خلاد بن سوید بن ثعلبه انصاری

آشنایی اجمالی

نامش را به تصحیف خالد نیز گفته‌اند[۱]. وی منسوب به «بنی امرئ‌القیس»، شاخه‌ای از تیره «بنی حارث بن خزرج» از قبیله بزرگ «خزرج» است[۲] که گاه به سبب افتادگی در نسب یا انتساب به جد اعلی، نسبش را خلاد بن سوید بن امرئ‌القیس گفته‌اند[۳]. مادرش عمره یا عمیره، دختر سعد بن قیس از بنی امرئ‌القیس بود[۴]. به گفته ذهبی[۵] و ابن حجر[۶]، ابواحمد عسکری (م ۳۸۲) خلاد بن سوید را با خلاد بن سائب یکی دانسته و می‌گوید: در نام پدرش اختلاف است. به نظر می‌رسد گاهی اطلاعات وی با نواده‌اش خلاد بن سائب بن خلاد با هم آمیخته شده باشند[۷]. گفتنی است، برخی وی را خلاد بن سوید بن صامت نامیده‌اند[۸] و جلاس بن سوید و حارث بن سوید را که در شمار منافقین از آنان یاد شده، برادران خلاد مورد بحث دانسته‌اند[۹] که به یقین اشتباه است؛ زیرا این افراد اوسی هستند و عنوان مورد بحث، از قبیله خزرج است[۱۰].

خلاد در بیعت عقبه دوم[۱۱]، جنگ بدر[۱۲] و نبردهای پس از آن، همچون احد، خندق و بنی‌قریظه، رسول خدا(ص) را یاری داد[۱۳] و در نبرد اخیر، در حالی که زیر سایه دژ زبیر بن باطا نشسته بود، زنی از یهود بنی‌قریظه به نام رخی (نبانه) سنگ آسیایی از بالای دژ بر سر او انداخت و خلاد به شدت مجروح شد و پس از چندی به شهادت رسید. هنگامی که خبر شهادتش را به پیامبر(ص) رساندند آن حضرت فرمود: اَجر دو شهید دارد و قاتل او را اعدام کرد[۱۴]. وقتی علت اجر دو شهید داشتن را از رسول خدا(ص) پرسیدند، فرمود: به سبب اینکه به دست یهودیان به شهادت رسیده است[۱۵]. البته ابونعیم[۱۶] در ترجمه دیگری با عنوان «خلاد انصاری» ماجرای شهادت خلاد را بیان می‌کند و آن را غیر از خلاد بن سوید دانسته است، در حالی که به نظر می‌رسد هر دو یکی هستند[۱۷].

روایتی در باب آداب حج و کیفیت تلبیه، از خلاد نقل شده است که مخدوش است[۱۸]؛ زیرا این روایت گاهی از فرزندش سائب بن خلاد نقل شده است[۱۹] و گاه ناقل آن را فرزند دیگرش ابراهیم دانسته‌اند[۲۰] و در مواردی هم ابراهیم به نقل از پدرش (خلاد) روایت کرده است[۲۱]. این در حالی است که ابراهیم در زمان رسول خدا(ص) کودک بوده و نمی‌توانسته از آن حضرت حدیث شنیده باشد و حدیثش مرسل است[۲۲]؛ پس به طریق اولی نمی‌تواند از پدرش روایت نقل کند؛ زیرا پدر او در سال پنجم به شهادت رسید. ابن حجر[۲۳] نیز به این مطلب اشاره کرده است و می‌گوید: ابن سعد[۲۴]، ابراهیم را فرزند خلاد بن سائب دانسته و پدرش را در طبقه دوم تابعین قرار داده است که با این حساب، نقل حدیث از او ممکن نیست.

بیشتر خانواده خلاد در شمار صحابی رسول خدا(ص) و راوی حدیث هستند. از جمله همسرش لیلا، خواهر سعد بن عباده، دخترش مندوس که با رسول خدا(ص) بیعت کرد، فرزندانش ابراهیم و سائب (وی از سوی معاویه حاکم یمن بود) و نیز نواده‌اش خلاد بن سائب. البته برخی[۲۵] خلاد بن سائب را تابعی می‌دانند[۲۶].[۲۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۱۳.
  2. ر.ک: ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۵۶؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۸۰.
  3. ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۶۳.
  4. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۱؛ خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۱۶۳.
  5. ذهبی، تجرید أسماء الصحابة، ج۱، ص۱۶۱.
  6. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۸۶.
  7. ر.ک: مدخل مربوط.
  8. ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۲.
  9. مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱۴، ص۳۴۶.
  10. ر.ک: مدخل‌های مربوط.
  11. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۰۱؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۱، ص۱۹۵.
  12. واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۴۸.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۱.
  14. واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۱۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۳۴.
  15. موصلی، المفارید عن رسول‌الله، ص۱۰۱؛ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۱۱، ص۲۰۴.
  16. ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۶۵.
  17. ابن اثیر، اسدالغابة، ج۲، ص۱۸۳.
  18. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۱۸۴؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۳، ص۲۲۴.
  19. احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۵۶.
  20. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۳۳۳.
  21. ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۴، ص۱۸.
  22. متقی هندی، کنز العمال، ج۵، ص۱۴۶.
  23. ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۲۳۳ و ج۲، ص۲۸۶.
  24. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۷.
  25. عجلی، معرفة الثقات، ج۱، ص۳۳۷.
  26. ر.ک: مدخل‌های مربوط.
  27. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «خلاد بن سويد بن ثعلبه انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۴۷-۲۴۸.