مبارزه با ویژه‌خواری در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

رانت‌خواری و انحصارطلبی

همیشه در کنار حاکمان سیاسی، افرادی هستند که خود را سهامدار حکومت و تافته جدا بافته‌ای از توده مردم می‌دانند و برای خود حقی ویژه و انحصاری قائل‌اند؛ کسانی که اموال عمومی و امکانات خدادادی را که برای بهره‌برداری همگانی است ویژه خود و نزدیکان خود می‌سازند، اهل «استئثار»اند. انحصارطلبی از ره‌آوردهای شوم سرمایه‌داری و حکومت‌های وابسته به سرمایه‌داران است. این طبقه انحصارطلب، اموال و منابع ثروت و درآمد جامعه را به خود و نزدیکان خود اختصاص می‌دهند[۱]. صریح‌ترین عبارت نهج‌البلاغه که ویژه‌خواری و انحصارطلبی را به شدت محکوم می‌کند، این است: «إِيَّاكَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ»؛ بپرهیز از آن‌که چیزی را به خود مخصوص داری که بهره همه مردم در آن یکسان است.

در ادامه این کلام شریف، حضرت(ع) دلیل پرهیز از انحصارطلبی را این‌گونه بیان می‌فرماید: «چه آن را که به نارو استده باشی از چنگ تو درآرند و به زودی پرده کارها از پیش دیده‌ات بردارند و داد از تو بستانند و به ستمدیده رسانند»[۲]. راغب اصفهانی می‌گوید: الِاسْتِئْثَارُ: التَّفَرُّدُ بِالشَّيْءِ مِن دُونِ غَيْرِهِ[۳]؛ استئثار، یعنی در انحصار قرار دادن و ویژه ساختن و دیگران را کنار زدن. و منظور از طبقه انحصارطلب، سرمایه‌داران با نفوذند که برخی در حکومت‌اند و برخی در آن رخنه می‌کنند و امور کلیدی جامعه را به دست می‌گیرند و با کمک دولت‌ها اموال عمومی و منابع ثروت همگانی و امکانات گوناگون را ویژه خویش می‌سازند، استخراج معادن را بر عهده می‌گیرند، زمین‌ها را با سند قلابی مالک می‌شوند، آب‌ها را با زور تصاحب می‌کنند[۴]. ویژه‌خواری گذشته از منشأ ضد اخلاقی‌اش که خودخواهی و خودبرتربینی، حرص و بخل و... است و از این نظر ضربه حیثیتی به نظام اخلاقی انسان وارد می‌کند، نوعی ولنگاری و بی‌حد و مرزی غیر منطقی اقتصادی را نیز به همراه دارد که برای یک اقتصاد سالم بسیار خطرناک است.

داستان عقیل و تقاضای یک من گندم از بیت‌المال و نپذیرفتن امام(ع) با آن صحنه‌سازی نمادین، در حقیقت نوع برخورد امام(ع) با جریان رانت‌خواری است. عقیل برادر امیرمؤمنان(ع) می‌خواست از «رانت» و امتیاز ویژه برادری با حاکم مسلمانان استفاده کند، تازه نه برای افزودن مال و سرمایه خویش بلکه برای سیر کردن شکم فرزندان گرسنه‌ای که از فقر و نداری ژولیده‌موی و پریشان‌روی شده بودند. با این وجود، چون این امتیاز - ولو اندک - با اساس مدیریت عدالت‌محور علوی سازگاری ندارد، نه تنها تقاضای برادرش را رد می‌کند که حتی برای نشان دادن بدی چنین تقاضایی، دست به یک سناریوی تهدیدآمیز می‌زند - نزدیک ساختن آهن گداخته به تن عقیل - و مسئولیت خویش را در مقابل پروردگار به برادرش عقیل یادآور می‌شود[۵].

در جریان مبارزه با انحصارگرایی، حضرت امیر(ع) به مصقله که از جانب امام(ع) عامل فیروزآباد فارس بود، طی نامه‌ای گوشزد کرد: «تو غنیمت مسلمانان را که نیزه‌ها و اسب‌هاشان گرد آورده و ریخته شدن خون‌هاشان فراهم آورده، به عرب‌هایی که خویشاوندان تواند و تو را گزیده‌اند، پخش می‌کنی»[۶]. یکی از خلفایی که در رانت‌خواری شهره بود، عثمان بود. حضرت(ع) درباره او می‌فرماید: «اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ... وَ لِلَّهِ حُكْمٌ وَاقِعٌ فِي الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ»[۷]؛ عثمان در تقسیم اموال عمومی، گزینشی عمل کرد (اموال را ویژه کسانی ساخت) و خدای بزرگ درباره کسانی که اموال و امکانات مردم را ویژه خود (و نزدیکان خود) می‌سازند، حکم قطعی و روشن داد. امام(ع) غیرناعادلانه بودن «رانت‌خواری» را در توصیف رفتار عده‌ای از یارانش که به معاویه پیوستند، این‌گونه بیان می‌دارد: «وَ عَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِي الْحَقِّ أُسْوَةٌ فَهَرَبُوا إِلَى الْأَثَرَةِ»[۸]؛ و دانستند مردم در نزد ما در حق یکسان‌اند، پس گریختند تا تنها خود را به نوایی برسانند[۹].

منابع

پانویس

  1. ر.ک: محمد حکیمی، امام علی(ع) عدل و تعادل، ص۱۱۲-۱۱۳.
  2. نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  3. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۰.
  4. محمد حکیمی، امام علی(ع) عدل و تعادل، ص۱۱۳.
  5. ر.ک: نهج‌البلاغه، خطبه ۲۲۴.
  6. نهج‌البلاغه، نامه ۴۳.
  7. ر.ک: محمد حکیمی، امام علی(ع) عدل و تعادل، ص۱۱۷؛ نهج‌البلاغه، خطبه ۳۰.
  8. نهج‌البلاغه، نامه ۷۰.
  9. احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۸۷ ـ ۱۹۰.