سریه محمد بن مسلمه به ذی‌القصه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

سریه چیست؟

سَریّه به معنای شبانه راه پیمودن است. در اصطلاح تاریخ اسلام به دسته‌ای از سپاهیان که از سوی حضرت محمد (ص) به عنوان هجوم بر دشمن، یا دفع تجاوز یا کسب اطلاعات نظامی اعزام می‌شدند و پیامبر شخصاً در آن عملیات شرکت نداشت، "سریّه" گفته می‌شد. جمع آن "سرایا" است. بر خلاف غزوه‌ها که خود پیامبر در آن لشکرکشی و جنگ، حضور داشت. تعداد سریّه‌های پیامبر اسلام را تا حدود ۳۶ مورد نقل کرده‌اند[۱].

محمد بن مسلمه کیست؟

محمد بن مسلمه انصاری در جنگ‌های بدر و احد و اکثر جنگ‌ها شرکت داشته است. وی قدی بلند و موهای گندمگون داشت که موهای جلوی سرش ریخته بود. پیامبر(ص) او را در هنگام رفتن بعضی از غزواتش، در مدینه جانشین خود قرار می‌داد. به نقلی، در غزوه قرقرة الکدر جانشین آن حضرت در مدینه بود و در زمان فتنه خانه نشین بود[۲] و شمشیری از چوب ساخته و آن را در کاسه بزرگی قرار داده بود و می‌گفت که رسول خدا(ص) به او این چنین دستور داده است. در جنگ‌های جمل و صفین شرکت نکرد.

وی بیست و دو سال قبل از بعثت به دنیا آمد و از کسانی است که در جاهلیت محمد نامیده شده است. او به دست مصعب بن عمیر قبل از سعد بن معاذ مسلمان شد و پیامبر(ص) بین او و ابو عبیده پیمان برادری بست[۳].[۴]

تاریخچه سیره

رسول خدا (ص) "محمد بن مسلمه" را همراه ده نفر[۵] در ربیع‌الثانی سال ششم هجری[۶] به سوی قبایل بَنی ثَعلَبه و بَنی عَوال، اعزام کرد. آنان در "ذِی‌القَصّه"[۷] زندگی می‌کردند. محمد بن مسلمه با یارانش حرکت کرد و شب به سرزمین بَنی‌ثَعلَبه و بَنی‌عَوال رسید و در آنجا توقف کرد[۸].[۹]

شروع جنگ

دشمن که از حرکت مسلمانان آگاه شده بود، به سراغ آنان آمد و در کمین ایشان نشست. تا زمانی که محمد بن مسلمه و یارانش به استراحت پرداختند و خوابیدند. افراد بنی‌ثَعلَبة و بنی‌عَوال که تعداد آنان به صد نفر می‌رسید[۱۰]، آنان را محاصره کردند؛ اما مسلمانان تا زمانی که تیراندازی نشده بود، متوجه حضور آنان نشدند. محمد بن مسلمه که کمانش همراهش بود، از جای خود برخاست و به یاران خود فرمان داد تا سلاح خود را بردارند و آماده شوند. یاران او هم آماده شدند و تا ساعتی از شب به تیراندازی به یکدیگر مشغول بودند. پس از آن دشمنان با نیزه به مسلمانان حمله کردند و سه نفر از آنان را کشتند. یاران محمد بن مسلمه نیز دور او جمع شدند و یک نفر از دشمن را کشتند و دشمن با حمله مجدد، بقیه مسلمانان را نیز به شهادت رساندند. در این میان، محمد بن مسلمه هم زخمی شد و به زمین افتاد و چون پاشنه‌هایش زخمی شده بود، قادر به حرکت نبود. دشمن نیز که تصور کرد او مرده است جامه‌های مسلمانان را از تن آنان درآوردند و رفتند[۱۱].[۱۲]

بازگشت محمد بن مسلمه به مدینه

پس از این ماجرا مردی بر کشتگان مسلمانان عبور کرد و با دیدن کشتگان مسلمانان ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۱۳] گفت. در این هنگام محمد بن مسلمه، صدای او را شنید و دانست که وی مسلمان است و برای آنکه به شخص بفهماند که زنده است تکانی به خود داد و حرکتی کرد. آن مرد متوجه او شد و محمد را با خود به مدینه برد[۱۴].[۱۵]

اعزام ابوعبیده جراح

پس از آن، پیامبر (ص) "ابوعُبَیده جَراح" را با چهل نفر به محل کشتگان مسلمانان اعزام فرمود؛ اما ابوعُبَیده جَراح کسی را نیافت و چند شتری را که یافته بود به غنیمت گرفت و به مدینه آمد[۱۶].

اسامی افرادی که در این سریه، همراه محمد بن مسلمه به سوی ذِی‌القَصّه رفتند، عبارت بودند از: "ابونائله"، "حارِث بن أوس"، " ابوعیس بن جبر"، "نعمان بن عصر"، "مَحیّصَه بن مسعود"، "حُوَیصه"، "ابوبَرده بن نیار" و دو مرد از "مُزَینِه" و مردی از "غَطفان" که همگی کشته شدند[۱۷].[۱۸]

منابع

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی.
  2. سایر افرادی که این چنین روشی را برگزیدند، عبارت‌اند از: سعد بن ابی‌وقاص، عبد الله بن عمرو اسامة بن زید.
  3. الاصابه، ابن حجر، ج۶، ص۲۹.
  4. عسکری، عبدالرضا، مقاله «محمد بن مسلمه»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷، ص۱۹۰-۲۳۸.
  5. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵و ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۵۴.
  6. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۷.
  7. آبی است که متعلق به «بَنی طُریف» بوده و در «أجإ» واقع شده است. در قول دیگری آمده است که این مکان در بیست و چهار میلی مدینه و در راه «رَبَذه» واقع شده است. یاقوت حموی، المعجم البلدان، ج۴، ص۳۶۶.
  8. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۵۴؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۱۴۲.
  9. اکبری، هادی، سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۵۰۵.
  10. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵.
  11. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵.
  12. اکبری، هادی، سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۵۰۵-۵۰۶.
  13. «ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
  14. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۵۵؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۱۴۲.
  15. اکبری، هادی، سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۵۰۶.
  16. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۵؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۵۵؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۱۴۲.
  17. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۱.
  18. اکبری، هادی، سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۵۰۵.