ابومحمد انصاری

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از قیس بن غنام)
ابومحمد انصاری
تصویر قدیمی مکه
نام‌های دیگر
جنسیتمرد
از قبیلهبنی‌قضاعه
از تیرهخولان
خویشاوندانثابت بن زید بن قیس خزرجی (جد)
درگذشتدارا
از اصحابپیامبر خاتم
حضور در جنگبدر

مقدمه

نام‌های مختلفی برای او شمرده‌اند:

  1. مسعود بن اوس بن زید بن اصرم؛
  2. مسعود بن زید بن شبیع؛
  3. مسعود بن یزید؛
  4. قیس بن عبایة خولانی؛
  5. قیس بن عامر بن عبد خولانی؛
  6. قیس بن غنام؛
  7. سعد بن اوس (یا سعید بن اوس)[۱]

از اسامی یاد شده، قیس بن عبایه و قیس بن عامر یکی هستند. وی خولانی و از قضاعه است و بنابراین، مربوط به ابومحمد انصاری نیست و هموست که گفته‌اند حلیف بنو حارثه از اوس بوده است[۲]. در مورد ششم و هفتم نیز ابن حجر[۳] تنها با بیان «قیل» از آن گذشته و هیچ توضیحی نداده است و احتمال تصحیف مسعود به سعد یا سعید نیز می‌رود. افزون بر این اسامی، ابن حبان[۴] نقل کرده که نام احمد[۵] برای ابومحمد نیز گفته شده است، ولی این توهمی بیش نیست و در میان صحابه، کسی به نام احمد وجود ندارد.

از میان اسامی پیش گفته، دو نام نخست بیشتر مورد توجه قرار گرفته و بر سر اینکه کدام یک متعلق به کنیه یاد شده است، اختلاف دیده می‌شود. نام سوم با توجه به بیان ابن عبدالبر[۶] و ابوموسی[۷]، به احتمال قریب به یقین ناشی از تصحیف زید به یزید است؛ چراکه همان اطلاعات مربوط به ابومحمد انصاری را ذیل این نام آورده‌اند و ابن اثیر[۸] به اتحاد هر سه اشاره کرده است. ابن حجر[۹] نیز مدخلی به نام مسعود بن یزید بن سبیع اختصاص داده و ظاهر مطالب او نشان می‌دهد روی این نام را غیر از ابومحمد مورد بحث دانسته است. بغوی[۱۰] برای هر سه نام، سه مدخل قرار داده و «ابومحمد انصاری» را مسعود بن زید دانسته است. ابن حبان[۱۱]، مستغفری و ابن حجر[۱۲]، نام مسعود بن زید بن شبیع را ترجیح داده‌اند و حتی ابن حجر[۱۳] ادعای شهرت کرده است. ابن عساکر[۱۴] از أبوسلیمان خطابی چنین آورده که گفت: ابومحمد انصاری از بنو نجار، نامش مسعود بن زید بن سبیع از صحابه مشهور نزد علماست؛ چنانکه ابن یونس[۱۵] و ابونعیم[۱۶] بدون اینکه به نام ابومحمد اشاره‌ای کنند، او را غیر از مسعود بن اوس بن أصرم دانسته‌اند؛ هر چند ابونعیم[۱۷] حتی میان مسعود بن اوس بن أصرم و مسعود بن اوس بن یزید بن أصرم فرق گذاشته و نوه او یحیی بن عبدالوهاب بن منده و ابوموسی در ذیل‌های خود بر کتاب ابونعیم، از این دو نام برده و ابن اثیر[۱۸] و ابن حجر[۱۹] به توهم ابونعیم و اتحاد آن دو تصریح کرده‌اند. اما ابن کلبی[۲۰]، ابن اسحاق[۲۱]، طبرانی[۲۲] و دولابی[۲۳] به نقل از برقی و ابن عبدالبر[۲۴]، او را مسعود بن اوس بن زید بن أصرم دانسته‌اند که به کنیه ابومحمد انصاری مشهور شده است و اطلاعات مربوط به ابومحمد را ذیل این نام آورده‌اند.

ابن عساکر[۲۵] اطلاعات دو نام نخست را ذیل ابومحمد انصاری آورده و هر دو نام را روایت کرده است. ابن اثیر[۲۶] هر دو نام را یکی و همان ابومحمد انصاری دانسته است و احتمال داده که «أوس بن أصرم» از نسب مسعود بن زید حذف شده باشد؛ یعنی مسعود بن اوس بن أصرم بن زید بوده است. دلیل این اتحاد اینکه موسی بن عقبه هر دو را بدری شمرده است. این بیان ابن اثیر صحیح نیست و برگرفته از نقل ابن سعد[۲۷] و ابن عبد البر[۲۸] است؛ زیرا در این دو منبع بیان شده که واقدی و ابوعماره، ابومحمد را مسعود بن اوس بن زید بن اصرم دانسته‌اند، ولی ابن اسحاق و ابومعشر، او را مسعود بن اوس بن أصرم بن زید نام برده‌اند؛ حال آنکه ابن اسحاق[۲۹] همانند واقدی و ابن عماره سخن گفته است. افزون بر این، ابن سعد[۳۰] در بخش زنان صحابی، از ملیکه همسر مسعود بن زید بن سبیع بن خنساء نام برده که این مطلب نیز نشان می‌دهد ابن سعد این دو مسعود را یکی ندانسته است؛ چنانکه ابن عبدالبر نیز آن دو نام را یکی نمی‌داند. از سوی دیگر، ادامه نسب این دو به هیچ وجه با هم هم‌خوانی ندارد و نمی‌تواند هر دو نام، ابومحمد انصاری باشد. ادامه نسب مسعود بن اوس چنین است: ابن زید بن أصرم بن ثعلبة بن غنم بن مالک بن نجار[۳۱]، ولی مسعود بن زید ادامه نسبش چنین است: ابن سبیع بن خنساء بن سنان بن عبید بن عدی بن کعب بن غنم بن کعب بن سلمة انصاری[۳۲].

با این حال، اشتراک این دو در نام مسعود و کنیه و شرکت در بدر و فتح مصر و نقل حدیث وتر از سوی برخی از صحابه‌نگاران ذیل این دو نام، اتحاد آنان را تقویت می‌کند. طبیعی است هر که بر اساس نظر خود ابومحمد را کنیه هر یک از دو نام یاد شده بداند، اطلاعات مربوط به ابومحمد را ذیل آن نام آورده باشد. با تمام این مطالب، ابومحمد انصاری مورد بحث، نزد صحابه‌نگاران به «صاحب حدیث وتر» شناخته شده است. ابن اسحاق مسعود بن یزید زید بن سبیع را از حاضران در عقبه (احتمالاً عقبه دوم) دانسته است[۳۳]. مشهور صحابه‌نگاران گفته‌اند ابومحمد انصاری بدری است[۳۴] و در احد و خندق و دیگر غزوات شرکت داشته است[۳۵]. البته این بیان بستگی دارد که ابومحمد را چه کسی تلقی کرده باشند. واقدی[۳۶] بدون اشاره به کنیه ابومحمد، در شمار بدری‌ها از مسعود بن اوس بن زید نام برده است؛ یعنی معلوم نیست واقدی همین شخص را ابومحمد انصاری دانسته باشد. ابن کلبی[۳۷] و ابن اسحاق با تصریح به این نام و کنیه در شمار بدری‌ها، موضع خود را کاملا مشخص کرده‌اند. این در حالی است که ابن عبدالبر[۳۸] از ابن اسحاق نقل کرده که او برخلاف دیگر تاریخ‌نگاران، ابومحمد مسعود بن اوس را بدری ندانسته است! ابن عبدالبر[۳۹] ابومحمد مسعود بن اوس را صاحب حدیث وتر دانسته و او را بدری شناخته است، نه مسعود بن زید بن سبیع را. موسی بن عقبه هر دو را در شمار بدری‌ها نام برده است[۴۰].

او در فتوحات شام و مصر شرکت داشت و در دارا ساکن بود[۴۱]. از این رو به اعتبار مختلف، او را ابومحمد انصاری، نجاری[۴۲]، بدری (بیشتر منابع پیش گفته) و شامی[۴۳] گفته‌اند. مشخصه او، داستانی است که فردی به نام مخدجی کنانی (یا ابوعبدالله صنایخی) که در شام و پیوسته با عبادة بن صامت بوده می‌گوید: مردی از انصار به نام ابومحمد معتقد بود که نماز وتر واجب است. مخدجی این مطلب را برای عبادة بن صامت که در شام بود نقل می‌کند و عباده، ضمن تکذیب سخن ابومحمد، با استناد به سخن رسول خدا(ص)، نمازهای پنجگانه را واجب می‌داند که هر که آنان را به خوبی به جا آورد، خداوند او را وارد بهشت می‌کند و اگر انجام نداده باشد، بر خداوند حقی ندارد؛ خواست او را عذاب کند و خواست به بهشت ببرد [۴۴]. ابن عساکر[۴۵] از او به قصه گوی دمشق یاد کرده که به وجوب وتر معتقد بود و عباده بن صامت او را تکذیب کرد. وی در نقلی، داستان مخدجی را کامل‌تر آورده و در آن، ابومحمد را از بنی نجار از اصحاب رسول الله(ص) معرفی کرده که یک بار به جای عباده بن صامت نشسته و به پاسخگویی مسائل مردم مشغول بود. از جمله درباره نماز وتر پرسیدند و او پاسخ داد وتر واجب است، ابوسلیمان خطابی ضمن معرفی ابومحمد چنین می‌گوید: منظور عباده از تکذیب ابومحمد، دروغ (بستن به پیامبر(ص)) نیست؛ چرا که خداوند به عدالت و راستگویی صحابه شهادت داده است[۴۶]، بلکه منظور، خطای در فتواست؛ مانند اینکه می‌گویی گوش و چشمم به من دروغ گفتند. ابن منده[۴۷] و ابن عبدالبر[۴۸] در شرح حال مسعود بن اوس بن زید بن أصرم، و ابوموسی[۴۹] ذیل مسعود بن زید، و ابونعیم[۵۰] ذیل ابومحمد شامی، این دو روایت را بدون تصریح به نام او آورده‌اند: مردی از اصحاب رسول خدا(ص) کنیز بربریه‌ای را به دویست دینار خرید و آن را به ابومحمد انصاری بخشید، ولی او جاریه را نپذیرفت و گفت: رسول خدا(ص) از مجوس و مشرکان نهی کرده است[۵۱].

ابن سعد[۵۲] می‌گوید که ابومحمد انصاری (در صورتی که مسعود بن اوس منظور باشد) در زمان خلافت عمر از دنیا رفت، اما ابن کلبی[۵۳] از او در شمار صحابه حاضر در صفین در کنار امام علی نام برده است. چنین کنیه یا نامی را منقری در کتاب خود نیاورده است. ابن شبه نمیری[۵۴] از فردی به نام ابومحمد انصاری نامبرده که شاهد قتل عثمان و دفاع و مجروح شدن امام حسن(ع) بوده است. در صورتی که این فرد، ابومحمد انصاری مورد بحث باشد، این خبر می‌تواند شاهدی بر تأیید گفته ابن کلبی و رد نقل ابن سعد تلقی شود. برخی نیز بر اساس تصور خود که ابومحمد انصاری قیس بن عبایه است، گفته‌اند او در زمان معاویه از دنیا رفت[۵۵]. محل درگذشت او را دارا یا مغرب گفته‌اند [۵۶][۵۷].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. طبرانی، ج۲۰، ص۳۳۱؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۱۶؛ مزی، ج۳۴، ص۲۶۰؛ ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۲، ۱۵۵-۱۵۶ و ۱۶۰؛ ابن حجر، ج۵، ص۳۷۵ و ۳۸۸ و ج۷، ص۳۰۳.
  2. ابن حجر، ج۷، ص۳۰۳؛ ر. ک: مدخل قیس بن عبایه.
  3. ابن حجر، ج۵، ص۳۷۵ و ج۷، ص۳۰۳.
  4. مشاهیر، ص۹۲.
  5. در الثقات، ج۳، ص۳۹۷ به تصحیف: احمر.
  6. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۵۰.
  7. ابن اثیر، ج۵، ص۱۶۰.
  8. ابن اثیر، ج۵، ص۱۶۰.
  9. ابن حجر، ج۶، ص۸۱-۸۲.
  10. بغوی، ج۵، ص۴۱۵-۴۱۷.
  11. مشاهیر، ص۹۲؛ صحیح، ج۵، ص۲۲.
  12. ابن حجر، ج۶، ص۷۶ و ۷۸.
  13. ابن حجر، ج۱، ص۱۸۶.
  14. ابن عساکر، ج۶۷، ص۱۷۵.
  15. ر. ک: ابن یونس، ج۱، ص۴۷۲ و ۵۲۴.
  16. ر. ک: ابونعیم، ج۵، ص۲۵۳۴ و ج۶، ص۳۰۰۶.
  17. ابونعیم، ج۵، ص۲۵۳۴ و ۲۵۳۷.
  18. ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۲.
  19. ابن حجر، ج۶، ص۲۸۱.
  20. ابن کلبی، ج۲، ص۴۷.
  21. ابن هشام، ج۲، ص۱۷۶ و ۳۵۹.
  22. طبرانی، ج۲۰، ص۳۳۱.
  23. دولابی، ج۱، ص۹۲.
  24. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۴۷ و ج۴، ص۳۱۶.
  25. ابن عساکر، ج۶۷، ص۱۷۴-۱۷۹.
  26. ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۵-۱۵۶.
  27. ابن سعد، ج۳، ص۳۷۳.
  28. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۴۷.
  29. ابن اسحاق، ج۲، ص۱۷۶و ۳۵۹.
  30. ابن سعد، ج۸، ص۲۹۶.
  31. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۴۷.
  32. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۵۰.
  33. ابن اثیر، ج۵، ص۱۶۰.
  34. طبرانی، ج۲۰، ص۳۳۱؛ بغوی، ج۵، ص۴۱۷؛ ابونعیم، ج۶، ص۳۰۰۶؛ ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۲، ۱۵۶ و ۱۶۰؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۰۳؛ هیثمی، ج۶، ص۱۰۴؛ شامی، ج۴، ص۱۱۷.
  35. ابن عساکر، ج۶۷، ص۱۷۵.
  36. واقدی، ج۱، ص۱۶۲.
  37. ابن کلبی، ج۲، ص۴۷.
  38. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۴۷.
  39. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۴۷ و ۴۵۰.
  40. ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۲ و ۱۵۶.
  41. ابن یونس، ج۱، ص۵۲۴؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۰۳.
  42. ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۳۹۶.
  43. ابونعیم، ج۶، ص۳۰۰۶.
  44. عبدالرزاق صنعانی، ج۳، ص۵؛ احمد بن حنبل، ج۵، ص۳۱۵؛ دارمی، ج۱، ص۳۷۰؛ ابوداوود، ج۱، ص۱۰۵ و ۳۲۰؛ نسائی، ج۱، ص۲۳۰؛ بغوی، ج۵، ص۴۱۷؛ بیهقی، ج۲، ص۸.
  45. ابن عساکر، ج۶۷، ص۱۷۵-۱۷۶.
  46. حدید، ص۱۹.
  47. ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۲.
  48. ابن عبدالبر، ج۳، ص۴۴۷.
  49. ابن اثیر، ج۵، ص۱۵۵.
  50. ابونعیم، ج۶، ص۳۰۰۶.
  51. طبرانی، ج۲۰، ص۳۳۲؛ ابونعیم، ج۵، ص۲۵۳۴.
  52. ابن سعد، ج۳، ص۳۷۳.
  53. ابن حجر، ج۷، ص۳۰۳؛ امینی، ج۹، ص۳۶۴.
  54. ابن شبه نمیری، ج۳، ص۱۲۳۱ و ج۴، ص۱۲۷۵ و ۱۳۱۱.
  55. ابن عساکر، ج۴۹، ص۴۴۴.
  56. طبرانی، ج۲۰، ص۳۳۲؛ ابن عساکر، ج۶۷، ص۱۷۵؛ مزی، ج۳۴، ص۲۶۰.
  57. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «ابومحمد انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص۵۰۳-۵۰۴.