پرش به محتوا

بحث:حضرت فاطمه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۲۲: خط ۲۲۲:
{{متن قرآن|مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ * فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«دو دریای به هم رسیده را در هم آمیخت * میان آنها برزخی است تا به هم تجاوز نکنند * پس کدام [[نعمت]] پروردگارتان را [[دروغ]] می‌شمارید؟ * از آنها مروارید و مرجان برون می‌آید» [[سوره الرحمن]]، آیه ۱۹-۲۲.</ref>.
{{متن قرآن|مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ * فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«دو دریای به هم رسیده را در هم آمیخت * میان آنها برزخی است تا به هم تجاوز نکنند * پس کدام [[نعمت]] پروردگارتان را [[دروغ]] می‌شمارید؟ * از آنها مروارید و مرجان برون می‌آید» [[سوره الرحمن]]، آیه ۱۹-۲۲.</ref>.
گروهی از [[مفسران شیعه]] و [[اهل سنت]] از جمله [[سلمان]]، سفیان ثوری و [[سعید بن جبیر]] ضمن شرح و [[تفسیر]] این [[آیات]]، [[روایت]] آورده‌اند که: منظور از دو دریا، دریای [[ولایت]] و دریای [[عصمت]] و [[رسالت]] است که در وجود گرانمایه امام علی{{ع}} و فاطمه{{س}} پدیدار می‌باشد و فاصله میان آن دو نیز وجود [[ارزشمند]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است و لؤلؤ و مرجان عبارتند: از [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}}. روشن است که [[تشبیه]] آن دو [[انسان]] والا به دو دریا موضوع شگفت‌آوری نیست،؛ چراکه آنان در [[دانش]] و کمال و [[فضیلت]] و [[آراستگی]] به [[ارزش‌ها]] و والایی‌ها و امتیازات بی‌شمار، هرکدام دریایی از [[جمال]] و کمال بودند<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیات ۱۹-۲۲ سوره الرحمن.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۰۱.</ref>
گروهی از [[مفسران شیعه]] و [[اهل سنت]] از جمله [[سلمان]]، سفیان ثوری و [[سعید بن جبیر]] ضمن شرح و [[تفسیر]] این [[آیات]]، [[روایت]] آورده‌اند که: منظور از دو دریا، دریای [[ولایت]] و دریای [[عصمت]] و [[رسالت]] است که در وجود گرانمایه امام علی{{ع}} و فاطمه{{س}} پدیدار می‌باشد و فاصله میان آن دو نیز وجود [[ارزشمند]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است و لؤلؤ و مرجان عبارتند: از [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}}. روشن است که [[تشبیه]] آن دو [[انسان]] والا به دو دریا موضوع شگفت‌آوری نیست،؛ چراکه آنان در [[دانش]] و کمال و [[فضیلت]] و [[آراستگی]] به [[ارزش‌ها]] و والایی‌ها و امتیازات بی‌شمار، هرکدام دریایی از [[جمال]] و کمال بودند<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیات ۱۹-۲۲ سوره الرحمن.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۰۱.</ref>
==فاطمه در کلام و دیده رسول الله{{صل}}==
[[رسول خدا]]{{صل}} او را از همه فرزندانش و حتی از همه عزیزانش بیشتر [[دوست]] می‌داشت. هرگاه فاطمه بر پیامبر اکرم{{صل}} وارد می‌شد، آن حضرت برای [[احترام]] وی از جای خود بر می‌خاست و پیشانی‌اش را می‌بوسید و او را در جای خود می‌نشانید<ref>مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۳۳.</ref> و می‌فرمود: من بوی [[بهشت]] را از وجود او استشمام می‌کنم<ref>ینابیع الموده، ص۲۶۰؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳.</ref>.
چون از [[عایشه]] پرسیدند چه کسی نزد [[خدا]] از همگان محبوب‌تر است؟ گفت: [[فاطمه]]{{س}}<ref>شرح نهج‌البلاغه، ج۱۳، ص۲۵۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳.</ref>.
[[جمیع بن عمیر]] گوید: شنیدم که عمه‌ام به عایشه گفت: منظور تو از اینکه با [[امام علی]]{{ع}} [[مخالفت]] کردی، چه بود؟ عایشه گفت: {{متن حدیث|دَعِينَا مِنْكِ، إِنَّهُ مَا كَانَ مِنَ الرِّجَالِ أَحَبُّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنْ عَلِيٍّ{{ع}}، وَ لَا مِنَ النِّسَاءِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ فَاطِمَةَ{{س}}}}<ref>سنن ترمذی، ج۵، ص۷۰۱؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۷؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۴۰۳؛ خصائص نسائی، ص۱۰۹؛ شرح الاخبار، ج۳، ص۵۵؛ [[مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۹؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۸۸؛ اسد الغابه، ج۵، ص۵۲۲؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۳۷۵؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۷۵۱؛ تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۱۳۹؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳.</ref> ما را واگذار و در این باره چیزی مپرس که از میان مردان در نزد [[پیامبر]]، کسی محبوب‌تر از علی{{ع}} و از میان [[زنان]] کسی چون فاطمه{{س}} نبود.
و گفت: هرگز کسی را راستگوتر از فاطمه جز پدرش ندیده‌ام؛ و هیچ‌کس را ندیدم که از نظر سخن و گفتار و [[خوی]] و [[سیرت]] شبیه‌تر از فاطمه به رسول خدا{{صل}} باشد<ref>حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ص۴۲.</ref>.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۴۶؛ بشارة المصطفی{{صل}}، ص۲۰۸؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۴۹؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۱۱۱؛ امالی صدوق، ص۳۱۳؛ الاحتجاج، ج۲، ص۲۵۴؛ مناقب ابن مغازلی، ص۳۵۱؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۲؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۵۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۴؛ عوالم العلوم الامام الحسین{{ع}}، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref> [[خداوند]] به سبب [[غضب فاطمه]]{{س}} [[غضب]] می‌کند و به [[خشنودی]] او [[خشنود]] می‌گردد.
و فرمود: {{متن حدیث|ابْنَتِي فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷؛ بشارة المصطفی، ص۳۴؛ کفایة الطالب، ص۴۱۹؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۷۸؛ تفسیر تبیان، ج۲، ص۴۵۶؛ المحاسن و الاضداد، ص۱۰۸؛ دلائل الامامه، ص۵۴؛ وصول الاخیار فی أصول الاخبار، ص۵۹؛ المنتخب، ص۱۵۰؛ مشکل الآثار، ج۱، ص۴۸؛ اسد الغابه، ج۵، ص۵۲۲؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۳۶۷؛ عوالم العلوم الامام الحسین{{ع}}، ج۱۱، ص۵۰؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۹.</ref> دخترم [[فاطمه]] [[سرور زنان عالمیان]] است.
و فرمود: {{متن حدیث|فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَاءَهَا فَقَدْ سَاءَنِي فَاطِمَةُ أَعَزُّ النَّاسِ عَلَيَّ}}<ref>المحتضره، ص۱۳۶؛ امالی صدوق، ص۳۹۴؛ بشارة المصطفی، ص۱۸۷؛ الصواعق المحرقه، ص۲۳۰؛ شرح نهج‌البلاغه، ج۱۳، ص۲۵۳؛ جلاء العیون، ج۱، ص۱۳۳؛ عوالم العلوم الامام الحسین{{ع}}، ج۱۱، ص۵۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳، ۳۹.</ref> فاطمه پاره تن من است، هر که او را شادمان کند، مرا خوشحال نموده و هر که به او [[بدی]] کند، به من بدی نموده است، فاطمه عزیزترین [[مردم]] در نزد من است.
[[ابن جوزی]] به اسناد خود از [[حضرت علی]]{{ع}} نقل می‌کند که [[رسول الله]]{{صل}} به فاطمه{{س}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضَى لِرِضَاكِ}} به [[درستی]] که خداوند به خاطر غضب تو غضب می‌کند و به خاطر رضای تو [[راضی]] می‌شود. همچنین به طور [[متواتر]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده که: {{متن حدیث|فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.
[[علی بن ابراهیم قمی]] در [[تفسیر]] خود، درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>؛ گوید: این آیه درباره کسانی نازل شده است که [[حق علی]] را [[غصب]] نمودند و [[حقوق]] فاطمه را زیر پا نهاده و او را [[اذیت]] نمودند، که پیامبر اکرم{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|مَنْ آذَاهَا فِي حَيَاتِي كَمَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِي وَ مَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِي كَمَنْ آذَاهَا فِي حَيَاتِي وَ مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ}} هر که [[فاطمه]] را در [[زمان]] [[حیات]] من [[اذیت و آزار]] نماید، مثل آن است که او را بعد از [[مرگ]] من مورد اذیت قرار داده باشد و کسی که او را بعد از مرگم مورد [[آزار]] قرار دهد، مثل آن است که او را در زمان حیات من اذیت کرده باشد و هر که او را آزار رساند، مرا اذیت کرده و هر که مرا اذیت کند، [[خدا]] را اذیت کرده است؛ چراکه [[خداوند متعال]] می‌فرماید: هر که خدا و رسولش را آزار رساند<ref>تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۳۰۵؛ عوالم العلوم الامام الحسین{{ع}}، ج۱۱، ص۵۲. با اشاره به آیه ۵۷ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}} «خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را می‌آزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت می‌کند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>.
[[زید بن أرقم]] گوید [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ، أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ و سلم لِمَنْ سَالَمَهُمْ}}<ref>المعجم الکبیر، ج۳، ص۳۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۶۷.</ref> من با هر کس که با علی، فاطمه، حسن و حسین{{عم}} در [[جنگ]] باشند، در جنگ هستم و با هر که با آنان در [[صلح]] باشند، در صلح هستم.
پیامبر اکرم{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى اخْتَارَ مِنَ النِّسَاءِ أَرْبَع [أَرْبَعاً] مَرْيَمَ وَ آسِيَةَ وَ خَدِيجَةَ وَ فَاطِمَةَ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۶.</ref> همانا خداوند متعال از میان [[زنان]] [[جهان]]، چهار تن را [[فضیلت]] و [[برتری]] داده است: [[مریم]]، [[آسیه]]، [[خدیجه]] و فاطمه{{عم}}.
و فرمود: {{متن حدیث|أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ آسِيَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ}}<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۷.</ref> [[مریم دختر عمران]]، [[خدیجه دختر خویلد]]، [[فاطمه دختر محمد]] و [[آسیه همسر فرعون]]{{عم}} بر همه [[زنان]] [[بهشتی]] [[برتری]] دارند.
و فرمود: {{متن حدیث|الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ بَعْدِي وَ بَعْدَ أَبِيهِمَا وَ أُمُّهُمَا أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۶.</ref> حسن و حسین پس از من و پدرشان، بهترین [[مردم]] [[زمین]] و مادرشان [[فاطمه]] [[برترین]] زنان زمین است.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[تأویل]] [[آیه]] ۱۲ از [[سوره تحریم]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا}}<ref>«و (نیز) مریم دختر عمران را که پاکدامن بود» سوره تحریم، آیه ۱۲.</ref> فرموده است: {{متن حدیث|إِنَّ فَاطِمَةَ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّيَّتَهَا عَلَى النَّارِ}} همانا فاطمه{{س}} نیز [[عفت]] خویش را [[پاس]] داشت، پس [[خداوند]] [[آتش]] را بر [[خاندان]] و [[فرزندان]] او [[حرام]] گردانید<ref>عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۳۴؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۵؛ کفایة الطالب، ص۳۶۶؛ المعجم الکبیر، ج۳، ص۴۱؛ لسان المیزان، ج۴، ص۳۲۲؛ ذخائر العقبی، ص۴۸؛ معانی الاخبار، ص۱۰۵؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۲؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۷.</ref>.
درباره اینکه مقصود از ذریّه [[حضرت فاطمه]]{{س}} در این [[روایت]] چیست؟ بین [[علمای اسلام]] [[اختلاف]] وجود دارد. [[ابن منده]] گفته است که مقصود همان حسن و حسین{{عم}} هستند.
[[حسن بن زیاد عطار]] گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} گفتم: آیا [[قول پیامبر اکرم]]{{صل}} که فرمود: فاطمه{{س}} [[سرور زنان]] [[بهشت]] می‌باشد، به این معناست که او [[سرور]] و [[سید]] زنان [[زمان]] خود بوده است؟
[[امام]] فرمود: {{متن حدیث|مَرْيَمُ وَ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ}} [[مریم]] و فاطمه{{س}} سرور زنان بهشتی از اولین و آخرین آنها می‌باشند.
پس پرسیدم: معنی فرمایش [[رسول الله]]{{صل}} که فرمود حسن و حسین [[سرور جوانان بهشت]] هستند چیست؟
امام فرمود: {{متن حدیث|هُمَا وَ اللَّهِ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ}}؛ به خداوند [[سوگند]] آن دو، سرور و بزرگ تمام [[جوانان بهشت]]، از اولین و آخرین آنها هستند<ref>عوالم العلوم الامام الحسین{{ع}}، ج۱۱، ص۵۰؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۷.</ref>.
[[شایستگی]] [[فاطمه]]{{س}}، [[فضایل]] و امتیازاتی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگران درباره او گفته‌اند، تنها به علت انتساب او به پدرش، [[همسر]] و فرزندانش نیست، بلکه فضایی که او را فاطمه کرده است از دستاوردهای خود اوست. آنچه او را شایسته این [[حرمت]] ساخت، [[ازخودگذشتگی]]، [[پارسایی]]، [[زهد]]، [[دانش]] و دیگر [[ملکات]] [[انسانی]] است که در او به حدّ کمال بوده است و همه [[مورخان]] [[شیعه]] و [[سنی]] این امتیازات را برای وی در کتاب‌های معتبر خویش نوشته‌اند. [[اخبار]] و [[احادیث]] بسیاری از شیعه و سنی در [[عظمت شأن]] فاطمه{{س}} [[روایت]] شده به نحوی که [[دوست]] و [[دشمن]] به [[عظمت مقام]] او [[اذعان]] دارند و او را به [[عظمت]] می‌ستایند.
[[رسول الله]]{{صل}} چون از سفری بر می‌گشت نخست دو رکعت [[نماز]] در [[مسجد]] می‌خواند و سپس به دیدن فاطمه{{س}} می‌رفت و مدتی را در نزد او می‌نشست، سپس از [[زنان]] خود دیدن می‌کرد. وقتی قصد رفتن به [[سفر]] داشت، آخرین نفری را که دیدار می‌کرد و از او [[خداحافظی]] می‌نمود، فاطمه{{س}} بود و برای اینکه دیگران بدانند سرچشمه این [[محبت]] تنها [[عطوفت]] پدری نیست و او فاطمه را به خاطر دارا بودن صفاتی که از یک [[زن]] والامقام چون او [[انتظار]] می‌رود، دوست می‌دارد، آنجا که باید وی را به [[وظیفه]] سنگینی که بر عهده دارد، متوجه می‌سازد و [[پاداش]] او را به [[لطف پروردگار]] و رسیدن به نعمت‌های آن [[جهان]] حوالت می‌فرماید.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۰۱.</ref>
==بیماری و رحلت رسول الله{{صل}}==
[[رسول خدا]]{{صل}} چندی پس از بازگشت از [[حجةالوداع]] [[بیمار]] شد و سرانجام در [[روز]] بیست و هشتم [[ماه صفر]] [[سال یازدهم هجرت]] در [[خانه]] [[عایشه]] در حالی که سرش بر سینه [[امام علی]]{{ع}} تکیه داشت، از جهان [[رحلت]] نمود. [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} و [[عباس بن عبدالمطلب]] او را [[غسل]] داده و [[کفن]] کردند؛ سپس گروه‌گروه [[مسلمانان]] آمدند و بر [[پیکر مطهر پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[نماز]] خواندند. آن‌گاه آن حضرت را در همان‌جا که [[قبض روح]] شده بود، [[دفن]] کردند. برای [[فاطمه]]{{س}} که [[طاقت]] جدایی از پدر را نداشت، زندگانی پس از [[مرگ]] او چه اندازه سخت و دشوار بود، [[خدا]] می‌داند.
[[پیامبر اسلام]]{{صل}} آن آخرین [[برگزیده خداوند]] در مدتی محدود با الطافی ربّانی به [[هدف]] اعلای خود که [[ابلاغ]] آخرین [[رسالت]] عظمای [[تکامل]] [[انسانی]] بود، [[توفیق]] یافت و آن‌گاه به [[جهان]] برین و بارگاه [[رفیق]] [[اعلی]] شتافت. پس از غروب این [[خورشید درخشان]] تا حدود نیم [[قرن]] جهان پیچیده‌ترین حوادث [[تاریخ]] بشری را به خود دید. در این برهه حساس از تاریخ بشری، هم‌زمان با وجود انسان‌های [[باایمان]] و عشاق [[وفادار]] به [[دین حنیف اسلام]]، جمعی زرپرست و شرانگیز و [[سلطه‌گر]] سر کشیدند و میدانی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با تلاش صمیمانه خود و [[دودمان]] و [[یاران]] باایمانش برای مسابقه در خیر و کمال در مسیر یک [[تمدن]] جهانی برای [[انسان‌ها]] آماده کرده بودند، به جولانگاه خودخواهی‌ها و خودکامگی‌ها تبدیل نمودند. [[هوی]] و هوس‌های [[مسموم]] [[دوران جاهلیت]] که در دوران [[فرصت‌طلبان]] خودمحور [[حبس]] شده بود، سر کشید و در فضای [[جامعه]] نوپای [[اسلامی]] به شدت وزیدن گرفت.
هنوز پیکر [[رسول الله]]{{صل}} به خاک سپرده نشده بود که جریان [[سقیفه بنی‌ساعده]] پیش آمد و [[حق علی]] [[غصب]] گردید و [[جریان سقیفه]] با [[به خلافت رسیدن ابوبکر]] به پایان رسید.
پس از آن برای [[بیعت گرفتن]] از افرادی که در [[خانه فاطمه]]{{س}} جمع شده بودند به سوی آن [[خانه]] [[هجوم]] بردند و افراد خانه را [[تهدید]] به سوختن نمودند و [[حمله]] به آن خانه [[مقدس]] آغاز شد، اما ناگهان چهره‌ای مانند چهره [[رسول خدا]] از پشت در خانه ظاهر شد در حالی که هاله‌ای از [[اندوه]] آن را فراگرفته و آثار [[رنج]] و [[الم]] از خطوط صورتش نمایان بود و از دیدگانش برق سرشک می‌جست و با خشمی عمیق، آرام و سنگین، [[اندوهگین]] و داغدار به سوی [[قبر]] پدرش رفت. او پدرش را از میان قبر فرا می‌خواند و با صدای ناله‌ای آمیخته با سرشکی تلخ‌بار فریادی کشید: «بابا یا [[رسول الله]]! بعد از تو از [[پسر خطاب]] و پسر [[ابی‌قحافه]] چه‌ها که ندیدیم؟!»
مهاجمین به [[خانه]] نتوانستند از [[امام علی]]{{ع}} [[بیعت]] بگیرند. آن حضرت شب‌ها [[همسر]] و فرزندانش را به درب خانه [[انصار]] می‌برد تا آنها را به [[یاری]] بخواند، اما انصار می‌گفتند: ما بیعت کرده‌ایم، اگر علی{{ع}} پیش از [[ابوبکر]] برای بیعت به ما مراجعه می‌کرد، با هیچ‌کس جز او بیعت نمی‌کردیم. امام علی{{ع}} می‌فرمود: آیا باید [[رسول‌الله]]{{صل}} را دفن‌نشده در خانه‌اش می‌گذاشتم و بر [[فرمانروایی]] پس از او با [[مردم]] [[محاجه]] می‌کردم؟ [[فاطمه]] نیز می‌فرمود: [[ابوالحسن]] جز آنچه می‌بایست و شایسته او بود، نکرد و آنها کاری کردند که تنها [[خدا]] حسابرس و درخواست‌کننده از آنان است.
پس از [[ناامیدی]] از یاری انصار، فاطمه [[غمگین]] و محزون به خانه بازگشت و امام علی{{ع}} نیز در خانه نشست و به [[جمع‌آوری قرآن]] مشغول گردید.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۰۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۲۲۰

ویرایش