خلافت موعود

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • خداوند سبحانه و تعالی در آیاتی چند به انسان‏‌های شایسته وعده داده که حکومت زمین به آن‏ها خواهد رسید:﴿ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ [۱]
  • در آیات پیش از این آیه، سخن از اطاعت و تسلیم برابر فرمان خدا و پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم است و در این آیه، بحث ادامه یافته و نتیجه این اطاعت که همان حکومت جهانی است بیان شده است. بر اساس آن، خداوند سبحانه و تعالی به کسانی که از شما ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‏اند، وعده می‏‌دهد که آنان را قطعا خلیفه روی زمین خواهد کرد؛ همان‏گونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، به طور ریشه‌‏دار و پا برجا در صفحه زمین مستقر خواهد ساخت و خوف و ترس آن‏ها را، به امنیت و آرامش مبدّل خواهد کرد.

مردم فقط خدا را پرستیده و چیزی را شریک او قرار نخواهند داد.

  • بعد از این برتری و فراگیری حکومت توحید و استقرار آیین الهی و از میان رفتن هرگونه اضطراب، ناامنی و شرک، کسانی که بعد از آن کفر بورزند، به یقین فاسق واقعی خواهند بود!
  • در این آیه، خداوند سبحانه و تعالی وعده حکومت روی زمین، برتری دین و آیین و امنیت کامل را به گروهی از مؤمنان و صالحان داده است. اما در این‏که منظور از این گروه چه کسانی‌‏اند، میان مفسران گفت‏وگو است.
  • برخی آن را اشاره به حکومت مهدیعلیه السلام می‌‏دانند که شرق و غرب جهان، در زیر لوای حکومت آن حضرت قرار می‏‌گیرد، آیین حق همه جا نفوذ می‌‏کند، ناامنی و خوف و جنگ از صفحه زمین برچیده می‌‏شود و عبادت خالی از شرک، برای جهانیان تحقق می‌‏یابد[۲].
  • بدون شک آیه، هم شامل‏ مسلمانان نخستین و هم حکومت حضرت مهدیعلیه السلام‏ می‌‏شود. طبق عقیده عموم مسلمانان- اعم از شیعه و اهل تسنن- آن حضرت سراسر زمین را پر از عدل‏ وداد می‏کند و او مصداق کامل این آیه است؛ ولی با این حال، منعی از عمومیت و گستردگی مفهوم آن نیست.
  • گفتنی است ثمره تمام کوشش‏‌های پیامبران و تبلیغات مستمر و پی‏گیر آنان و نمونه کامل حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت، زمانی تحقق می‌‏یابد که حضرت مهدیعلیه السلام‏ ظهور می‌‏کند[۳].
  • همان‏گونه که گفته شد، این تفسیرها، به معنای انحصار مصداق آیه نیست؛ بلکه بیان مصداق کامل است. ابو بصیر از امام صادقعلیه السلام روایت کرده است که آن حضرت، ذیل این آیه فرمود:"درباره قائمعلیه السلام و اصحاب ایشان نازل شده است"[۴].
  • یکی از مفسران بزرگ در این ‏باره می‌‏نویسد: "... این مجتمع طیب و طاهر با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده و دنیا از روزی که پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم مبعوث به رسالت شده، تاکنون، چنین جامعه‌‏ای به خود ندیده است. ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار حضرت مهدیعلیه السلام‏ خواهد بود؛ چون اخبار متواتری که از رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم و امامان اهل بیتعلیهم السلام در خصوصیات آن حضرت وارد شده است، از تشکیل چنین جامعه‏‌ای خبر می‏‌دهد. البته این در صورتی است که روی سخن در آیه را متوجه مجتمع صالح بدانیم، نه تنها حضرت مهدیعلیه السلام‏". آن‏گاه ادامه می‏دهد: خواهید گفت: طبق این نظریه چه معنا دارد که روی سخن را در زمان نزول آیه به‏ ﴿ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ؛ کند؛ در حالی که مهدیعلیه السلام آن روز نبود "نه خودش بود و نه یکی از اهل زمانش"؟ در پاسخ می‌‏گوییم: این سؤال، ناشی از این است که پرسش‌‏کننده، میان خطاب‌‏های فردی با خطاب‌‏های اجتماعی خلط کرده است؛ چون خطاب ممکن است دو جور متوجه‏ اشخاص شود: یکی این‏که اشخاصی را مورد خطابی قرار دهند؛ بدین سبب که خصوصیات خود آنان مورد نظر است. به طور دیگر این‏که همان اشخاص را مورد خطاب قرار دهند، نه از این جهت که شخص خود آنان مورد نظر باشد، بلکه از این جهت که جمعیتی هستند دارای صفاتی معین. در صورت اول، خطاب، از مخاطبان به غیر مخاطبان متوجه نمی‌‏شود و شامل آن‏ها نمی‌‏گردد- نه وعده‏اش، نه وعیدش و نه هیچ‏ چیز دیگرش- و در قسم دوم اصلا اشخاص دخالتی ندارند و خطاب متوجه دارندگان صفات کذایی است که در این صورت به دیگران نیز متوجه می‏‌شود.
  • در آیه شریفه، خطاب از قبیل خطاب‏‌های دوم است که بیانش گذشت و بیشتر خطاب‏‌های قرآنی- که یا مؤمنان را مخاطب کرده و یا کفار را- از این قبیل است[۵][۶].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین، جانشین [خود] قرار دهد؛ همان‏گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین [خود] قرار داد. و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند؛ سوره نور ، آیه: ۵۵.
  2. ر. ک: محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۱۸
  3. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۴ ص ۵۳۰- ۵۳۲
  4. " نَزَلَتْ‏ فِي‏ الْقَائِمِ‏ وَ أَصْحَابِهِ‏‏ ‏‏‏"، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۷۳؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۴۰، ح ۳۵
  5. محمد حسین طباطبایی، ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۰
  6. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص:۲۱۳ - ۲۱۶.