳، (ش۴۹۶۴).
  4. أ. «مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ: إِذَا بَلَغَتِ النَّفْسُ هَذِهِ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ وَ كَانَ لِلْجَاهِلِ تَوْبَةٌ». الزهد، ص۷۱، ح۱۸۹.
    این روایت در الکافی نقل شده و در سندش جمیل به واسطه زراره آن را از امام باقر(ع) نقل کرده است: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِذَا بَلَغَتِ النَّفْسُ هَذِهِ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ وَ كَانَتْ لِلْجَاهِلِ تَوْبَةٌ». الکافی، ج۲، ص۴۴۰، ح۳.
    ب. «وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: حَدُّ الْجِوَارِ أَرْبَعُونَ دَاراً مِنْ كُلِّ جَانِبٍ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ». الکافی، ج۲، ص۶۶۹، ح۲.
    ج. چنانکه با تعبیر عن أحدهما نیز روایت کرده که مقصود امام باقر یا امام صادق(ع) است.
    الکافی، ج۷، ص۲۵۶، ح۵: محمد بن یحیی، عن أحمد بن محمد بن عیسی عن علی بن حدید، عن جمیل بن درّاج و غیره، عن أحدهما(ع).
  5. رجال النجاشی، ص۱۲۶، ش۳۲۸: روی عن أبی عبدالله و أبی الحسن(ع). ر.ک: المحاسن، ج۲، ص۳۲۰، (ح۵۷)، ص۴۱۴، (ح۱۶۴)، ص۴۲۲ - ۴۲۳، (ح۲۰۹) و...؛ الکافی، ج۱، ص۴۷، (ح۳)، ص۵۲، (ح۱۳) و...؛ رجال الطوسی، ص۳۳۳، ش۴۹۶۴.
  6. رجال النجاشی: عمی فی آخر عمره.
  7. تفسیر کنز الدقائق، ج۲، ص۲۴۲ و ۳۴۲؛ ج۳، ص۶۰۲؛ ج۴، ص۳۹؛ ج۵، ص۵۷۵؛ ج۷، ص۴۳۱ و ۴۴۳، ج۹، ص۲۸۳؛ ج۱۰، ص۱۳۷، ج۱۳، ص۹۵ و ج۱۴، ص۱۳۶؛ المحاسن، ج۱، ص۱۴۵، (ح۴۹)، ص۱۴۷، (ح۵۴)، ص۱۵۶، (ح۸۶)، ص۱۶۵، (ح۱۲۰ و ۱۲۱)، ص۱۶۸، (ح ۱۳۰)، ص۱۷۴، (ح ۱۵۲) و ص۱۸۱، (ح ۱۷۵)؛ الکافی، ج۱، ص۱۶۲، (ح ۱)؛ ج۲، ص۴۷۷، (ح ۴ و ۵)؛ ج۳، ص۳۹، (ح ۵)، ص۱۹۸، (ح۴) و ص۳۷۵، (ح۷).
  8. تفسیر کنز الدقائق، ج۱، ص۱۵ و ۳۵۳؛ ج۳، ص۵۹۹؛ ج۴، ص۳۹؛ ج۷، ص۴۳۱، ج۹، ص۲۸۳؛ ج۱۲، ص۳۵۵؛ ج۱۴، ص۲۶۱.
    المحاسن، ج۱، ص۲۷۷، (ح۳۹۳)، ص۲۸۱، (ح ۴۱۱)؛ ج۲، ص۳۳۳، (ح۱۰۰)، ص۳۵۵، (ح ۵۱)، ص۴۱۲، (ح۱۵۳) و ص۵۴۸، (ح ۸۷۵)؛ الکافی، ج۳، ص۵۸، ح۹.
    لسان المیزان، ج۲، ص۱۸۴، ش۸۲۷: حرب بن سریج البصری؛ روی عن جمیل بن درّاج.
  9. ر.ک: ابن داود، الرجال، ص۹۲، ش۳۴۲؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۳۴، ح۱.
  10. "شیخنا و وجه الطائفة، ثقة" رجال النجاشی، ص۱۲۶، ش۳۲۸.
  11. "له أصل و هو ثقة" طوسی، الفهرست، ص۱۱۴، ش۱۵۴.
  12. رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۳۷۵، ش۷۰۵: أجمعت العصابة علی تصحیح ما یصح من هؤلاء و تصدیقهم لما یقولون و أقروا لهم بالفقه، من دون أولئک الستة الذین عددناهم و سمیناهم، ستة نفر: جمیل بن درّاج و عبد الله بن مسکان و عبدالله بن بکیر، و حماد بن عیسی و حماد بن عثمان، و أبان بن عثمان، قالوا و زعم أبو إسحاق الفقیه یعنی ثعلبة بن میمون: أن أفقه هؤلاء جمیل بن درّاج و هم أحداث أصحاب أبی عبدالله(ع).
  13. رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۲۵۲، ش۴۶۹: نصر بن الصباح، قال: حدثنی الفضل بن شاذان، قال: دخلت علی محمد بن أبی عمیر، و هو ساجد فأطال السجود، فلما رفع رأسه ذکر له الفضل طول سجوده، فقال: کیف لو رأیت جمیل بن درّاج، ثم حدثه أنه دخل علی جمیل فوجده ساجدا فأطال السجود جدا، فلما رفع رأسه قال له محمد بن أبی عمیر: أطلت السجود! فقال: کیف لو رأیت معروف بن خرّبوذ.
    رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۲۵۱، ش۴۶۸: «عن جمیل بن درّاج، عن أبی عبد الله(ع)، قال: قال لی: یا جمیل! لا تحدث أصحابنا بما لم یجمعوا علیه، فیکذبوک».
  14. طوسی، الغیبه، ص۷۱: ما ظهر من المعجزات علی ید الرضا(ع) الدالة علی صحة إمامته، و هی مذکورة فی الکتب. و لأجلها رجع جماعة من القول بالوقف مثل: عبدالرحمن بن الحجاج، و رفاعة بن موسی، و یونس بن یعقوب و جمیل بن درّاج و حماد بن عیسی و غیرهم.
  15. رجال النجاشی، ص۱۲۷، ش۳۲۸: عمی فی آخر عمره، و مات فی أیام الرضا(ع). بعضی نوشتند قبرش در طارمیه کنار دجله قرار دارد. (ر.ک: تنقیح المقال، ج۱۶، ص۱۹۵) و برخی در شهر کوت عراق دانستند: و قبره فی مدینة الکوت فی العراق، و قد أمر السید الحکیم بتجدیده، زرته بصحبة نجله السید محمد مهدی الحکیم. فهرست التراث، ج۱، ص۲۱۳.
  16. له کتاب رجال النجاشی، ص۱۲۶ - ۱۲۷، ش۳۲۸.
  17. له اصل طوسی، الفهرست، ص۱۱۴، ش۱۵۴.
  18. رجال النجاشی، ص۱۲۷، ش۳۲۸: و له کتاب اشترک هو و مرازم بن حکیم.
  19. رجال النجاشی، ص۱۲۷: له کتاب اشترک هو و محمد بن حمران فیه.
  20. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۶۱۴-۶۲۰.