نامه ۴۰ نهج البلاغه
مقدمه
گزارشی به امام میررسد که یکی از کارگزاران او برخلاف سیره امام در بیت المال مسلمانان درازدستی کرده است. امام(ع) این مسئله را در صورت صحت، مایه خشم خداوند و نافرمانی امام عصر برمیشمرد و دستور میدهد حساب خویش را برای او بفرستد. بیشتر مورخان، برمبنای محتوای نامه، مخاطب امام را ابن عباس، پسر عموی امام، میدانند. اما سیدرضی در این مورد سکوت کرده و نامه را به یکی از کارگزاران گزارش کرده است. نیز ابن ابی الحدید که تاریخدانی مبرز و متبحر است، در این موضوع متوقف مانده و تأیید یا ردی بر آن ثبت نکرده است. بنا بر قرینههای تاریخی این نامه مربوط به سال ۴۰ ق است[۱].
شرحی از نامه
در اینکه مخاطب در این نامه چه شخصی بوده است بعضی از شارحان زحمت تعیین او را از دوش خود برداشته و به صورت اجمال از آن گذشتهاند؛ ولی آنگونه که از بلاذری در انساب الاشراف و ابن دمشقی در جواهرالمطالب استفاده میشود، مخاطب این نامه عبداللّه بن عباس است که در آن زمان فرماندار بصره بوده است.
توضیح اینکه طبق نقل این دو مورخ، ابوالاسود نامهای به این مضمون به امیرمؤمنان علی(ع) نوشت که خداوند تو را والی امین ما و سرپرستی وظیفهشناس قرار داده و ما تو را آزمودهایم و کاملًا امین و خیرخواه امت یافتهایم که حق آنها را از بیتالمال ادا میکنی و از دنیای آنها چشم میپوشی. تو هرگز چیزی از اموال امت را مصرف نمیکنی و هیچگاه رشوهای را نپذیرفتهای؛ ولی عمو زادهات بدون اطلاع تو در اموال بیتالمال تصرّف و آن را حیف و میل میکند و من صحیح ندانستم که این امر را از تو کتمان کنم (و این نامه را به خاطر آن به تو نوشتم). امام(ع) در نامهای در پاسخ به ابوالاسود از خیرخواهی او تشکر کرد و سپس نامه مورد بحث را به ابن عباس نوشت[۲] و در ضمن آن او را سرزنش کرد ولی نه بهطور قطع، بلکه به این عبارت که اگر خبری که به من رسیده صحیح باشد تو از فرمان من سرپیچی کردهای و حق امانت را ادا ننمودهای، همچنین دستور میدهد فوراً حساب بیتالمال را ارسال کند و در پایاننامه نیز به او هشدار میدهد که مراقب باشد که حسابرسی خداوند از حسابرسی خلق برتر است.
ولی بعضی از شارحان نهجالبلاغه در اینکه نامه خطاب به ابن عباس باشد تردید کرده و مقام او را به شهادت تاریخ از این والاتر شمردهاند که مرتکب چنین اعمالی شده باشد.
قابل توجّه اینکه بلاذری بعد از ذکر نامه ابوالاسود و نامه امام به ابن عباس مینویسد: ابن عباس نامهای خدمت امام نوشت و در آن تصریح کرد که خبر مزبور نادرست است (و آنها که چنین خبری دادهاند یا اشتباه کردهاند و یا غرضی داشتهاند).
متن نامه ابن عباس چنین بود: أمّا بَعْدُ فَإنّ الّذی بَلَغَکَ عَنّی باطِلٌ وَأنَا لِما تَحْتَ یَدَیّ أحْوطُ وَأضْبَطُ فَلا تُصَدِّقْ عَلَیّ الأظِنّاءَ رَحِمَکَ اللَّهُ وَالسّلامُ[۳].
فرازی از نامه
از تو به من خبری رسیده است. اگر چنان کرده باشی، پروردگار خود را به خشم آورده باشی و امام خویش را نافرمانی کرده و امانت خود را از دست داده. به من خبر دادهاند تو کشت زمین را برداشته و آنچه پایت بدان رسیده برای خود نگاه داشتهای و آنچه در دستت بوده، خوردهای. حساب خود را به من باز پس بده و بدان که حساب خدا بزرگتر از حساب مردمان است[۴].
منابع
پانویس
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۸۵ ـ ۷۸۶.
- ↑ انساب الاشراف بلاذری، ص۱۶۹ و جواهرالمطالب ابن دمشقی، ج ۲، ص۷۹.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۲، ص۳۹۵ ـ ۳۹۶.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۸۵ ـ ۷۸۶.