دلوانیه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

دلوانیه (ذکوانیه)

ابن عبد ربه در کتاب العقد الفرید می‌نویسد: در روزی که معاویه بار عام داده بود زنی بسیار زیبا به نام دلوانیه از بنی‌ذکوان که از زیاد بن ابیه شکایت داشت با دو تن از کنیزانش بر معاویه وارد شد و پرده از رخ کشید و با سخنانی فصیح و بلیغ معاویه را مورد خطاب قرار داد. او در قسمتی از سخنانش از اینکه معاویه زیاد را به پدر خود منتسب نموده، مورد هجو قرار داد و گفت: تو او را بر مسلمانان حکومت دادی تا خون مردم را به ناحق بریزد. او خائن و ظالم و کافر و ستمکار است از آتش دوزخ نمی‌ترسد. فردای قیامت اعمال او را در صحیفه تو می‌نگارند. ای معاویه! زیاد میراث آباء و اجداد مرا گرفته و هرکس از بنی ذکوان خواسته تا شر او را از من دور کند، از دم تیغ بگذرانید. هان یا به عدل فرمان ده و یا کار تو و او را به خداوند می‌سپارم که او حاکم عادل و منصف به حق است و این ظلم و ستمی که بر من آمده، مکافات می‌فرماید. معاویه از دیدار او مبهوت گشت و از گفتار او شگفت‌زده شد و طی حکمی به زیاد دستور داد تا با دلوانیه کار به انصاف بنماید و اموال او را باز پس دهد[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: محادثات النساء، ص۷۱-۷۳؛ بلاغات النساء، ص۶۱-۶۳، اعلام النساءالمؤمنات، ص۳۹۴-۳۹۵.
  2. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۹۲.