موحد بودن پیامبر خاتم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

شواهد تاریخی

  1. تاریخ نویسان در شرح ماجرای ملاقات، بحیرا، راهب نصرانی با پیامبر اسلام(ص) در دوره نوجوانی، نوشته‌اند: بحیرا پیامبر را به لات و عزّا سوگند داد که پاسخ سؤالاتش را بدهد. محمد(ص) پاسخ داد: «مرا به نام لات و عزّی قسم نده که هیچ چیز را چون این دو بت ناخوش نمی‌دانم». سپس بحیرا ایشان را به خدا سوگند داد. این تنها یکی از شواهد تاریخی دالّ بر موحّد بودن پیامبر(ص) در نوجوانی است که در منابع مختلف تاریخ ذکر شده است[۱].
  2. شاهد تاریخی دیگر مربوط به دوران کودکی پیامبر(ص) است، وقتی که ایشان چهارسال بیشتر نداشت و می‌‌خواست همراه برادران رضاعی خود به صحرا برود، حلیمه سعدیه یک مهره یمانی که در نخ قرار گرفته بود، برای محافظت به گردن پیامبر آویخت. ایشان مهره را از گردن درآورد و به مادر فرمود: مادرجان! آرام باش. خدای من که پیوسته با من است، نگهدار و محافظ من است[۲]».
  3. افزون بر آن، پیامبر(ص) از ذریه و نسل ابراهیم خلیل(ع) قهرمان یکتاپرستی بود و همه پدران و نیاکان ایشان، موحد بودند. موحد بودن عبدالمطلب پدر بزرگ ایشان و دفاع از خانه کعبه و استمداد از خدا در حمله اصحاب فیل، در تاریخ مشهور است. دعاهای ابوطالب عمو و سرپرست دیگر پیامبر(ص) هنگام قحطی و خشک سالی به درگاه خداوند نیز طی اشعاری در تاریخ ثبت شده و مشهور است[۳].
  4. همه سیره نویسان نیز اتفاق نظر دارند که پیامبر(ص) پیش از رسالت، چند ماه از سال را در غار حرا به عبادت خدا می‌پرداخت و این مطلب توسط امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه نیز بیان شده است[۴].

اما در مورد تفسیر آیه ﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵] که صاحب مقاله به آن استناد کرده و مستمسک عده زیادی از قائلین به عدم عصمت پیامبر اکرم(ص) - ولو اینکه در حوزه رفتار فردی و اجتماعی است، نه در محدوده دریافت و حفظ و ابلاغ وحی - آمده است: اولا، این جمله در سیاق آیاتی که راجع به امر عقل، فطرت و وحی بر توحید و نفی شرک (به مراتب آن) از ذات مقدّس خداوند متعال است، قرار گرفته است و دلالتی جز تأکید بر دور بودن همه جانبه پیامبر(ص) از همه انواع شرک- به عنوان پیشوا و الگوی امت مسلمان - ندارد[۶]؛ ثانیا، خطاب در این آیه از باب کنایه و مَثَل إِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةِ می‌باشد، که بسیار در قرآن به کار رفته و شایع است.[۷]

دیدگاه شیعه

مفسران شیعی در اولین تفاسیر خود، برای این قاعده اهمیت قائل شده‌اند و با همین عنوان إِيَّاكِ أَعْنِي‌ از آن استفاده کرده‌اند. این اهمیت تا به آنجاست که مفسرانی مانند علی بن ابراهیم قمی[۸] و سید هاشم بحرانی[۹] در مقدمه تفسیر خود بابی تحت همین عنوان گشوده‌اند و این قاعده را جزو اصول تفسیری خود معرفی کرده‌اند. البته این استفاده، بیشتر محدود به آیات عتاب بوده است. علی بن ابراهیم بارها از این اصطلاح در تفسیر آیات استفاده کرده و هر بار آن را به روایت امام صادق(ع)[۱۰] مستند می‌کند[۱۱]. پس از او تقریبا تمامی مفسران شیعه، از این قاعده با ذکر عنوان «ایاک اعنی» سود جسته‌اند و اغلب به منشأ روایی آن نیز اشاره کرده‌اند[۱۲]. تفاسیر صرفا روایی نیز دیدگاه‌های علی بن ابراهیم را ذیل آیات نقل کرده و این قاعده را از زبان او یادآور شده‌اند[۱۳].[۱۴]

دیدگاه اهل سنت

مفسران اهل سنت نیز به قاعده «ایاک اعنی» به چشم راهکاری برای تفسیر مناسب آیات عتاب به پیامبر نگریسته‌اند. تفسیر طبری - که طلایه دار تفاسیر اجتهادی محسوب می‌شود - از نخستین متونی است که در تفسیر بعضی از آیات، از این قاعده سود برده؛ هرچند از آن به عنوان یک قاعده مشخص و مدون نام نبرده است. او در تفسیر ﴿الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ[۱۵]، می‌گوید: اگر کسی بپرسد که مگر پیامبر(ص) شک داشت که حق از جانب پروردگار است، یا نمی‌دانست که قبله به عنوان محلی که خداوند به سمت آن توجه داده، حقی از جانب اوست و شک در آن خطاست، جواب این است که عرب زبانان گاه، جمله‌ای را در حالت امر یا نهی بیان می‌کنند، اما مقصودی غیر از این دو مفهوم دارند. در آیه ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ[۱۶] و عبارات پس از آن: ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا[۱۷]، هم از این شیوه استفاده شده است. امر و نهی موجود در آیه، ظاهرا خطاب به شخص پیامبر و حقیقتا به اصحاب مؤمن ایشان آمده است[۱۸]. پس از طبری اغلب مفسران سنی به این قاعده توجه نشان داده‌اند و از آن به همین شیوه، یعنی بدون اشاره به عنوان استفاده کرده‌اند[۱۹]. با این حال، بسیاری از مفسران اهل سنت به خصوص متأخرین، بارها از این قاعده با تأکید بر عنوان «ایاک اعنی» استفاده کرده‌اند[۲۰]. در این میان رشید رضا صاحب تفسیر المنار و ابن عاشور صاحب تفسیر التحریر والتنویر نشان می‌دهد که رشید رضا به تبع استادش محمد عبده، اعتقاد راسخی به این قاعده داشته و در تفسیر تمامی آیات عتاب، از آن استفاده کرده است. البته به تدریج و با پررنگ‌تر شدن حضور رشید رضا، استفاده از این قاعده کم رنگ‌تر می‌شود، اما پایان نمی‌یابد. ابن عاشور نیز به دلیل «دیدگاه محکم خود در باب عصمت انبیا»، از این قاعده برای گشودن گره‌های قرآنی درباره عصمت، فراوان سود برده است.[۲۱]

منابع

پانویس

  1. . شهیدی، تاریخ تحلیل اسلام، ص۳۸.
  2. . مجلسی، بحار الانوار، ج۱۵، ص۳۹۲.
  3. . سبحانی، فروغ ابدیت، ص۲۰۹ تاریخ الخمیس، ج۱، ص۲۵۸.
  4. . عبده، نهج البلاغه، خ ۱۹۰، فیض الاسلام، خ، ۲۷۵، ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۷۱۲۸۱.
  5. «بگو آیا جز خداوند آفریننده آسمان‌ها و زمین را سرور گزینم و اوست که (روزی) می‌خوراند و به او نمی‌خورانند؟ بگو فرمان یافته‌ام که نخستین کس باشم که تسلیم (خداوند) می‌شود و (به من گفته‌اند) هرگز از مشرکان مباش!» سوره انعام، آیه ۱۴.
  6. . ر.ک: طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۵، ص۱۷۳.
  7. سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن، ص ۳۵۰.
  8. . تفسیر القمی، ج۱، ص۱۷-۱۶.
  9. . البرهان فی تفسیر القرآن، مقدمه، ص۵۹.
  10. . الکافی کتاب فضل القرآن، «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ‌: نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَة».
  11. . تفسیر القمی، ج۱، ص۱۶، ج۲، ص۱۸، ۱۴۸، ۱۷۲، ۲۵۱ و ۳۷۳.
  12. . ر.ک: التبیان، ج۱، ص۲۸؛ الصافی، ج۱، ص۱۸۵؛ ج۲، ص۱۵۰؛ ج۳، ص۲۰۹؛ تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج۱، ص۱۴۱، ج۲، ص۱۵۰؛ ج۳، ص۹۶؛ المیزان، ج۷، ص۱۲۱؛ ج۹، ص۲۸۹؛ ج۱۷، ۲۴۷؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج۱، ص۱۰۸؛ ج۲، ص۱۵۰؛ ج۳، ص۱۷۷؛ من وحی القرآن، ج۱، ص۱۶۷، ج۲، ص۶۵؛ تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۸۳؛ ج۹، ص۵۷، ج۱۲، ص۳۹۰؛ تفسیر فرقان، ج۲، ص۹۴؛ ج۵، ص۱۶۷؛ ج۷، ص۳۷۹.
  13. . البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۰ و ۸۴؛ ج۲، ص۷۸۸؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۶۸؛ ج۲، ص۲۲۴ و ۱۹۷.
  14. سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن، ص ۳۵۲.
  15. «حق از (آن) پروردگار توست پس هیچ‌گاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.
  16. «ای پیامبر! از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان فرمانبرداری مکن، بی‌گمان خداوند دانایی فرزانه است» سوره احزاب، آیه ۱.
  17. «و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره احزاب، آیه ۲.
  18. . جامع البیان، ج۲، ص۱۷.
  19. . برای نمونه: ر.ک: لطایف الاشارات، ج۱، ص۱۳۵؛ معالم التنزیل، ج۱، ص۱۶۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۲۸۱؛ بحر العلوم، ج۱، ص۱۰۱؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ص۱۶۲؛ فی ظ ۱۶۱؛ فی ظلال القرآن، ج۱، ص۱۳۶؛ التحریر والتنویر، ج۲، ص۴۱.
  20. . البحر المحیط، ج۱۰، ص۲۸۶ و ۴۷۲؛ ج۱۱، ص۲۳۷؛ روح المعانی، ج۸، ص۳۵؛ ج۱۰، ص۳۳۵؛ ج۱۲، ص۳۷۶؛ التحریر والتنویر، ج۶، ص۲۱۲؛ ج۷، ص۱۴ و ۶۴؛ ج۱۵، ص۳۰؛ التفسیر المنیر، ج۱۰، ص۲۱۹؛ ج۱۱، ص۲۶۲؛ ج۱۳، ص۲۷۳؛ المنار، ج۱، ص۳۴۲؛ ج۲، ص۱۵؛ ج۷، ص۴۲۳.
  21. سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم در دائرةالمعارف قرآن لیدن، ص ۳۵۳.