خیانت

(تغییرمسیر از خائن)

معناشناسی

«خیانت» در اصل به معنای نقص است، چنان‌که وفاء در اصل به معنای تمام است؛ سپس در ضد معنای امانت و وفا به کار رفته است؛ زیرا رعایت نکردن امانت و وفا نقصی به خیانت‌شونده وارد می‌سازد[۱]. خیانت را در عربی به مخالفت با حق به سبب پیمانشکنی نهانی[۲]، خودداری از ادای حقی که ضامن آن شده[۳] و ترک خیرخواهی در جایی که امین شمرده شده است[۴] و در فارسی به زنهارخواری، نااستواری، پیمانشکنی، بی‌وفایی، بی‌دیانتی، دغلی و ناراستی‌کردن معنا کرده‌اند[۵].[۶]

ماهیت خیانت

از برخی آیات قرآن کریم چنین برمی‌آید که خیانت در بیشتر موارد همراه نوعی پنهانکاری است، چنان‌که در جایی پس از اشاره به خشم گرفتن خدا به کسانی که پیوسته خیانت می‌کنند[۷] در بیان احوال آنان، شأن خیانتکاران را این دانسته است که گناه خویش را از مردم پنهان می‌دارند[۸][۹]. برپایه آیه‌ای دیگر، خدا از خیانت چشم‌ها و آنچه دل‌ها پنهان می‌کنند آگاه است[۱۰] از یاد شدن خیانت چشم‌ها کنار آنچه دل‌ها پنهان می‌کنند، چنین برداشت می‌شود که مراد از خیانت چشم‌ها همه گناهان چشم نیست، بلکه گناهانی است که از دیگران پوشیده می‌مانند[۱۱]. همچنین در روایتی پیامبر اکرم(ص) خیانت را خصلت پنهانی بدی دانسته‌اند: «وأعوذ بک من الخیانة فإنها بئست البِطانة»[۱۲].[۱۳]

اقسام خیانت

خیانت را به حسب کسی که خیانت درباره او رخ می‌دهد، می‌توان شامل این اقسام دانست: خیانت به خدا؛ خیانت به رسول خدا(ص)؛ خیانت به همنوعان (اعم از مؤمنان و غیرمؤمنان)؛ خیانت به خود. یک کار می‌تواند به حیث‌های گوناگون چند عنوان از عنوان‌های یاد شده را بپذیرد؛ مانند کفر که هم خیانت به خداست و هم به رسول او و هم خیانت به خود.

  1. خیانت به خدا: تعبیر خیانت به خدا چند بار در قرآن کریم به کار رفته است که بیشتر آنها درباره مشرکان و کافران است. قرآن کریم مشرکان را خوّان می‌نامد[۱۴].[۱۵] «خَوّان» به معنای بسیار خیانتگر یا مرتکب خیانت بزرگ است[۱۶].
  2. خیانت به رسول خدا: قرآن کریم کنار نهی از خیانت به خدا، از خیانت به رسول او نیز نهی می‌کند[۱۷]. خیانت به رسول خدا(ص) به موارد ذیل تفسیر شده است: کفر به پیامبر اسلام[۱۸]؛ ترک سنن و شرایع او[۱۹]؛ نافرمانی او[۲۰]؛ آشکار کردن ایمان و خیرخواهی؛ کتمان کفر و خیانت[۲۱]؛ افشای اسرار مسلمانان برای دشمنان[۲۲].
  3. خیانت به خود: در آغاز نزول حکم روزه، آمیزش با زنان در شب‌های ماه رمضان حرام بود[۲۳] و پس از مدتی این حکم نسخ شد: ﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمْ[۲۴]؛ اما در زمان ثبوت حکم، برخی چون عمر[۲۵] از آن سرپیچی کردند. قرآن کریم سرپیچی آنان را خیانت به خودشان می‌نامد: ﴿عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ[۲۶][۲۷]؛ نیز خدا برخی از مسلمانان را خائن به خود نامیده است: ﴿وَلَا تُجَـٰدِلْ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًۭا[۲۸].[۲۹]
  4. خیانت به همنوعان: خیانت به همنوعان دارای انواع گوناگونی است که یکی از آنها خیانت درعهد و پیمان‌هاست؛ مانند پیمان‌های دوسویه نظامی و اقتصادی دولت‌ها و اقوام با یکدیگر. قرآن کریم در این عرصه، جلوه‌هایی ویژه و برجسته از اخلاق اسلامی نمایانده است؛ مثلاً به مؤمنان دستور می‌دهد که پیمان‌های میان خودتان را وسیله خدعه و نیرنگ قرار ندهید و به سبب مدارا با قومی که از هم‌پیمانان شما برترند، عهد خود را نشکنید[۳۰]، بلکه در هر شرایطی به پیمان‌های خود وفادار باشید[۳۱].[۳۲]

حرمت و پیامدهای خیانت

  1. خشم الهی و عذاب آخرت: قرآن کریم با نفی خیانت از پیامبر اکرم(ص) در زمینه غنیمت‌های جنگی، او را پیرو خشنودی خدا می‌شناساند، در حالی که خیانتکار، گرفتار خشم الهی شده و در جهنم که بد جایگاهی است، جای می‌گیرد[۳۳].[۳۴]
  2. مایه سستی در کارهای خیر: قرآن کریم برخی از اقسام خیانت مانند شهادت ناحق یا کتمان آن را[۳۵] اثم می‌نامد. (مائده / ۵، ۱۰۷) واژه اثم نامی برای کارهایی است که سبب سستی و تأخیر انسان در کارهای خیر می‌شود[۳۶]، از این رو می‌توان گفت که خیانت سبب سلب توفیق از انسان و ترک دیگر کارهای خیر می‌شود. برخی از آیات محبوب نبودن خیانتکار نزد خدا چنین برداشت کرده‌اند که وی حتی اندکی نیز محبوب خدا نیست و نتیجه گرفته‌اند که خیانت گناه کبیره‌ای است که هیچ عملی با آن پذیرفته نمی‌شود[۳۷]
  3. سلب نعمت و فرودآمدن بلا: از آیات قرآن کریم برمی‌آید که از جمله آثار خیانت، برچیده شدن سفره نعمت‌ها و فرودآمدن بلاها در دنیاست، چنان‌که قوم یهود بر اثر خیانت پیمانشکنی گرفتار بلاهایی همچون سنگدلی شدند[۳۸].
  4. دورویی و نفاق: از دیدگاه قرآن کریم برخی گناهان زمینه‌ای برای گناهان دیگر و دعوت کننده به آنها و به تعبیر روشن‌تر، مادر گناهان دیگر هستند؛ برای نمونه خلف وعده و دروغ، خصلت‌هایی هستند که تخم نفاق را در دل می‌پرورانند[۳۹].
  5. نرسیدن به هدف: از سنت‌های الهی درباره خیانتگران این است که چون خیانت در دایره باطل است، همچون همه باطل‌ها پایداری ندارد. خیانت ابزاری نامشروع برای رسیدن به هدف است، از این‌رو خدا خائنان را در کارشان تأیید و در خیانتشان هدایت نمی‌کند، بنابراین سرانجام خائنان جز رسوایی و سرافکندگی و نتیجه عکس گرفتن از هدفشان نیست[۴۰].
  6. مبغوض شدن و سلب شایستگی برای مسیولیت‌های اجتماعی: از آثار طبیعی خیانت، این است که اعتماد عمومی به شخص خائن کاهش می‌یابد و در جامعه مبغوض همگان قرار می‌گیرد و در پی آن، او را شایسته پست‌های گوناگون اجتماعی نمی‌دانند، چون لازمِ هر مسئولیتی امانتداری است[۴۱] از سویی دیگر، از آثار طبیعی ترک خیانت این است که شخص امین، نزد همگان اعتبار می‌یابد و در واگذاری پست‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی او را در اولویت می‌نهند[۴۲].

عوامل ترک خیانت

عوامل و اسباب گوناگونی می‌تواند مانع از ارتکاب خیانت شود که برخی از مهم‌ترین آنها بدین شرح‌اند.

  1. تقوا و باورهای حق: اعتقادات درست به همراه ترس از خدا بهترین راه پیشگیری از خیانت است. قرآن کریم آنجا که به ادای برخی امانت‌ها دستور می‌دهد، بی‌درنگ به تقواپیشگی امر می‌کند و انسان را از ظلم یا خیانت به امانت برحذر می‌دارد و اعلان می‌کند که خدا بر آنچه در دل نهفته می‌دارند آگاه است[۴۳].[۴۴]
  2. شهادت برای خدا و قیام پیوسته به قسط: از آنجا که گاهی انگیزه خیانت، سودرسانی به خود و خویشان یا دوستان است، انسان باید پیوسته به قسط قیام کند و برای خدا گواهی دهد، گرچه به زیان خود یا نزدیکانش باشد و از هوای نفس پیروی نکند تا از گرفتار شدن به خیانت در امان بماند[۴۵].[۴۶].[۴۷]

منابع

پانویس

  1. الکشاف، ج ۲، ص۲۱۳؛ تفسیر نسفی، ج ۲، ص۶۲؛ تاج العروس، ج ۱۸، ص۱۸۳، «خون».
  2. مفردات، ص۳۰۵؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۷۱۵، «خون».
  3. التبیان، ج ۵، ص۱۰۵.
  4. لسان العرب، ج ۴، ص۲۵۲؛ تاج العروس، ج ۱۸، ص۱۸۳، «خون».
  5. لغت‌نامه، ج ۷، ص۱۰۱۸۷ ـ ۱۰۱۸۸، «خیانت».
  6. دلیری، کاظم، مقاله «خیانت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص ۴۱۸.
  7. سوره نساء، آیه ۱۰۷.
  8. سوره نساء، آیه ۱۰۸.
  9. تفسیر مراغی، ج ۵، ص۱۴۹.
  10. سوره غافر، آیه ۱۹.
  11. المیزان، ج ۱۷، ص۳۲۰.
  12. عون المعبود، ج ۴، ص۲۸۴.
  13. دلیری، کاظم، مقاله «خیانت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص ۴۱۹.
  14. مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۳۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۳.
  15. ﴿إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ «تا روز آن هنگام معیّن» سوره حجّ، آیه ۳۸.
  16. مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۳.
  17. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَـٰنَـٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.
  18. التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۵۱۴.
  19. مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۲۴.
  20. نور الثقلین، ج ۲، ص۱۴۴.
  21. جامع البیان، ج ۶، ص۲۹۱.
  22. همان، ص۲۹۳؛ المیزان، ج ۹، ص۵۵.
  23. التبیان، ج ۲، ص۱۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۲۷۸.
  24. سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  25. جامع‌البیان، ج ۲، ص۲۲۵ ـ ۲۲۷؛ تفسیر جلالین، ص۳۲؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۱۹۷.
  26. سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  27. روض‌الجنان، ج ۳، ص۵۲؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۲۱۴.
  28. «و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.
  29. التبیان، ج ۳، ص۳۱۶ ـ ۳۱۸.
  30. ﴿وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ أَيْمَـٰنَكُمْ دَخَلًۢا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌۢ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا۟ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ «و سوگندهایتان را (دستمایه) نیرنگی میان خود نسازید مبادا گامی پس از استواری بلغزد و برای آنکه (مردم را) از راه خداوند باز داشتید بدی را بچشید؛ و شما راست عذابی سترگ» سوره نحل، آیه ۹۴.
  31. جامع‌البیان، ج ۸، ص۲۱۹؛ مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۰.
  32. دلیری، کاظم، مقاله «خیانت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص۴۲۲ ـ ۴۲۴.
  33. المیزان، ج ۴، ص۵۷.
  34. سوره آل عمران، آیه ۱۶۱-۱۶۲.
  35. جامع البیان، ج ۵، ص۱۵۴؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰۰.
  36. مفردات، ص۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۶۰، «إثم».
  37. بحارالانوار، ج ۹۳، ص۲۹.
  38. سوره مائده، آیه ۱۳.
  39. ﴿فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًۭا فِى قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُۥ بِمَآ أَخْلَفُوا۟ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا۟ يَكْذِبُونَ «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۷.
  40. جامع البیان، ج ۷، ص۳۱۱؛ نیز رک: مجمع البیان، ج ۵، ص۳۶۸؛ المیزان، ج ۱۱، ص۱۹۷.
  41. سوره قصص، آیه ۲۶.
  42. دلیری، کاظم، مقاله «خیانت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص۴۲۸ ـ ۴۳۱.
  43. التبیان، ج ۲، ص۳۸۱؛ نیز رک: الاصفی، ج ۱، ص۱۳۴.
  44. سوره بقره، آیه ۲۸۲.
  45. جامع‌البیان، ج ۴، ص۴۳۳.
  46. سوره نساء، آیه ۱۳۵.
  47. دلیری، کاظم، مقاله «خیانت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص ۴۳۱.