غزوه ذیامر
مقدمه
رسول خدا(ص) از «غزوه سویق» به مدینه بازگشت و بقیه ذیحجه و محرم را در مدینه ماند؛ سپس به سوی نجد برای رویارویی با قبیله غطفان حرکت کرد. در آنجا تمام ماه صفر یا نزدیک یک ماه ماند، و سپس در حالی که با دشمن برخورد نکرده بود، به مدینه بازگشت و اکثر ماه ربیعالاول را در مدینه توقف نمود؛ آنگاه به قصد قریش و بنیسلیم بیرون رفت[۱].
در این غزوه که آن را «ذیامر» مینامند، رسول خدا با ۱۵۰ نفر از اصحاب برای مقابله با بنیثعلبه رفته بودند، آنان وقتی از آمدن پیامبر اطلاع یافتند به کوهها فرار کردند، در آنجا باران آمد و لباسهای آن حضرت نمناک شد. رسول خدا لباس خود را روی درختی انداخته و در سایه آن استراحت میکرد که مردی به نام دعثور بن حارث که مردی شجاع و دلاور بود، وقتی آن بزرگوار را تنها دید فرصت را مغتنم شمرده و با شمشیر به سوی آن حضرت دوید و گفت: کیست که تو را از من حمایت کند؟ حضرت فرمود: ایزد سبحانه و تعالی. در آن حال جبرئیل چنان بر سینه دعثور زد که شمشیر از دستش افتاد و پیامبر برخاسته و شمشیر را برداشت و گفت: کیست که تو را از من حمایت کند؟ دعثور گفت: هیچکس؛ آنگاه کلمه توحید بر زبان راند و مسلمان شد. سپس رسول خدا(ص) رهسپار مدینه گردید. مدت این سفر یازده روز بود[۲].[۳]
منابع
پانویس
- ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۸۷.
- ↑ حبیب السیر، ج۱، ص۳۴۳؛ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۳.
- ↑ نظری منفرد، علی، قصه هجرت، ص ۲۸۱.