روز پنجشنبه، سختترین و هولناکترین روز نبرد صِفین بود. در این روز، امام (ع) هم فرماندهی سپاه را عهدهدار بود و هم در میان معرکه، به جنگی سخت میپرداخت. امام (ع) با نبرد سترگ و شورانگیز خود، سپاهش را بر میانگیخت که در دلجنگ فرو روند. در آن روز، حتی لحظهای جنگ آرام نگرفت، چندان که سپاهیان در حال نبرد، نماز گزاردند. کشتهها آنقدر فزونی یافتند که به پُشتههایی تبدیل شدند و شماری ناشمردنی از لشکریان، زخمی گشتند. در یک روز، امام (ع) ۵۲۳ تن از پهلوانان رزمجو و دلیران عرب را یکتنه کشت. او هرگاه کسی را میکشت، تکبیر سر میداد و از نداهای تکبیر وی، دانسته میشد که چند تن از دشمن برخاک افتادهاند. آن روز، " [روزِ] پیکارپنجشنبه" یا "روز غُرش (یوم الهَریر)" نامیده شده است[۱].
وقعة صفین- به نقل از جندب ازدی-: آنگاه که صبحگاه پنجشنبه هفتم صفر سال ۳۷ فرا رسید، علی (ع) در تاریک روشن سحرنماز گزارْد و هرگز علی را ندیده بودم که در چنان هنگامی که هوا رو به روشنی میرفت، نماز گزارده باشد. سپس سپاه را به جانب شامیان روان کرد و به سوی ایشان تاخت و خود، نخستین کسی بود که یورش بُرد. شامیان چون او را در حال یورش دیدند، با نیروهای یورش بَرنده خود به رویاروییاش رفتند[۲].
لَیلَةُ الهَریر (شبِ غُرش)
مروج الذهب: شب جمعه بود، شب غرش، و شمارِ کسانی که علی (ع) به دست خویش در آن روز و شبش از پای در آورده بود، به ۵۲۳ تن میرسید که بیشینه ایشان در روز هلاک شده بودند. حال چنان بود که هرگاه وی کسی را میکشت، هنگام ضربه زدن به او، تکبیری میگفت و هر ضربه او به کشته شدن منجر میشد. این را فرزندان وی و دیگرانی که در نبرد وی، به دنبالش بودند و از او جدا نمیشدند، روایت کردهاند[۳].
الصراط المستقیم- به نقل از عمرو بن عاص، در باب روز غرش-: آفرین خدای بر فرزندابو طالب! چه فراوان بود حضور او در جنگ! هنوز صدای او در پیشاپیش سپاه در گوشم بود که آوایش را از پَسِ لشکر میشنیدم؛ و هنوز بانگش از جناح راست به گوشم میرسید که آن را از جناح چپ در مییافتم[۴][۵].
↑مجلسی درباره نامیدن این شب به «لیلة الهریر» آورده است: این شب از آن رو لیلة الهریر خوانده شده که همهمه نبرد مردم در آن، بسیار بود. نیز گفته شده که سبب آن، اضطرار و بیمناکی سگگونه معاویه به دلیل شدت یافتن جنگ و چیرگی عراقیان بود؛ چرا که هریر به زوزه سگ در سرمای شدید گویند (مرآة العقول، ج ۱۵، ص ۴۲۷).