خطبه ۸۷ نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از خطبه ۸۷)

مقدمه

خطبه‌ای سرشار از معارف بلند در شناسایی انسان کامل که در ظرف وجودی امام (ع) قابل حصول نیست. مولی فتح الله کاشانی در شرح خود می‌نویسد: او (امام) عمل می‌کند به آن، ترک نمی‌کند مر کار نیک را فایده، مگر که آهنگ می‌کند به آن‌ها سایر فواید را؛ و نمی‌کند جای گمان خیر را، مگر که قصد می‌کند آن‌را. به تحقیق که دست دادن و قدرت پیدا کرد به کتاب از مهارش، یعنی زمام معانی کتاب حضرت ربّانی به قبضه اقتدار اوست و سررشته اوامر و نواهی آن به دست او. پس او کشنده کتاب است به طریق الهی و پیشوای اوست در همه مسائل آن.

بخش‌هایی از این خطبه را زمخشری در کتاب ربیع الابرار آورده است و ابن‌ابی‌الحدید نیز، این خطبه را بخشی از خطبه‌ای مفصل یاد می‌کند. زمان ایراد خطبه نیز مشخص و معلوم نیست.

مطالب مهم خطبه

  1. توصیف انسان کامل؛
  2. توصیف عالم گمراه و غیرعامل؛
  3. تمسک به هدایت اهل‌بیت (ع)؛
  4. معرفی خود؛
  5. پرهیز از ظاهربینی؛
  6. بیان صفات نیکو در نزد پروردگار[۱].

خطبه در یک نگاه‌

این خطبه در واقع دارای شش بخش است که پنج بخش آن کاملا به هم پیوسته است، ولی بخش پنجم مفهومی جداگانه دارد و نشان می‌دهد که مرحوم «سیّد رضی» قسمت‌هایی از اواخر خطبه را حذف کرده است. به هر حال بخش‌های شش‌گانه، به شرح زیر است:

  1. در آغاز: امام(ع) به بیان صفات عالمان راستین می‌پردازد، همانها که با امدادهای الهی توانسته‌اند روح تقوا را در خود زنده کنند و هواپرستی را از خود دور سازند و در سایه این خودسازی، کلید درهای هدایت را به‌دست آورند.
  2. در بخش دوم: با ذکر صفات دیگری از عالمان راستین و بندگان مخلص خدا، بخش اول را تکمیل می‌فرماید. صفاتی مانند پاسخگویی به هر مشکل، کلید مبهمات بودن، حق‌گویی و عمل به حق.
  3. در بخش سوم: به نقطه مقابل این گروه پرداخته و عالم نمایانی را معرّفی می‌کند که جهالت‌هایی را از دیگران گرفته و امور باطلی را از سوی خود، به آن افزوده و مردم را به گمراهی کشانده‌اند.
  4. در بخش چهارم: در تکمیل بخش‌های گذشته به مردم هشدار می‌دهد که با وجود اهل بیت و عترت پیامبر که سرچشمه زلال علم و آگاهی اسلامی هستند، چرا به سراغ افراد جاهل و بی‌خبر و ناآگاه می‌روند؟!
  5. در پنجمین بخش: به بعضی از سخنان پیامبر(ص) و پاره‌ای از نکته‌های حسّاس در مورد اهل بیت و معرّفی خویشتن اشاره فرموده و «حدیث ثقلین» را که در میان همه مسلمانان معروف و مشهور است، به عنوان گواه سخن خود ذکر می‌کند.
  6. سرانجام در آخرین بخش: یعنی: بخش ششم، به توهّمات و پندارهای بی‌اساس برخی مردم که گمان می‌کردند دنیا برای همیشه در کام بنی‌امیّه خواهد بود، اشاره کرده و قاطعانه خبر از زوال و سقوط حکومت کوتاه آنها می‌دهد. همان‌گونه که در بالا اشاره شد، این بخش، از بخش‌های چهارگانه بالا از نظر محتوا جداست و پیدا است که مطالب دیگری در میان بوده که مرحوم «سیّد رضی» آنها را نیاورده است[۲].

فرازی از خطبه

بندگان خدا، دوست‌داشتنی‌ترین بندگان نزد خدا (که نظر مرحمت حقّ تعالی شامل حال اوست) بنده‌ای است که خداوند او را بر تسلّط به نفس خویش کمک و یاری کرده است (عقل او را تقویت کرده تا از شهوات و خواهش‌های نفس پیروی نکند). پس (آن بنده) حزن و اندوه را شعار خود قرار داد (برای تحصیل رضا و خشنودی حق اندیشه کرد تا موجبات آن‌را به‌دست آرد) و خوف و ترس (از عذاب الهی) را رویّه خویشتن گردانید (و هیچ‌گاه برخلاف دستورات خدا و رسول رفتار نکرد). پس چراغ هدایت (علوم و معارف الهی) در دل او روشن شد و (با آن) از تاریکی نادانی و گمراهی رهایی یافت و به راه راست قدم نهاد و سفره ضیافت را برای روزی که به آن وارد می‌شود آماده ساخت (عبادت و بندگی کرد تا پس از مرگ تهی‌دست نباشد) و دور را بر خود نزدیک کرد (مرگ را بی‌خبران دور می‌پندارند پیش روی خویش قرار داد و هرگز از آن غافل نبود و باکی نداست که مرگ او را در بستر بیماری دریابد یا او را بر مرگ وارد و در راه خدا کشته شود) و سختی (مرگ و قبر و هول و وحشت روز رستاخیز) را (به وسیله توشه طاعت و بندگی) آسان گردانید[۳].

منابع

پانویس