فرقههای خوارج
مقدمه
خوارج با گذشت زمان، در تبلیغ و ترویج عقاید خویش کوشیدند و رفته و رفته انشعاباتی یافتند؛ چونان که دانشمندان ملل و نحل تا بیست فرقه برای خوارج برشمردهاند. از مشهورترین فرق خوارج عبارتاند از: ارقه، عجارده، صفریه، واقفه و اباضیه[۱]. امروزه همه گروههای خوارج از میان رفتهاند مگر اباضیه که به صورتی محدود همچنان بر جای مانده است[۲].[۳]
خوارج دارای فرقههایی چند هستند که عبارتاند از: ازرقیه، نجدیه، بهیسیه، عجدریه، ثعالبه، اباضیه، صفریه و واقفیه. از میان خوارج فقط فرقه اباضیه معتدلتر بودند که فرصت بقا یافتند و بقیه از میان رفتند[۴].
فرقههای خوارج
همانگونه که سختگیریها و لجاجتها و نادانیهای خوارج آنها را از جامعۀ مسلمین جدا کرد، همین اوصاف ناپسند، انگیزۀ انشعابهای متعدد درونگروهی در میان خوارج گردید و باعث شد که آنها علاوه بر جنگ با امّت اسلامی، با تصفیههای خونین در میان خودشان خون یکدیگر را بریزند و به گروهها و فرقههای متعددی تقسیم شوند و به تعبیر ابو الحسن خیاط، گروههای مختلف خوارج همدیگر را تکفیر میکردند و خون یکدیگر را مباح میدانستند[۵]. در شمارش فرقههای خوارج میان نویسندگان ملل و نحل اختلاف نظر وجود دارد. ملطی آنها را بیست و پنج فرقه میداند[۶] و شهرستانی آنها را به هشت فرقۀ اصلی تقسیم میکند[۷] و ایجی آنها را هفت فرقه میداند[۸] و اشعری بیش از سی فرقه از آنها را نام میبرد[۹] و رازی آنها را به بیست و یک فرقه تقسیم میکند[۱۰] و بغدادی و اسفرائینی آنها را به بیست فرقه میدانند[۱۱] و ابن المرتضی از آنها در پنج فرقۀ اصلی نام میبرد[۱۲]. از فرقهبازیها و گروهسازیهای صاحبان ملل و نحل که بگذریم مسلّم است که خوارج به چند گروه اصلی منشعب شدند که در نظرات و اندیشهها و طرز برخورد با مسلمانان با یکدیگر اختلاف داشتند. ما اکنون چهار گروه اصلی آنها را نام میبریم و به طور فشرده دربارۀ رهبر گروه و باورهای اختصاصی آنها صحبت میکنیم.[۱۳]
ازارقه
نجدات
صفریه
اباضیه
گروههای دیگر خوارج
فرقههای اصلی خوارج همان چهار گروهی بودند که یاد کردیم، اما در کتابهای ملل و نحل و متون تاریخی از فرقههای بسیاری به نام خوارج نام برده شده است که بیشتر از همین چهار فرقه منشعب شدهاند و یا اساسا وجود خارجی نداشتهاند. طبق گفتۀ اشعری «اصل قول خوارج همان سخن ازارقه و اباضیه و صفریه و نجدیه است و همۀ اصناف دیگر از صفریه منشعب شدهاند»..[۱۴].
اکنون ما به جهت اینکه خوانندۀ محترم اگر در جایی به اسم فرقههایی از خوارج برخورد نمود از آنها بیگانه نباشد، تعدادی از آن فرقهها را نام میبریم: عجارده، بیهسیه، حفصیه، میمونیه، یزیدیه، حارثیه، حمزیه، خلفیه، صلتیه، ثعالبه، اخنسیه، شیبانیه، فدیکیه، مکرمیه، ضحاکیه، شمراخیه، شبیبیه و... البته ما معتقدیم که این فرقهسازیهای نویسندگان کتابهای ملل و نحل معیار درستی ندارد و بسیاری از آنها یا اساسا وجود خارجی نداشته و ساختهوپرداختۀ همین نویسندگان است و یا فرقهای بوده که رهبر و پیرو آن فقط یک نفر بوده و یا اینکه عالمی از یک مذهب سخنی گفته و چند نفر مرید او هم قبول کردهاند و با مرگ او همه چیز تمام شده است. صاحبان ملل و نحل فقط دربارۀ خوارج دست به این فرقهسازی نزدهاند بلکه این بلا را بر سر همۀ مذاهب مهم اسلامی آوردهاند تا عدد هفتاد و سه را تکمیل کنند. بحث در اینباره فرصت دیگری را طلب میکند.[۱۵]
منابع
پانویس
- ↑ الفرق بین الفرق، ۲۴، ۷۲ و ۷۳.
- ↑ ر. ک: خوارج در تاریخ، ۲۴۱ و ۲۹۱.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۲۴۰.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۷۹.
- ↑ الانتصار، ص۶۸
- ↑ التنبیه و الرد، ص۱۷۸
- ↑ الملل و النحل، ج ۱، صص ۱۱۵-۱۳۸
- ↑ المواقف، ص۴۲۴
- ↑ مقالات الاسلامیین، ج ۱، ص۱۵۷ به بعد
- ↑ اعتقادات فرق المسلمین، ص۴۹ به بعد
- ↑ الفرق بین الفرق، ص۲۴؛ التبصیر فی الدین، ص۴۶
- ↑ المنیة و الامل، ص۲۲
- ↑ جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۱۸۰.
- ↑ اشعری: مقالات الاسلامیین، ج ۱، ص۱۶۹. همین سخن را مسعودی نیز گفته است، ولی مادّۀ انشعاب فرق دیگر خوارج را تنها صفریه نمیداند (التنبیه و الأشراف، ص۱۹۹)
- ↑ جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۱۹۱.