اقامه حدود

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

«اقامۀ حدود» از وظایف دولت اسلامی است که در محدوده "دار الاسلام" صورت می‌گیرد. از این‌رو، اقامه حدود از مبانی سیاست داخلی اسلام به شمار می‌آید[۱]. امروزه، این اصطلاح با عنوان اجرای احکام از بخش‌های تابعۀ دستگاه قضایی است[۲].[۳]

اقامه حدود در روایات

روایاتی که بر وجوب اقامۀ حدود الهی و احقاق حقوق و عدم جواز تعطیل آن دلالت دارند. این روایات به مدلول التزامی بر وجوب تأسیس و برپایی حکومت عدل الهی دلالت دارند؛ زیرا اقامۀ حدود و احقاق حقوق تنها از طریق برپایی حکومت عادلانه اسلامی و الهی امکان پذیر است. برخی از این روایات عبارت‌اند از:

  1. صحیحۀ یزید الکناسی عن ابی جعفر(ع) - فی حدیث-: «وَ لَا تَبْطُلُ حُدُودُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ لَا تَبْطُلُ حُقُوقُ الْمُسْلِمِينَ»[۴]؛ امام باقر(ع) - در ضمن حدیثی - فرمود: هیچ‌گاه حدود الهی در میان خلق او تعطیل نمی‌گردد، و هیچ‌گاه حقوق مسلمین تعطیل نمی‌شود.
  2. کلینی به سند صحیح از امام باقر(ع) روایت می‌کند: «قَالَ: كَانَ لِأُمِّ سَلَمَةَ زَوْجَةِ النَّبِيِّ(ص) أَمَةٌ فَسَرَقَتْ مِنْ قَوْمٍ فَأُتِيَ بِهَا النَّبِيُّ(ص) فَكَلَّمَتْهُ أُمُّ سَلَمَةَ فِيهَا، فَقَالَ النَّبِيُّ(ص): يَا أُمَّ سَلَمَةَ هَذَا حَدٌّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُضَيَّعُ، فَقَطَعَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص)»[۵]؛ فرمود: ام سلمه همسر پیامبر کنیزی داشت که از قومی سرقت کرده بود، او را نزد پیامبر(ص) آوردند پس ام سلمه با رسول اکرم(ص) دربارۀ آن کنیز سخن گفت و برای او درخواست گذشت نمود پس رسول خدا(ص) به ام سلمه فرمود: هان ای ام‌سلمه این حدّی از حدود خدای عزوجل است که قابل اهمال و تضییع نیست پس رسول اکرم(ص) حدّ دزدی بر او جاری کرند.
  3. مستدرک الوسائل از دعائم الاسلام نقل می‌کند: «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَنَّهُ نَهَى عَنْ تَعْطِيلِ الْحُدُودِ، وَ قَالَ: إِنَّمَا هَلَكَ بَنُو إِسْرَائِيلَ لِأَنَّهُمْ كَانُوا يُقِيمُونَ الْحُدُودَ عَلَى الْوَضِيعِ دُونَ الشَّرِيفِ»[۶]؛ از رسول اکرم(ص) روایت است که نهی از تعطیل حدود فرمود، و گفت: بنی‌اسرائیل بدین سبب هلاک شدند که حدود را بر فرودستان جاری می‌کردند و بر فرادستان جاری نمی‌کردند[۷].

اقامه حد از لحاظ فقهی

برخی از احکامی که درباره اقامه حدود می‌باشد عبارت است از:

  1. جاری کردن حدود، وظیفه امام معصوم(ع) و نائب او و در عصر غیبت به نظر مشهور، وظیفه فقیه جامع الشرایط است. در صورت عدم حضور امام(ع) یا حضور حضرتش لکن بدون سلطنت و حاکمیّت ظاهری، به قول مشهور مولا می‌تواند بر بنده خویش حدّ جاری کند[۸].
  2. حاکم در اقامه حدودی که حق خداوند است، مانند زنا می‌تواند به علم خود عمل کند، لکن در حدودی که حقّ مردم است، مانند قذف مطالبه صاحب حق شرط است[۹].
  3. حد در مواردی به تأخیر می‌افتد:
    1. حامله تا وضع حمل، بیرون آمدن از نفاس و گذشت مدّتی که به فرزند شیر می‌دهد، مگر آنکه برای کودک دایه پیدا شود[۱۰]. با وجود دایه نیز حد پس از آنکه مادر آغوز را به نوزاد داد جاری می‌شود[۱۱].
    2. بیمار و مستحاضه تا زمان بهبود، در حدّ تازیانه، نه رجم[۱۲].
    3. مجرمِ پناهنده به حرم مکّه تا زمان بیرون آمدن، مگر آنکه در حرم مرتکب جرم شده باشد[۱۳].[۱۴]

منابع

پانویس

  1. ر. ک: حدود؛ جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۴۳؛ وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۱۷، باب ۱۰ من ابواب مقدمات الحدود، حدیث ۱.
  2. لایحه اجرای احکام مدنی، مصوب آبان ماه ۱۳۵۶.
  3. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۳۷.
  4. وسائل الشیعه، مقدمات الحدود، باب ۶، ح۱.
  5. کافی، ج۷، ص۲۵۴.
  6. مستدرک الوسائل، ابواب مقدمات الحدود، باب ۱، ح۲.
  7. اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام ج۳، ص ۱۸۱
  8. جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۳۸۶ ـ ۳۹۹.
  9. جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۳۱۶.
  10. جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۳۳۷.
  11. جواهر الکلام، ج ۴۲، ص۳۲۳.
  12. جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۰.
  13. جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۳۴۴ ـ ۳۴۵.
  14. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۱، ص۶۳۳ - ۶۳۴.