شغل پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی
پیشههای حضرت محمد (ص)
«پیامبر اکرم (ص) جز شبانی و بازرگانی، شغل و کار دیگری [نداشته اند]. بسیاری از پیغمبران در دوران قبل از رسالتشان شبانی میکردهاند، (حالا این چه راز الهی دارد که ما درست نمیدانیم). همچنان که موسی شبانی کرده است. پیغمبر اکرم (ص) هم قدر مسلّم این است که شبانی کرده است. گوسفندانی را با خودش به صحرا میبرده... و میچرانیده و برمیگشته است. بازرگانی هم کرده است. با اینکه سفر اولی بود که خودش به بازرگانی میرفت (فقط یک سفر در دوازده سالگی همراه عمویش رفته بود)، آن سفر را با چنان مهارتی انجام داد که موجب تعجب همگان شد»[۱].[۲].
چوپانی نبی اکرم(ص)
از ائمه اهل بیت(ع) نقل نشده که رسول الله(ص) چوپانی کرده باشد مگر این که شیخ صدوق در علل الشرائع با سندی از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود: «خدا هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر آنکه مدتی او را به چوپانی مشغول کرد تا رفتار با مردم را به او بیاموزد». همچنین از امام صادق(ع) در همین کتاب نقل شده است که فرمود: «همانا خداوند متعال از میان تمام کارها کشاورزی و چوپانی را برای پیامبرانش پسندیده است تا هیچگاه از باران کراهتی نداشته باشند»[۳]. و این حدیث را مرحوم کلینی در فروع کافی چنین نقل کرده است: «همانا خداوند متعال روزی انبیایش را در زراعت و دامداری قرار داده است تا هیچگاه از باران کراهتی نداشته باشند»[۴].
همین را بخاری با سندی از ابی هریره از نبی اکرم(ص) نقل میکند که میفرمود: خدا هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر این که مدتی چوپانی کرده باشد. اصحابش گفتند: و آیا تو هم چوپانی کردهای؟ فرمود: بله. گوسفندان اهل مکه را بر قراریط میچرانیدم»[۵].
از آنجایی که خبر شامل جمله؛ برای اهل مکه، میباشد؛ بخاری این حدیث را در کتاب اجازه آورده است و برای همین «قراریط» را تفسیر کردهاند به این که اجزایی از درهم و دینار میباشد که نیازمندیهای کم ارزش به وسیله آنها خریداری میشده!
لکن در شرح حدیث در فتح الباری از ابراهیم حربی نقل شده است که میگفت: عربها چیزی به نام قراریط را نمیشناختند و این لفظ اسم مکانی در مکه میباشد. همین که در بعضی از روایات؛ «بر قراریط» و در بعضی دیگر «بر أجیاد» آمده است، دلیل بر این میباشد که قراریط و أجیاد اسم یک مکان واحد یا در کنار هم یا متداخل میباشد.
این که گفته است: «علی قراریط»؛ بر قراریط، ضرری به این احتمال نمیرساند؛ زیرا این لفظ نام کوهی است و لذا حرف «علی» برای آن استعمال شده است و طریحی در المجمع از جوهری نقل میکند که گفت: «و اما قیراط که در حدیث به کار رفته، در تفسیرش آمده است که مثل کوه احد بوده است». در این صورت معنای حدیث این میباشد که آن حضرت(ع) گوسفندان را بر کوههای أجیاد میچرانیده است و این نزدیکتر به واقع میباشد؛ زیرا چراندن گوسفندان در میان درههای شهر مکه طبعا مشکل بوده است.
بعضی سعی کردهاند که برداشت بخاری از حدیث را توجیه کنند، چنان که در فتح الباری از بعضی نقل شده است: «در مکه جایی به این اسم وجود ندارد». سید جعفر مرتضی عاملی این را ردّ کرده و گفته است: عدم شناخت چنین مکانی در این زمان مستلزم عدم معروفیتش در آن زمان نمیباشد[۶].
بنابراین جای آن دارد که در مورد چوپانی وی برای دیگران، به شدت شک کنیم و قول بخاری از ابو هریره که گفته است: «برای اهل مکه» مورد اعتنا قرار نمیگیرد؛ زیرا بعضی دیگر نقل کردهاند که فرموده است: لأهلی؛ برای خانواده خودم.
اگر راوی این حدیث ابو هریره باشد، راهی برای تعیین اجاره رسول الله(ص) به خودش برای اهل مکه باقی نمیماند و به علاوه ابو هریره کسی است که اصلا نمیتوان به او اعتماد کرد.
این در حالی است که یعقوبی و ابن کثیر از عمار بن یاسر نقل کردهاند که او فرمود: «هیچگاه اجیر کسی نبوده است»[۷].
در فتح الباری علّتی بیپایه برای چوپان بودن انبیا ذکر شده است و بعضی از نویسندگانی سیره از قبیل حلبی و زینی دحلان[۸] از وی پیروی کردهاند. در حالی که این ادّعا با شأن انبیا و رسولان الهی و با قواعد عقایدی موافقت ندارد. پس اگر چوپانی پیامبر(ص) صحیح باشد - که صحیح است - هیچ علتی نمیتواند داشته باشد مگر همان که در روایت شیخ صدوق از امام صادق(ع) در کتاب علل الشرائع آمده است.
شاید بتوان آن تعلیل را، همانگونه که سید جعفر مرتضی به نقل از بعضی نقل کرده است، تفصیل داد و گفت: چوپانی به معنای قبول مسئولیت، جمعی متفرق است که این متناسب با مسئولیتی است که در آینده بر عهده پیامبر گذاشته میشود. این امری است که آمادگی و انگیزه شخص را برای خیرخواهی دیگران و تلاش برای سود و منفعت آنها زیاد میکند.
خداوند متعال به بالا بردن تحمّل و مسئولیتپذیری و ارتقای ملکات فاضله پیامبرش اهتمام میورزد تا بتواند مسئولیتی بسیار بزرگ را بپذیرد، اما این کار را چنان که معلوم است، از راههای عادی و طبیعی انجام میدهد[۹].[۱۰]
منابع
پانویس
- ↑ مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۲۶۹ و ۲۷۰.
- ↑ اردشیری لاجیمی، حسن، سیره نبوی از نگاه استاد مطهری ص ۲۶.
- ↑ علل الشرایع، ص۴۶.
- ↑ فروع کافی، ج۱، ص۴۰۳. بدین مطلب اضافه میکنم آنچه را که طبری در تاریخش با سندی از محمد حنفیه از پدرش علی(ع) نقل کرده است که فرمود: از رسول الله(ص) شنیدم که میگفت: «شبی به یکی از غلامان قریش که به همراه من در بلندیها مکه چوپانی میکرد، گفتم: مواظب گوسفندانم باش تا به مکه بروم و بیایم». (طبری، ج۲، ص۲۷۹ و ابن ابی الحدید هم آن را به نقل از او در شرح نهج البلاغه آورده است). و اضافه میکنم آنچه را که طبرسی در اعلام الوری از علی بن ابراهیم قمی در کتابش آورده و گفته است: «گوسفندان ابو طالب را در کوههای مکه میچرانید». مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۳ و اعلام الوری، ج۱، ص۲۰۲ و در تفسیرش نیامده است.
- ↑ فتح الباری و در حاشیه آن قول بخاری آمده است، ج۴، ص۳۶۳ و از او در سیره حلبیه، ج۱، ص۱۲۵ و سیره دحلان، ج۱، ص۵۱ نقل قول شده است.
- ↑ الصحیح، ج۱، ص۱۰۹.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۱ و البدایة و النهایة، ص۲۹۶.
- ↑ فتح الباری، ج۴، ص۳۶۴ و سیره دحلان، ج۱، ص۵۱ و سیره حلبیه، ج۱، ص۱۲۶ و در آن گفته است: چوپانی گوسفندان بسیار سخت است، اگر کسی با این حیوانها احساس رأفت و ملاطفت بکند و سپس مسئولیت انسانها را به دست گیرد، تا حدی از خشونت طبیعی و ظلم غریزی مهذّب شده است!
- ↑ الصحیح، ج۱، ص۱۱۰.
- ↑ یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۱، ص۲۶۷.