مبارزه با خرافه

(تغییرمسیر از خرافه‌زدایی)

مقدمه

پیامبر خاتم(ص) در زندگی پربرکت خود به پاک‌سازی اندیشه‌های خرافی پرداخت. البته مبارزه جدی و پیوسته آن حضرت، به عصر بعثت بازمی گردد. این پیکار در قالب‌های گوناگونی بود که آنها را برمی‌شماریم:

رشد حیات فکری ـ عقلانی جامعه

پیامبر اکرم (ص) برای رشد اندیشه اعراب کوشید تا درست بیندیشند و حقیقت را از خرافه باز شناسند. خداوند در قرآن کریم درباره رسالت پیامبر در این باره می‌فرماید: ﴿وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ[۱].

«إِصْر» به معنای نگهداری و محبوس کردن است. همچنین به کار سنگینی که انسان را از فعالیت باز می‌دارد، «اصر» گفته می‌شود[۲]. یکی از مصداق‌های «اصر» در دوره جاهلی، خرافات بود که پر و بال اندیشه اعراب را بسته بود. آنان به جایِ ریشه‌یابی علت‌ها و دست یافتن به راه‌حل‌ها، به اوهام و خرافات معتقد بودند.

رسول خدا (ص) این غل و زنجیرها را گشود و از ملت پیرو خرافه، مردمانی اندیشمند و متمدن پدید آورد. پیامبر، یکی از برنامه‌های تبلیغی اسلام را مبارزه با خرافه اعلام کرد. هنگامی که معاذ بن جبل را به یمن فرستاد، به او چنین سفارش کرد: «وَ أَمِتْ أَمْرَ الْجَاهِلِيَّةِ إِلَّا مَا سَنَّهُ الْإِسْلَامُ وَ أَظْهِرْ أَمْرَ الْإِسْلَامِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَ كَبِيرَهُ»[۳].[۴]

برخورد عملی با خرافه

مبارزه آن حضرت با خرافات، به ویژه با شرک و بت‌پرستی، منحصر به دوره رسالتش نبود، بلکه آن حضرت در کودکی و نوجوانی‌اش هم با خرافه‌ها مبارزه می‌کرد. ابن عباس از حلیمه سعدیه نقل می‌کند که می‌گفت: وقتی محمد (ص) به سه سالگی رسید، روزی گفت: مادر چه شده است که برادرانم (برادران رضاعی) را در روز نمی‌بینم؟ جواب دادم: آنها گوسفندان را به صحرا می‌برند. گفت: پس چرا من نتوانم همراه آنها بروم؟ گفتم: دوست داری همراه آنها بروی؟ پاسخ داد: آری. فردای آن روز روغن بر موی وی مالیدم و سرمه به چشمانش زدم و به گردنش یک مهره یمانی که در نخ کشیده بودم، آویزان کردم (که به زعم خودم، او را از شر جن نگه دارد). محمد (ص) مهره را از گردن باز کرد و گفت: «مَهْلًا يَا أُمَّاهْ فَإِنَّ مَعِي مَنْ يَحْفَظُنِي»؛ دست نگه دار مادرم! همراه من کسی است که در همه حال مرا حفظ می‌کند[۵].[۶]

رسول اعظم (ص) در دوران رسالت خود، اندیشه‌های غلط و بی‌مایه را از ذهن مردم زدود و برخلاف برخی سیاست بازان، هرگز از فکر و اندیشه غلط برای استوار کردن حکومت خود سود نجست. برای نمونه، پس از درگذشت فرزندش، ابراهیم، خورشیدگرفتگی پدیدار شد. مردم نیز گفتند که خورشید در مرگ ابراهیم غمگین شده و این نشانه عظمت پیامبر است. حضرت می‌توانست این قضیه را به سود خود تمام کند و نشانه‌ای برای عظمت خویش بشمارد، ولی هرگز چنین نکرد، بلکه بی‌درنگ پیش از دفن پیکر ابراهیم، مردم را به مسجد دعوت کرد و فرمود: «همانا خورشید و ماه دو نشانه از نشانه‌های خدایند که برای مرگ یا زندگی کسی نمی‌گیرند. پس هرگاه چنان دیدید، به مسجدهای خود پناه برید و نماز آیات بخوانید».[۷].[۸]

دعوت به خردورزی

فرهنگ اسلام، دین‌داری بدون آگاهی و شناخت را بی‌ارزش می‌داند و باور مبتنی بر برهان‌های محکم و استوار را به رسمیت می‌شناسد. بر این اساس، قرآن کریم، انسان‌های نادانی را که درباره امور اعتقادی نمی‌اندیشند، به جانورانی کر و کور تشبیه می‌کند[۹] و در آیه‌های بسیاری، مردم به اندیشیدن و تعقل دعوت شده‌اند[۱۰].

پیامبر گرامی اسلام نیز بر اهمیت کاربرد اندیشه در زندگی آدمی تأکید کرده است و می‌فرماید: «لَا عِبَادَةَ كَالتَّفَكُّرِ»؛ «هیچ عبادتی برتر از اندیشه کردن نیست»[۱۱]. در جایی دیگر نیز می‌فرماید: «تَفَكُّرُ سَاعَةٍ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سِتِّينَ سَنَةً»؛ «یک ساعت اندیشیدن بر شصت سال عبادت برتری دارد»[۱۲]. این روایت‌ها، دلیل روشنی بر مبارزه آن حضرت با خرافات است. پیامبر از انسان‌ها می‌خواهد تا در پرتو عقل و فکر، از آسیب اوهام و خرافات در امان بمانند[۱۳].

منابع

پانویس

  1. «و بار (تکلیف)‌های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
  2. نک: لغت‌نامه دهخدا، ج۷، ص۲۷۵۰، ماده «اصر».
  3. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۶؛ عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۴۱۲.
  4. فتاحی‌زاده، فتحیه، پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی، ص ۵۳.
  5. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۵، ص۳۹۲.
  6. فتاحی‌زاده، فتحیه، پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی، ص ۵۵.
  7. «إِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ ِ فَإِذَا رَأَيْتُمْ فَافْزَعُوا إِلَى مَسَاجِدِكُمْ‌»؛ کافی، ج۳، ص۲۰۸.
  8. اسحاقی، سید حسین، رسول مهربانی، ص ۱۰۱؛ فتاحی‌زاده، فتحیه، پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی، ص ۵۵.
  9. نک: ﴿إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ «بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.
  10. نک: ﴿اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ «بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷؛ ﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ «از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است. امّا گناه آنها از سود آنها بزرگ‌تر است و از تو می‌پرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز (سالانه) را؛ این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.
  11. نهج الفصاحه، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، ص۳۲۲ - ۴۳۶.
  12. نهج الفصاحه، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، ص۳۲۲ - ۴۳۶.
  13. فتاحی‌زاده، فتحیه، پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی، ص ۵۶.