چه کسانی از علم تأویل قرآن اگاه هستند؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
چه کسانی از علم تأویل قرآن اگاه هستند؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ علم معصوم
مدخل اصلیتأویل قرآن ـ علم به تأویل قرآن
تعداد پاسخ۱ پاسخ

چه کسانی از علم تأویل قرآن اگاه هستند؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث علم معصوم است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم معصوم مراجعه شود.

پاسخ نخست

سید علی هاشمی

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید علی هاشمی در کتاب «ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی» در این‌باره گفته‌ است:

«مفسران در اینکه چه کسانی دارای علم تأویل قرآن‌اند، اختلاف دارند. برخی این علم را مختص خداوند، و برخی علاوه بر خداوند متعال، آن را در اختیار راسخان در علم می‌دانند. علت این اختلاف به اختلاف در تفسیر این بخش از آیه کریمه باز می‌گردد: ﴿وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ[۱].

برخی از مفسران، «الراسخون» را عطف به «الله» دانسته و چنین معنا کرده اند: کسی تأویل آن را نمی‌داند؛ مگر خداوند و راسخان در علم که می‌گویند.»..[۲]. بنا بر این تفسیر، راسخان در علم، به تأویل آیات متشابه آگاهاند. در مقابل، برخی از مفسران معتقدند که این دو جمله از هم جدایند و علم به تأویل، مختص خداوند است[۳]. بنابراین دیدگاه، «و» در جمله ﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ...، نشانه عطف نیست؛ بلکه ابتدای جمله‌ای مستقل است که در آن، سخن راسخان در علم نقل شده است که هرچند از تأویل این آیات آگاه نیستند، می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم. همه از طرف پروردگار ماست». منحصر دانستن آگاهی از تأویل قرآن به خداوند متعال - بنا بر معنای یادشده از تأویل – پذیرفتنی نیست[۴]؛ زیرا: بسیار بعید به نظر می‌رسد که در قرآن آیاتی باشد که اسرار آن را کسی جز خدا نداند. اگر این آیات برای تربیت و هدایت مردم نازل شده است، چگونه ممکن است حتی پیامبری که قرآن بر او نازل شده، مثلا از تأویل آیات متشابه بی‌خبر بماند؟! این درست به آن می‌ماند که شخصی کتابی بنویسد که مفهوم برخی از جمله‌های آن را جز خودش هیچ کس نداند!

همان گونه که مرحوم طبرسی در مجمع البیان فرموده است: «صحابه و تابعین در تفسیر هیچ آیه‌ای توقف نکرده‌اند و نگفته‌اند که این آیه از متشابهات قرآن است و تفسیر آن را فقط خداوند می‌داند؛ بلکه به تفسیر همه آیات قرآن همت گماشته‌اند»[۵].

اگر منظور این باشد که راسخان در علم در برابر آنچه نمی‌دانند، تسلیم‌اند، مناسب‌تر این بود که گفته می‌شد: راسخان در ایمان چنین‌اند؛ زیرا راسخ در علم بودن، متناسب با دانستن تأویل قرآن است، نه ندانستن و تسلیم بودن.

روایات فراوانی که در تفسیر این آیه نقل شده‌اند، همگی تأیید می‌کند که راسخان در علم، تأویل آیات قرآن را می‌دانند و این دانش تنها از آن خداوند متعال نیست[۶].

بنابراین چنان که از مفسران بسیاری نقل شد، جمله ﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ...، به «الله» عطف شده و معنای آن این است که خداوند و راسخان در علم از تأویل آیات متشابه آگاهاند. ادامه این آیه نیز بیان حال راسخان در علم است که آنان به دلیل راسخ بودن در علم می‌گویند: «ما به همه آن (قرآن) ایمان آوردیم. همه از طرف پروردگار ماست».

در پاسخ به این پرسش که آیا راسخان در علم، به تأویل آیات متشابه قرآن آگاهاند یا خیر، در میان صحابه و تابعین نیز اختلاف نظر داشته‌اند. برخی از آنان ﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ...، را جمله‌ای جدا می‌دانستند و دانش تأویل را مختص خداوند معرفی می‌کردند؛ در حالی که برخی جمله یادشده را ادامه جمله پیشین، و راسخان در علم را نیز آگاه به تأویل می‌دانستند[۷]. ظهور کلام ابن عباس و عبدالله بن مسعود در برخی نقل‌ها، مؤید دیدگاه نخست است[۸]؛ اما مطابق برخی گزارش‌ها، ابن عباس دیدگاه دوم را پذیرفته، و مدعی بود خود از راسخانی است که از تأویل آیات متشابه قرآن آگاه است[۹]. مجاهد و ربیع بن انس از تابعین نیز از طرفداران دیدگاه دوم معرفی شده‌اند[۱۰].

بنابراین با توجه به نکات یادشده می‌توان گفت که این نقل‌های تاریخی نشان می‌دهند گروهی از مسلمانان نخستین نیز معتقد بودند که برخی از علمای تفسیر و حدیث، از تأویل آیات متشابه آگاهاند و مقصود و تفسیر آن را می‌دانند»[۱۱]

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

پانویس

  1. «در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمی‌گیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.
  2. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۰۱؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۴۰؛ محمدجواد مغنیه، تفسیر الکاشف، ج۲، ص۱۴؛ حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۴، ص۷۹؛ سید محمد حسین فضل الله. تفسیر من وحی القرآن، ج۵، ص۲۲۰؛ یعقوب جعفری، کوثر، ج۲، ص۶۸؛ محمدبن حبیب الله سبزواری نجفی، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج۲، ص۱۴؛ محمد ثقفی تهرانی، تفسیر روان جاوید، ج۱، ص۳۸۱؛ سیدعبدالله شبر، الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین، ج۱، ص۲۹۶؛ محمود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۳۳۸.
  3. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷؛ سید علی اکبر قرشی، تفسیر أحسن الحدیث، ج۲، ص۱۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۷، ص۱۴۵؛ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۶؛ محمد بن علی شوکانی، فتح القدیر، ج۱، ص۳۶۲.
  4. ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۴۰؛ محمدهادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۳ ص۳۶؛ همو، التأویل فی مختلف المذاهب و الآراء، ص۲۰.
  5. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۰۱.
  6. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۲۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۹۴ و ۲۰۲. در این دو کتاب، ابوابی برای نقل این دسته از روایات در نظر گرفته شده‌اند که نشان می‌دهند امامان اهل بیت راسخان در علم و صاحبان اصلی دانش تأویل‌اند.
  7. ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۲؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۸؛ نصر بن محمد بن احمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۱، ص۱۹۵؛ احمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۴.
  8. اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۸: کان ابن عباس یقرأ: و ما یعلم تأویله إلا الله، و یقول الراسخون آمنا به، وحکی ابن جریر أن فی قرائة عبد الله بن مسعود: إن تأویله إلا عند الله الراسخون فی العلم یقولون آمنا به، و کذا عن أبی بن کعب؛ همچنین ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۳؛ و نصر بن محمد بن احمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۱، ص۱۹۵.
  9. ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۲؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۸؛ احمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۴؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۱، ص۲۶۱.
  10. ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۲؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۸؛ احمد ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۳.
  11. هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص ۱۰۸.