زید بن خالد جهنی در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

او از صحابی مشهور[۱] از فقهای صحابة رسول خدا (ص)[۲] و ساکن مدینه است[۳]. وی در حدیبیه حضور داشت[۴] و در فتح مکه پرچم قبیله جهینه با او بود و درباره کنیه او بین نام‌های ابوزرعه، ابو عبدالرحمن و ابوطلحه را دارد اختلاف و بسیاری است[۵].[۶]

زید و نقل روایت

او حدود هشتاد و یک روایت نقل کرده است[۷]. دو پسرش، خالد و ابوحرب، ابوسلمة بن عبدالرحمن[۸]، بشر بن سعید[۹]، سائب بن یزید کندی، سائب بن خلاد انصاری، عبیدالله بن عبدالله، ابن المسیب، عروه[۱۰]، ابو عمره[۱۱]، عطاء بن یسار و عطاء بن ابی رباح[۱۲] از طریق او حدیث نقل کرده‌اند که به چند نمونه از این روایات اشاره می‌کنیم:

  1. دو نفر برای دادخواهی به حضور پیامبر (ص) آمدند. یکی از آنان گفت: "یا رسول الله! تو را به خدا قسم می‌دهم که به حکم کتاب خدا در میان ما قضاوت کنی". دیگری که داناتر و فهمیده‌تر بود برخاست و گفت: "آری یا رسول الله، به حکم کتاب خدا در میان ما حکم فرما و به من اجازه بده تا صحبت کنم". پیامبر (ص) اجازه فرمود. آن مرد گفت: "پسر من نزد این مرد اجیر بوده و با زن او زنا کرده است. به من گفتند که پسرت باید سنگسار شود. من برای آنکه فرزندم را از دست ندهم، با این مرد قرار گذاشتم که صد گوسفند و یک برده به او بدهم تا از حق خود دست بردارد. سپس شرایط این موضوع را از اهل علم پرسیدم، گفتند: پسر باید صد تازیانه بخورد و یک سال تبعید شود و زن این مرد نیز سنگسار شود". پیامبر (ص) فرمود: "به خدایی که جانم در قبضه قدرت اوست، در میان شما به حکم کتاب خدا حکم می‌کنم؛ آن صد گوسفند و غلام به تو بر می‌گردد، و پسرت صد تازیانه می‌خورد و یک سال تبعید می‌شود". آنگاه رو به غلام خود فرمود و گفت: "انیس! صبح به خانه این مرد می‌روی؛ اگر همسرش اقرار به زنا کرد، او را سنگسار کن". انیس روز بعد به خانه این مرد رفت. زن او به زنا اقرار و انیس نیز او را سنگسار کرد[۱۳].
  2. زید می‌گوید: "رسول خدا (ص) مرا به سوی مردم فرستاد و فرمود: " به مردم مژده بده که هر کس «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ » را بگوید، بهشت برای او خواهد بود[۱۴].
  3. زید می‌گوید: "در حدیبیه پیامبر (ص) نماز صبح را در ابتدای سحر باما گزارد و چون نماز، تمام شد، رو به ما کرد و فرمود: " آیا می‌دانید پروردگارتان چه می‌فرماید؟ " مردم گفتند: خدا و رسول او داناترند. پیامبر (ص) فرمود: " خداوند چنین فرمود: این بندگان من، شب را به صبح آوردند در حالی که گروهی به من مؤمنند و گروهی کافر. هرکس معتقد باشد که باران به واسطه لطف و رحمت خدا باریده است، به من، مؤمن و به کواکب، کافرست و هر کس معتقد باشد که به واسطه پرتو و تأثیر فلان ستاره باران آمده است، به من، کافر و به ستارگان، مؤمن است"[۱۵].
  4. زید گوید: "پس از جنگ خیبر، در حالی که پیامبر (ص) غنائم را تقسیم می‌فرمود، مردی از قبیله اشجع درگذشت و مرگ او را به پیامبر (ص) اطلاع دادند. حضرت فرمود: " بروید و بر دوست خود نماز بگزارید. " چهره مردم در هم شد. پیامبر (ص) فرمود: " این دوست شما در راه خدا صادق نبوده است. کالاهای او را جستجو کردیم و در میان آنها چند مهره بی ارزش از مهره‌های یهودیان یافتیم که به دو درهم نمی‌ارزید"[۱۶].
  5. زید می‌گوید: پیامبر (ص) می‌فرمود: "جبرئیل در حجة الوداع نزد من آمد و گفت: با صدای بلند لبیک بگو که از شعائر حج است"[۱۷].
  6. زید می‌گوید: پیامبر (ص) فرمود: هر کس رزمنده و فرد به حج رونده‌ای را آماده کند و یا سرپرستی اهل و عیال آنها را به عهده بگیرد به اندازه آنها بدون هیچ نقصی اجر و پاداش دارد و هم چنین هر کسی روزه‌داری را افطاری دهد، به اندازه روزه‌دار، اجر دارد[۱۸].
  7. هر کس وضوی کاملی بگیرد و دو رکعت نماز گزارد که هیچ خللی نداشته باشد، خداوند گناهان گذشته وی را می‌بخشد[۱۹].
  8. زید می‌گوید: از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود: اگر برای امتم مشقت نداشت، آنها را امر می‌کردم که موقع هر نماز، مسواک بزنند[۲۰].[۲۱]

سرانجام زید

درباره زمان و مکان وفات زید نیز اختلاف وجود دارد؛ بعضی می‌گویند، او در مدینه، در سال ۶۸ هجری و در هشتاد و پنج سالگی وفات کرده است و عده‌ای می‌گویند، در مصر و در سال ۵۰ هجری، در هفتاد و هشت سالگی درگذشته است. برخی هم می‌گویند، زید در کوفه و در پایان حکومت معاویه وفات کرده است [۲۲].[۲۳]

زید بن خالد جهنی در دانشنامه سیره نبوی ج3

وی از تیره بنی جهینة بن زید بن لیث[۲۴] از قبیله قضاعه است[۲۵] و در کنیه او به ابوعبدالرحمن، ابوزرعه و ابوطلحه اختلاف است[۲۶]. برخی ابومحمد هم گفته‌اند[۲۷].

وی از صحابیان مشهوری است[۲۸] که در مدینه[۲۹] یا کوفه[۳۰] ساکن بود. وی که در حدیبیه (سال ششم) شرکت داشت[۳۱] می‌گوید: نماز صبح را با رسول خدا(ص) در حدیبیه خواندیم[۳۲]. در تقسیم غنایم خیبر به رسول خدا(ص) خبر دادند، کسی از دنیا رفته است، آن حضرت فرمود: کسی برود بر او نماز بخواند، چهره مردم درهم شد، آن حضرت فرمود: دوست شما در راه خدا غل و غش کرده است؛ زید گوید: وقتی کالاهای او را جستجو کردیم، چند مهره بی‌ارزش یافتیم[۳۳] که قبل از تقسیم غنایم آن را برداشته بود. زید در فتح مکه پرچم قبیله جهینه را در دست داشت[۳۴].

او روایتی درباره قضاوت از رسول خدا(ص) نقل کرده است[۳۵]؛ نیز روایاتی از رسول خدا(ص) در باب لقطه[۳۶]، تقسیم قربانی رسول خدا(ص) در میان اصحاب[۳۷]، گفتن تلبیه با صدای بلند که شعار حج است[۳۸]، افطار روزه‌دار[۳۹] و موارد دیگر نقل کرده است. همچنین وی از عثمان، ابوطلحه و عایشه روایت کرده است[۴۰]. فرزندش خالد، ابوحرب، ابوعمره وابسته او، عبیدالله بن عبدالله بن عتبه، ابوسلمه و دیگران از او روایت کرده‌اند[۴۱]. در مکان و زمان مرگ او اختلاف است. برخی مکان مرگ او را مدینه[۴۲]، کوفه[۴۳]، یا مصر دانسته‌اند[۴۴] و نیز زمان مرگ او را به سال ۶۸ یا ۷۸ در ۸۵ سالگی[۴۵]، یا در اواخر حکومت معاویه (حدود سال ۶۰) در ۸۵ سالگی و سال ۷۲ در ۸۰ سالگی ذکر کرده‌اند[۴۶].[۴۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. معجم الصحابه، ابن قانع، ج۵، ص۲۴۹.
  2. امتاع الاسماع، مقریزی، ج۹، ص۸۴.
  3. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۳۲.
  4. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۳۲.
  5. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۴۹؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۳۲.
  6. علی‌زادهی، فرهاد، مقاله «زید بن خالد الجهنی»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۵، ص۲۱۴.
  7. الاعلام، زرکلی، ج۳، ص۵۸؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۵، ص۲۴۹.
  8. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۴۹؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۳۲.
  9. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۴۹.
  10. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۳۲.
  11. الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۴۹۹.
  12. معجم الصحابه، ابن قانع، ج۵، ص۲۴۹.
  13. المعرفة و التاریخ، بسوی، ج۱، ص۴۳۲؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲، ص۱۳۳.
  14. التوحید، شیخ صدوق، ص۲۲.
  15. المغازی، واقدی، ج۲، ص۵۸۹؛ البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۴، ص۱۷۰.
  16. المغازی، واقدی، ج۲، ص۶۸۱.
  17. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۱۳۵؛ البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۵، ص۱۴۵.
  18. عن زید بن خالد الجهنی عن النبی قال: من جهز غازیا فی سبیل الله أو خلفه فی اهله کان له مثل أجره من غیره أن ینقص کان له من مثل أجره شیئا ومن جهز حاجا، أو خلفه فس اهله کان له مثل اجره من غیره ان ینقص من اجره و من فطر صائما کان له مثل أجره. معجم الصحابه، ابن قانع، ج۵، ص۲۴۹.
  19. عن زید بن خالد عن النبی قال: من توضأ فأحسن الوضوء ثم صلی رکعتین لا یسهو فیهما؛ غفر الله له ما تقدم من ذنبه. سنن ابی داوود، ابن اشعث سجستانی، ج۱، ص۲۰۶.
  20. «عن زید بن خالد الجهنی، قال سمعت رسول الله یقول: أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلاَةٍ أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلاَةٍ». سنن ابی داوود، ابن اشعث سجستانی، ج۱، ص۱۹.
  21. علی‌زادهی، فرهاد، مقاله «زید بن خالد الجهنی»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۵، ص۲۱۴-۲۱۷.
  22. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۲، ص۵۴۹. همین تاریخ آخر درست‌تر به نظر می‌رسد؛ چرا که این تردید را در صحابیان کوفه همدستان معاویه و بنی امویان ایجاد کرده‌اند تا شاید تعداد صحابیان در رکاب امام علی (ع) را کمتر نشان دهند. (یوسفی غروی).
  23. علی‌زادهی، فرهاد، مقاله «زید بن خالد الجهنی»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۵، ص۲۱۷.
  24. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۴۵۵.
  25. سمعانی، الانساب، ج۴، ص۵۱۶.
  26. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۱۹.
  27. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۲۷.
  28. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۶۳.
  29. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۲۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵.
  30. تبریزی، الاکمال فی اسماء الرجال، ص۷۳.
  31. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۹.
  32. واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۸۹.
  33. واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۸۱؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۳۰؛ با اختلاف در عبارت.
  34. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۱۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۹.
  35. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵.
  36. مالی که انسان می‌یابد و صاحبش را نمی‌شناسد؛ احمد بن حنبل، علل، ج۳، ص۳۰۳؛ طوسی، المبسوط، ج۳، ص۳۱۸.
  37. طوسی، الخلاف، ج۶، ص۴۲.
  38. بخاری، تاریخ، ج۴، ص۱۵۰؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۲۸.
  39. عقیلی، الضعفاء الکبیر، ج۱، ص۲۲۵.
  40. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۶۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۹.
  41. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۶۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۹۹.
  42. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۶۳.
  43. ابن قتیبه، المعارف، ص۲۷۹.
  44. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۱۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵.
  45. خلیفه بن خیاط، تاریخ، ص۱۶۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۲۷۹.
  46. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۱۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۵۵.
  47. مرادی‌نسب، حسین، مقاله «زید بن خالد جهنى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۳۹-۴۴۰.