حقوق والدین بر فرزندان در قرآن
مقدمه
حقوق والدین از مسائلی است که در قرآن کریم بر آن تأکید بسیار شده است تا آنجا که در کتاب الهی در چهار مورد پس از توحید قرار گرفته است، و هیچچیز در بیان خداوند اینگونه مورد تأکید واقع نشده است:
- ﴿وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾[۱].
- ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾[۲].
- ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾[۳].
- ﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا﴾[۴].
از این تعبیرهای مکرر استفاده میشود که میان پرستش خدا و احسان به والدین ارتباطی عمیق و پیوندی محکم برقرار است. بیگمان بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه نخست از ناحیه خداست و در مجرای قانونمندی الهی به پدر و مادر ارتباط مییابد و فرزند بخشی از وجود والدین است، و سستی در ادای حقوق آنان و ترک وظایف فرزندی نسبت به ایشان، همدوش و همتای شرک به خداست[۵].
جامعه سالم بر پایه خانواده سالم شکل میگیرد و خانواده سالم خانوادهای حقوقمدار است و بیشترین جلوه چنین خانوادهای در رفتار با والدین ظهور مینماید. خداوند احسان به پدر و مادر را چون پیمانی محکم دانسته است که سلامت و صلابت زندگی در گرو آن است؛ و خداوند این احسان را با بیانی لطیف مؤکد کرده است، و واژه “احسان” را به وسیله “ب” متعدی کرده و فرموده است ﴿وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾ “احسان” گاهی با “الی” و گاهی با “ب” متعدی میشود؛ که در صورتیکه با “الی” متعدی شود، مفهوم آن نیکی کردن است هرچند بهطور غیرمستقیم و بدون واسطه باشد، اما هنگامی که با “ب” متعدی شود، معنی آن نیکی کردن بهطور مستقیم و بدون واسطه است، بنابراین آیات بیانگر ﴿وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا﴾ بر این تأکید دارد که موضوع احسان به پدر و مادر چنان باید مورد اهمیت قرار گیرد که شخصاً و بدون واسطه بدان اقدام شود. و نیز آوردن مصدر در این آیات مفید تأکید و مبالغه در احسان است[۶].
تأکید و مبالغه قرآن کریم در پاسداشت حقوق والدین تا آنجاست که صریحاً بیان میکند که حتی اگر پدر و مادر کافر و مشرک باشند رعایت احترام و حقوقشان لازم است: ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ * وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا﴾[۷].
در اینجا شکرگزاری در برابر پدر و مادر در ردیف شکرگزاری در برابر نعمتهای بیکران خدا قرار داده شده است و این بیانگر عمق و وسعت حقوق والدین است[۸]. این حقوق تا بدانجاست که کمترین بیاحترامی نسبت به پدر و مادر اجازه داده نشده است: ﴿فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ﴾[۹].
راغب اصفهانی گوید ﴿أُفٍّ﴾ در اصل به معنای هر چرکی و پلیدی است، چنانکه به ناخن چیده شده و هر چیزی که به خاطر آلودگی و پلیدیاش ازاله و چیده شود گفتهاند و نیز به هر عمل سبک و آلوده ﴿أُفٍّ﴾ گفته شده است. از این واژه فعل هم ساخته شده است که هرگاه چیزی را به خاطر پلیدی و آلودگی و نارواییاش مورد انزجار قرار دهند به کار میرود، مثلاً میگویند: قَدْ أَفَّفْتُ لِکَذَا، یعنی فلان چیز را آلوده شمردم و از آن اظهار نفرت کردم[۱۰]. برخی گفتهاند أفّ و تُفّ در اصل به معنای چرکی است که زیر ناخن جمع میشود و از باب توسعه در معنا به هر چیز پلید و مایه ناراحتی گفته شده است[۱۱]. اصمعی گفته است که أفّ چرک گوش و تُفّ چرک زیر ناخن است و سپس به هر چیز پلید و ناراحتکننده گفته شده است[۱۲]. ممکن است أفّ اسم صوت بوده[۱۳]، و از اینجا پیدا شده باشد که وقتی خاک یا خاکستری مختصر روی بدن یا لباس انسان مینشیند، انسان با فوت کردن آن را از خود و لباسش دور میکند و صدایی که از دهان انسان در چنین حالی بیرون میآید شبیه “اوف” یا “اُف” میباشد و این واژه توسعه در معنا یافته و برای هر چیز ناراحتکننده و مکروه و مورد تنفر به کار رفته است[۱۴]. ازاینرو میتوان گفت این واژه در اصل اسم صوت بوده که هنگام اظهار نفرت یا ناراحتی و یا فوت کردن چیز آلوده از دهان خارج میشود و سپس به صورت اسم و فعل به کار رفته است و بیانگر ناراحتیهای جزئی و اظهار تنفر به خاطر مسائل کوچک میباشد؛ و در آیه فوق با بیانی کوتاه و در نهایت فصاحت و بلاغت این معنا افاده شده است که احترام به پدر و مادر چندان مهم و اساسی است که در برابر آنان حتی کمترین سخنی یا صدایی که دلیل بر ناراحتی از ایشان و یا بیمیلی و تنفر بوده باشد نباید بر زبان جاری ساخت یا در رفتار جلوه داد[۱۵]. در حدیث امام صادق(ع) دراینباره آمده است: «لَوْ عَلِمَ اَللهُ شَيْئاً أدْنَي مِنْ اُفًّ لَنَهَي عَنْهُ، وَ هُوَ مِنْ أدْنَي الْعُقُوقِ، وَ مِنَ الْعُقُوقِ، أنْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ إلَي وَالدَيْهِ، فَيَحُدُّ النَّظَرَ إلَيْهِمَا»[۱۶].
کمترین بیاحترامی به پدر و مادر موجب خشم خداوند است و پروردگار عالمیان جز حرمت نهادن و تکریم نمودن والدین را روا نمیدارد: ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا﴾[۱۷]؛ ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا﴾[۱۸].[۱۹]
منابع
پانویس
- ↑ «خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر نکویی ورزید» سوره نساء، آیه ۳۶.
- ↑ «و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر نیکی کنید» سوره بقره، آیه ۸۳.
- ↑ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.
- ↑ «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی! * و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۳-۲۴.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۷۹.
- ↑ محمد رشید رضا، تفسیر المنار، الطبعة الثانیة، دارالمعرفة، بیروت، ج۸، ص۱۸۵؛ تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۳.
- ↑ «و به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم- مادرش او را با سستی در پی سستی بارداری کرد و زمان شیر خوارگی وی دو سال بود- که مرا و پدر و مادرت را سپاس بگزار (که) بازگشت (همه) به سوی من است * و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمیدانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن» سوره لقمان، آیه ۱۴-۱۵.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۷۹.
- ↑ به آنان اف مگو» سوره اسراء، آیه ۲۳.
- ↑ المفردات، ص۱۹.
- ↑ الجامع لاحکام القرآن، ج۱۰، ص۲۴۲.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۰، ص۱۸۸.
- ↑ أبو زکریا یحیی بن زیاد المعروف بالفرّاء، معانی القرآن، الطبعة الثالثة، عالم الکتب، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ج۲، ص۱۲۱.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۰، ص۱۸۹.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۸۴.
- ↑ «اگر چیزی کمتر از ﴿أُفٍّ﴾ وجود داشت خداوند از آن نهی میکرد، و این حدّاقل مخالفت و بیاحترامی نسبت به پدر و مادر است، و از این جمله است نظر تند و غضبآلود به والدین». کتاب الزهد، ص۳۸-۳۹؛ الکافی، ج۲، ص۳۴۹؛ وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۱۷؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص۶۴؛ تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۱۴۹؛ الحدائق الناضرة، ص۱۰، ص۴۰.
- ↑ «و به آدمی سپردهایم به پدر و مادرش نکویی کند» سوره عنکبوت، آیه ۸.
- ↑ «و به آدمی سپردهایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است- و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است-» سوره احقاف، آیه ۱۵.
- ↑ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص۱۷۶-۱۸۰.