انطاکیه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = انطاکیه| عنوان مدخل= | مداخل مرتبط = انطاکیه در قرآن| پرسش مرتبط = }} == مقدمه == اَنطاکِیه که با تای منقوط نیز خوانده شده <ref>التعریف والاعلام، ص۱۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۱۱.</ref> شهری در روم باستان <ref>جامعالبیان، مج ۱۲...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
اَنطاکِیه که با تای منقوط نیز خوانده شده <ref>التعریف والاعلام، ص۱۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۱۱.</ref> شهری در [[روم]] باستان <ref>جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۲، ص۱۸۶؛ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵؛ نمونه، ج ۱۸، ص۳۴۰ ـ ۳۵۹.</ref> بوده که به دست [[یونانیان]] <ref>دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۰۸.</ref> در سال ۳۰۰ قبل از میلاد <ref>دائرهالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص۶۲؛ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵.</ref> بنا شده و هماکنون جزو قلمرو [[کشور]] [[ترکیه]] است.<ref>نمونه، ج ۱۸، ص۳۴۰.</ref> سازنده آن را «انطیقس» یا «انطیوخوس» (معرّب انطیوکوس) سومین [[پادشاه]] پس از [[اسکندر]] گفتهاند؛ <ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> ولی برخی فرزند وی «سلوکوس نیکاتور» را سازنده آن دانستهاند. وی این [[شهر]] را [[انطاکیه]] نامید تا منسوب به پدرش انطیخوس باشد.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۶.</ref> برخی نیز برآناند که پدر بنای آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پایان رساند؛<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> | اَنطاکِیه که با تای منقوط نیز خوانده شده <ref>التعریف والاعلام، ص۱۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۱۱.</ref> شهری در [[روم]] باستان <ref>جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۲، ص۱۸۶؛ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵؛ نمونه، ج ۱۸، ص۳۴۰ ـ ۳۵۹.</ref> بوده که به دست [[یونانیان]] <ref>دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۰۸.</ref> در سال ۳۰۰ قبل از میلاد <ref>دائرهالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص۶۲؛ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵.</ref> بنا شده و هماکنون جزو قلمرو [[کشور]] [[ترکیه]] است.<ref>نمونه، ج ۱۸، ص۳۴۰.</ref> | ||
سازنده آن را «انطیقس» یا «انطیوخوس» (معرّب انطیوکوس) سومین [[پادشاه]] پس از [[اسکندر]] گفتهاند؛ <ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> ولی برخی فرزند وی «سلوکوس نیکاتور» را سازنده آن دانستهاند. وی این [[شهر]] را [[انطاکیه]] نامید تا منسوب به پدرش انطیخوس باشد.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۶.</ref> برخی نیز برآناند که پدر بنای آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پایان رساند؛<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶.</ref> | |||
امّا دستهای از موّرخان بنای آنرا توسط انطاکیة دختر [[روم بن یقن بن سام بن نوح]] {{ع}} دانستهاند.<ref>معجمالبلدان، ج ۱، ص۲۶۶؛ آثار البلاد، ص۱۵۰.</ref> این شهر زمانی یکی از سه شهر بزرگ [[سرزمین روم]] به شمار میآمد و دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای آب خوشگوار و مرکز [[تجارت]] آسیای [[غربی]] و نزد یونانیان به انطاکیه [[زیبا]] و [[ملکه]] شرق مشهور بود.<ref>دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۰۶؛ معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶ ـ ۲۶۷؛ نمونه، ج ۱۸، ص۳۵۹.</ref> [[نصارا]] نیز از شهر انطاکیه با وصف [[شهر خدا]]، [[شهر]] شاهی و مادر [[شهرها]] یاد میکردند؛ زیرا نخستین شهری بود که [[اهل]] آن همگی به [[حضرت مسیح]] و به [[دین]] نصارا گرویدند.<ref>التنبیه والاشراف، ص۱۱۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۷۷؛ البدایة والنهایه، ج ۱، ص۲۰۷.</ref>. [[پولس]] و [[برنابا]] از حواریان [[حضرت عیسی]] {{ع}} در آنجا به [[تبلیغ]] [[اشتغال]] داشتند.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵.</ref> | امّا دستهای از موّرخان بنای آنرا توسط انطاکیة دختر [[روم بن یقن بن سام بن نوح]] {{ع}} دانستهاند.<ref>معجمالبلدان، ج ۱، ص۲۶۶؛ آثار البلاد، ص۱۵۰.</ref> این شهر زمانی یکی از سه شهر بزرگ [[سرزمین روم]] به شمار میآمد و دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای آب خوشگوار و مرکز [[تجارت]] آسیای [[غربی]] و نزد یونانیان به انطاکیه [[زیبا]] و [[ملکه]] شرق مشهور بود.<ref>دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۰۶؛ معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶ ـ ۲۶۷؛ نمونه، ج ۱۸، ص۳۵۹.</ref> [[نصارا]] نیز از شهر انطاکیه با وصف [[شهر خدا]]، [[شهر]] شاهی و مادر [[شهرها]] یاد میکردند؛ زیرا نخستین شهری بود که [[اهل]] آن همگی به [[حضرت مسیح]] و به [[دین]] نصارا گرویدند.<ref>التنبیه والاشراف، ص۱۱۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۷۷؛ البدایة والنهایه، ج ۱، ص۲۰۷.</ref>. [[پولس]] و [[برنابا]] از حواریان [[حضرت عیسی]] {{ع}} در آنجا به [[تبلیغ]] [[اشتغال]] داشتند.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۹ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۴۱
مقدمه
اَنطاکِیه که با تای منقوط نیز خوانده شده [۱] شهری در روم باستان [۲] بوده که به دست یونانیان [۳] در سال ۳۰۰ قبل از میلاد [۴] بنا شده و هماکنون جزو قلمرو کشور ترکیه است.[۵]
سازنده آن را «انطیقس» یا «انطیوخوس» (معرّب انطیوکوس) سومین پادشاه پس از اسکندر گفتهاند؛ [۶] ولی برخی فرزند وی «سلوکوس نیکاتور» را سازنده آن دانستهاند. وی این شهر را انطاکیه نامید تا منسوب به پدرش انطیخوس باشد.[۷] برخی نیز برآناند که پدر بنای آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پایان رساند؛[۸]
امّا دستهای از موّرخان بنای آنرا توسط انطاکیة دختر روم بن یقن بن سام بن نوح (ع) دانستهاند.[۹] این شهر زمانی یکی از سه شهر بزرگ سرزمین روم به شمار میآمد و دارای موقعیتی سرسبز، نهرهای آب خوشگوار و مرکز تجارت آسیای غربی و نزد یونانیان به انطاکیه زیبا و ملکه شرق مشهور بود.[۱۰] نصارا نیز از شهر انطاکیه با وصف شهر خدا، شهر شاهی و مادر شهرها یاد میکردند؛ زیرا نخستین شهری بود که اهل آن همگی به حضرت مسیح و به دین نصارا گرویدند.[۱۱]. پولس و برنابا از حواریان حضرت عیسی (ع) در آنجا به تبلیغ اشتغال داشتند.[۱۲]
شهر انطاکیه پیش از اسلام محل کشمکش و درگیری بین قومها و پیروان ادیان یهود، نصارا و بت پرستان بوده است. این شهر یکبار به دست شاپور اول در سال ۲۶۰ [۱۳] و بار دیگر توسط کسرا انوشیروان در سال ۵۳۸ میلادی فتح شد.[۱۴] در سال ۶۳۸ میلادی مطابق با سال ۱۷ هجری قمری مسلمانان، انطاکیه را به تصرّف خود درآوردند.[۱۵] قبر مؤمن آلیاسین که نامش را حبیب نجار گفتهاند در انطاکیه زیارتگاه مردم است.[۱۶] قبر یحیی بن زکریا (ع) نیز در این شهر است[۱۷].[۱۸]
انطاکیه در قرآن
در قرآنکریم نام انطاکیه نیامده؛ لیکن مفسران در شأن نزول آیاتی، از انطاکیه و شهروندان آن یاد کردهاند. این آیات دو دسته است:
۱. آیاتی که به نظر جمعی از مفسران درباره انطاکیه و اهل آن است [۱۹] و آن آیه ﴿وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ﴾[۲۰] و آیات پس از آن است که به داستان اصحاب قریه پرداخته است و بیشتر مفسران مقصود از قریه را انطاکیه دانستهاند؛ لیکن در چگونگی داستان و نام فرستادگانی که به آنجا گسیل شدهاند و اینکه از جانب خداوند یا حضرت عیسی اعزام شدهاند و چگونگی برخورد آنها با مردم و برخورد حاکم و مردم با آنان، نیز کشتن مردی که به این سه رسولگرایید و سرانجامِ کافران و پادشاه، در نگاه مفسران و مورّخاناختلاف است. [۲۱]
از شواهد تاریخی و برخی روایات و گفته مفسران ذیل آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ﴾[۲۲].[۲۳] بر میآید که اهل انطاکیه و پادشاه آن همگی یا دستهای از آنان ایمان آوردند[۲۴] و از سویی روایات و شواهد تاریخی دیگر و ظاهر آیات پیشگفته سوره یس بیانگر کفر و سرانجام عذاب همه آنان از جمله پادشاه است،[۲۵] ازاینرو برخی درباره قول مشهور تردید کرده[۲۶] و برخی آن را ردّ کرده و گفتهاند: پیوند داستان طرح شده در سوره یس با انطاکیه بسیار ضعیف است، [۲۷] جز اینکه بگوییم در انطاکیه در دو برهه زمانی دو رویداد اتفاق افتاده است: یکی فرستادن رسولان از سوی خداوند و تکذیب آنان از سوی اهل انطاکیه، در حالیکه تنها یک نفر (مؤمن آلیاسین) ایمان آورد و به دست آنان کشته شد و خداوند اهل آن شهر را با عذاب فراگیر نابود کرد و دیگری آنکه پس از آبادانی مجدّد شهر انطاکیه حضرت عیسی (ع) فرستادگانی به آنجا گسیل داشته و این بار مردم انطاکیه به آنها ایمان آوردند[۲۸] و این موضوع در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ﴾[۲۹] گزارش شده است.[۳۰] این احتمال نیز دور از حقیقت نیست که داستانهای متفاوت ممکن است مربوط به دو انطاکیه باشد،[۳۱] زیرا در گذشته شهرهای زیادی به نام انطاکیه وجود داشته است.[۳۲]
۲. آیات مورد اختلاف که برخی آن را درباره شهر انطاکیه دانستهاند:
- در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ﴾[۳۳] خداوند به ایمان دستهای از بنیاسرائیل به حضرت عیسی (ع) اشاره دارد. برخی بر آناند که مقصود از بنیاسرائیل در این آیه اهل انطاکیهاند.[۳۴]
- برخی اصحاب رسّ در دو آیه ذیل را اهل انطاکیه دانستهاند: ﴿وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا﴾[۳۵]، ﴿كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ﴾[۳۶] گفتهاند: رسّ چاهی بود در انطاکیه که بت پرستان مؤمن آل یاسین را در آن افکنده و کشتند [۳۷] و ازاینرو به اصحاب رسّ مشهور شدند.
- ﴿فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا﴾[۳۸] این آیه و آیات پیش از آن همراهی موسی و خضر (ع) را گزارش میکند؛ آن دو در سفر به قریهای رسیدند و از اهل آن طعام خواستند؛ امّا اهل قریه از اطعام آنان خودداری کردند. برخی مفسران مراد از قریه در این آیه را انطاکیه دانستهاند.[۳۹]
- برخی مقصود از قریه در آیه ﴿وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾[۴۰] را انطاکیه دانستهاند.[۴۱] در این آیه به تجاوز اصحاب سبت از حدود الهی اشاره شده است.[۴۲]
منابع
پانویس
- ↑ التعریف والاعلام، ص۱۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۱۱.
- ↑ جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۲، ص۱۸۶؛ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵؛ نمونه، ج ۱۸، ص۳۴۰ ـ ۳۵۹.
- ↑ دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۰۸.
- ↑ دائرهالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص۶۲؛ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵.
- ↑ نمونه، ج ۱۸، ص۳۴۰.
- ↑ معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۶.
- ↑ معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶.
- ↑ معجمالبلدان، ج ۱، ص۲۶۶؛ آثار البلاد، ص۱۵۰.
- ↑ دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۰۶؛ معجم البلدان، ج ۱، ص۲۶۶ ـ ۲۶۷؛ نمونه، ج ۱۸، ص۳۵۹.
- ↑ التنبیه والاشراف، ص۱۱۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۷۷؛ البدایة والنهایه، ج ۱، ص۲۰۷.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۵.
- ↑ دائرهالمعارف الاسلامیه، ج ۳، ص۶۲.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۱۶۵؛ مروج الذهب، ج ۱، ص۲۹۱؛ المسالک، ج ۱، ص۲۸۸.
- ↑ دائرهالمعارف الاسلامیه، ج۳، ص۶۳؛ دائرهالمعارف بستانی، ج ۴، ص۵۱۱.
- ↑ الموسوعة الذهبیه، ج ۶، ص۱۸۰؛ آثار البلاد، ص۱۵۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۱۰.
- ↑ آثارالبلاد، ص۱۵۱.
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، مقاله «انطاکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۴، ص۵۳۵.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج۱۵، ص۱۱؛ المنیر، ج۲۲، ص۳۰۰، ۳۰۲؛ التحریر والتنویر؛ ج ۲۲، ص۳۵۸.
- ↑ «و برای آنان از مردم آن شهر آنگاه که پیامبران به آنجا آمدند مثلی بزن» سوره یس، آیه ۱۳.
- ↑ تاریخ طبری، ج ۱، ص۳۷۹.
- ↑ «ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دستهای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دستهای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند» سوره صف، آیه ۱۴.
- ↑ البدایة والنهایه، ج ۲، ص۶۷؛ التحریر و التنویر، ج ۲۲، ص۳۵۹.
- ↑ تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۸۷ ـ ۱۸۹؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۲۷۴.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۷۶.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۷۴.
- ↑ البدایة والنهایه، ج ۱، ص۲۰۷.
- ↑ البدایة والنهایه، ج ۱، ص۲۰۷ ـ ۲۰۸.
- ↑ «ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دستهای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دستهای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند» سوره صف، آیه ۱۴.
- ↑ البدایة والنهایه، ج ۲، ص۶۷.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۷۷.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۱۱۶.
- ↑ «ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دستهای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دستهای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند» سوره صف، آیه ۱۴.
- ↑ البدایه والنهایه، ج ۲، ص۶۷.
- ↑ «و عاد و ثمود و اصحاب رسّ و نسلهای بسیاری را که در (فاصله) میان آنان بودند (از میان برداشتیم)؛» سوره فرقان، آیه ۳۸.
- ↑ «پیش از آنان قوم نوح و اصحاب رسّ و ثمود دروغانگاری کردند» سوره ق، آیه ۱۲.
- ↑ روض الجنان، ج ۱۴، ص۲۲۲.
- ↑ «باز راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند از مردمش خوراک خواستند، اما آنان از پذیرایی ایشان خودداری کردند؛ سپس دیواری در آن (شهر) یافتند که میخواست فرو افتد، (خضر) آن را استوار کرد، (موسی) گفت: اگر میخواستی برای آن مزدی دریافت میداشتی» سوره کهف، آیه ۷۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۷۵۱؛ الجوهرالثمین، ج ۴، ص۹۳.
- ↑ «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳.
- ↑ التعریف و الاعلام، ص۱۱۱.
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، مقاله «انطاکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۴، ص536.