پرش به محتوا

رضایت در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = رضایت | عنوان مدخل = رضایت | مداخل مرتبط = رضایت در قرآن - رضایت در نهج البلاغه - رضایت در فقه سیاسی - رضایت در معارف و سیره نبوی - رضایت در معارف و سیره رضوی - رضایت در سیره معصوم - رضایت در اخلاق اسلامی - رض...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:


===میانه‌روی و اعتدال===
===میانه‌روی و اعتدال===
ای مالک به دنبال بهترین کارها باش و بهترین کارها، آن است که معتدل‌ترین و میانه‌ترین در حق باشد (أوسطها<ref>«أوسط» از ریشه «وسط» به معنای «میان چیزی»، گرفته شده؛ ولی در این‌گونه موارد، مفهوم «بهترین» می‌دهد؛ زیرا چیزی که در [[حد وسط]] و [[اعتدال]] است، بهتر و کامل‌تر است. [[قرآن مجید]] در [[سوره قلم]] [[آیه]] ۲۸ می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ}}؛ آنکه از همه عاقل‌تر بود گفت: آیا من به شما نگفتم چرا [[تسبیح خدا]] نمی‌گویید» و [[ابن‌منظور]] نیز در لسان العرب آورده است: {{عربی|أَوْسَطُ الشَّيْءِ أَفْضَلُ الشَّيْءِ وَ خِيَارُهُ}}.</ref> فی [[الحق]]...).
ای مالک به دنبال بهترین کارها باش و بهترین کارها، آن است که معتدل‌ترین و میانه‌ترین در حق باشد (أوسطها<ref>«أوسط» از ریشه «وسط» به معنای «میان چیزی»، گرفته شده؛ ولی در این‌گونه موارد، مفهوم «بهترین» می‌دهد؛ زیرا چیزی که در حد وسط و اعتدال است، بهتر و کامل‌تر است. قرآن مجید در سوره قلم آیه ۲۸ می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ}}؛ آنکه از همه عاقل‌تر بود گفت: آیا من به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی‌گویید» و ابن‌منظور نیز در لسان العرب آورده است: {{عربی|أَوْسَطُ الشَّيْءِ أَفْضَلُ الشَّيْءِ وَ خِيَارُهُ}}.</ref> فی [[الحق]]...).
بر این اساس، نخستین [[ضابطه]] و ملاک برای [[انتخاب]] [[کار خوب]]، آن است که در آن از [[افراط]] و [[تفریط]] [[پرهیز]] شده و حالت [[میانه]] [[رعایت]] شود. اما از آنجا که هرگونه [[نفی]] و سلبی بدون ضابطه امکان ندارد، این نفی قطعاً مبتنی بر نوعی ایجاب است، یعنی نفی افراط و تفریط و حالت میانه در هر کار، خود باید مبتنی بر ملاکی عمیق‌تر، تعریف و تبیین شود و آن چیزی نیست جز «[[حق]]». البته در رابطه با هر کاری و متناسب با آن، «حق» به طور خاصی قابل تبیین است. به فرض اگر بناست فردی برای شغلی انتخاب شود، رعایت تناسب میان [[شغل]] و شرایط احراز شغل، که خود بر اساس [[قوانین]] و [[مقررات]] تعریف شده، ملاک رعایت [[اعتدال]] است. بنابراین، وقتی [[امام]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَوْسَطَهَا فِي الْحَقِّ}}، ضمن سفارش به [[میانه‌روی]] در کارها، مبنای [[درک]] میانه‌روی را هم، «حق» قرار می‌دهند، که در مفهوم کلی اشاره به قوانین و مقررات، بایدها و نبایدها و ارزش‌های مبتنی بر [[نظام فکری]] [[خدامحور]] دارد و در مواضع مختلف، به صورت‌های گوناگون و مصداق‌های متفاوت، قابل تبیین است، بنابراین، ملاک نخست، کاری را بهترین و خوب‌ترین کار می‌داند که بر اساس [[ضوابط]] و [[عدالت]] انتخاب شود.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۴۰.</ref>
بر این اساس، نخستین [[ضابطه]] و ملاک برای [[انتخاب]] [[کار خوب]]، آن است که در آن از [[افراط]] و [[تفریط]] [[پرهیز]] شده و حالت [[میانه]] [[رعایت]] شود. اما از آنجا که هرگونه [[نفی]] و سلبی بدون ضابطه امکان ندارد، این نفی قطعاً مبتنی بر نوعی ایجاب است، یعنی نفی افراط و تفریط و حالت میانه در هر کار، خود باید مبتنی بر ملاکی عمیق‌تر، تعریف و تبیین شود و آن چیزی نیست جز «[[حق]]». البته در رابطه با هر کاری و متناسب با آن، «حق» به طور خاصی قابل تبیین است. به فرض اگر بناست فردی برای شغلی انتخاب شود، رعایت تناسب میان [[شغل]] و شرایط احراز شغل، که خود بر اساس [[قوانین]] و [[مقررات]] تعریف شده، ملاک رعایت [[اعتدال]] است. بنابراین، وقتی [[امام]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَوْسَطَهَا فِي الْحَقِّ}}، ضمن سفارش به [[میانه‌روی]] در کارها، مبنای [[درک]] میانه‌روی را هم، «حق» قرار می‌دهند، که در مفهوم کلی اشاره به قوانین و مقررات، بایدها و نبایدها و ارزش‌های مبتنی بر [[نظام فکری]] [[خدامحور]] دارد و در مواضع مختلف، به صورت‌های گوناگون و مصداق‌های متفاوت، قابل تبیین است، بنابراین، ملاک نخست، کاری را بهترین و خوب‌ترین کار می‌داند که بر اساس [[ضوابط]] و [[عدالت]] انتخاب شود.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۴۰.</ref>


۸۱٬۸۹۵

ویرایش