عدالت اقتصادی در نهج البلاغه
شاخصههای عدالت اقتصادی در نهجالبلاغه
اگرچه در سه بخش: تولید، کنترل و توزیع ثروت روند مباحث بر پایه عدالت اجتماعی بود، اما چون جدا بودن این مباحث شاید مانع از بروز انسجام کلی این فصل شده باشد، برای حفظ رابطه علی و معلولی دقیق مطرح شده در جریان بحث، ناگزیر از بیان تمامی مؤلفههایی شدیم که درباره عدالت اجتماعی در این بخش و بخشهای قبلی نقش داشتند. با این رویکرد شاخصههای عدالت اقتصادی در نهجالبلاغه بهطور فهرستوار عبارتاند از:
- توجه به جریان تولید و توسعه ثروت؛
- توجه به تولیدکنندگان و گردانندگان بازار سرمایه؛
- اقدامات اصولی برای سرمایهگذاری؛
- سیاستهای راهبردی امام(ع) در مدیریت سرمایه (هدایتی - نظارتی و مبارزهای)؛
- مبارزه جدی با آفتهای اقتصادی همچون احتکار، ربا و رانتخواری؛
- برخورد قاطع با کارگزاران خیانتکار به اموال عمومی؛
- توزیع عمومی ثروت؛
- توزیع ثروت بر اساس نیاز؛
- فرهنگسازی مناسب جهت کمک به نیازمندان؛
- شرایط مأموران رسیدگیکننده به امور نیازمندان.
در پایان جهت تأکید بر ظرفیت بالای اسلام برای بهرهمند نمودن همه مردم از امکانات زندگی باید گفت: «با پیشبینیهایی که در وجوه شرعیه و واجب در اسلام شده، بودجهای به دست آمده که با آن میشود همه محرومان را تأمین کرد، به حدی که در سطح متعادل جامعه زندگی کنند. اسلام نخواسته در جامعه کسی باشد که کمتر از سطح متوسط اجتماع، امکانات زندگی داشته باشد. روح عدالت اسلام در بحث اقتصاد این است که همه مردم در بهرهبرداری از امکانات طبیعت و مواهب زندگی در سطحی نزدیک به هم باشند»[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ اکبر هاشمی رفسنجانی، عدالت اجتماعی، مسائل اقتصادی، ج۴، ص۲۵.
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۲۰۶ ـ ۲۰۷.