کاربر:Ali/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = صحابه
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = ...
| عنوان مدخل  = حکم بن عمرو بن مجدع غفاری
| مداخل مرتبط = [[... در تاریخ اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[حکم بن عمرو بن مجدع غفاری در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
....<ref>[[رحمت‌الله بانشی|بانشی، رحمت‌الله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «...»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۰۳-۱۰۴.</ref>
او نوادة [[مجدع بن حدیم بن حارث بن نعیله]]، از [[بنو ضمرة بن بکر]] از [[قبیله]] بزرگ [[کنانه]] است. به سبب افتادگی و تصحیف‌های معمول در نسخه‌ها، اختلاف‌های جزئی در سلسله [[نسب]] وجود دارد<ref>ر.ک: ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۲۱۹؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۲۲؛ خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹.</ref>. وی در اصل از [[نسل]] نعیله ([[ثعلبه]]) [[برادر]] [[غفار بن ملیل]] است، اما چون تعدادشان کم بود به [[غفاری]] منسوب شدند<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۲۰۹؛ ابن ماکولا، الاکمال، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. کنیه‌اش [[ابو رافع]] است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷ ص۱۱۳.</ref> و گاهی به او [[حکم بن اقرع]]<ref>ذهبی، الکاشف، ص۳۴۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳.</ref> یا [[اقرع]] نیز گفته می‌شود<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۷۰۸.</ref>. [[خلیفة بن خیاط]]<ref>خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹.</ref> نام مادرش را [[أمامة بنت عبدالمالک]] از بنو غفار دانسته، ولی [[ابن حبان]]<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۴.</ref> [[اسماء]] بنت مالک گفته است.
[[حکم]] [[صحابی]] مشهور و [[بزرگواری]] است<ref>ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۱۰۱؛ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۱۳۶.</ref> که تا [[زمان]] [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} در کنار ایشان بود، سپس به [[بصره]] رفت و در آنجا خانه‌ای بنا کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۱؛ ابن حبیب، المحبر، ص۲۹۵.</ref>. بر پایه روایتی که [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۶۸.</ref> ذیل ترجمة [[بریده اسلمی]] آورده، [[رسول خدا]]{{صل}} بریده و حکم غفاری را دو چشم [[اهل مشرق]] توصیف کرده است. وی روایت‌های متعددی در باب‌های مختلف از رسول خدا{{صل}} نقل کرده است، از جمله آنها [[روایت]] [[نهی]] [[پیامبر]] از خوردن گوشت الاغ اهلی است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۱۲؛ بخاری، صحیح، ج۶، ص۲۳۰؛ عبدالرزاق صنعانی، ج۴، ص۵۲۵.</ref> و نهی از [[وضو]] گرفتن مرد از باقیمانده آب وضوی [[زنان]]<ref>ترمذی، سنن، ج۱، ص۴۴؛ ابن حبان، صحیح، ج۴، ص۷۱.</ref>. البته برخی این روایت را حمل بر [[کراهت]] کرده‌اند<ref>ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۲۹۷.</ref> و در [[فقه شیعه]] به سبب [[ضعف]] این [[روایت]]، [[وضو]] گرفتن مردان از باقیمانده آب وضوی [[زنان]] جایز دانسته شده است<ref>محقق حلی، ج۱، ص۱۰۰؛ علامه حلی، منتهی المطلب، ج۱، ص۲۸.</ref>. [[حدیثی]] درباره نبودن [[اطاعت]] در [[معصیت]] خدا<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۳۲؛ ابن ابی عاصم، الاحاد و المثانی، ج۲، ص۲۶۲؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۰۸.</ref> و موارد دیگری را از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است<ref>ر.ک: طیالسی، مسند، ص۱۷۶؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۹۹؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۷۰۸؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۲، ص۶۰.</ref>. افرادی چون [[ابوحاجب سوادة بن عاصم]]، [[جابر بن یزید]]، [[عبدالله بن صامت]]، [[دلجة بن قیس]] و برخی دیگر [[راوی]] روایت‌های وی هستند<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۱۱۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳.</ref>.
 
اگرچه ابن حبیب<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۲۹۵.</ref>[[حکم]] را از [[یاران]] معاویه در [[جنگ صفین]] دانسته، اما بر پایه برخی گزارش‌ها، [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در ماجرای درگیری با [[فتنه‌گران]] از [[حکم]] [[درخواست کمک]] کرد. اما وی بهانه آورد و از [[جنگ]] کناره گرفت<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۱۰؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۳۰۱.</ref>.
 
به گفته [[بلاذری]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۳، ص۵۰۶.</ref> و [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۵.</ref> در زمانی که [[زیاد بن ابیه]] [[حاکم بصره]] بود (سال۴۵) تصمیم گرفت [[حکومت]] منطقه [[خراسان]] را به [[حکم بن ابی‌العاص بن بشر ثقفی|حکم بن ابی‌العاص ثقفی]] بسپارد، ولی پیک ویژه زیاد بن ابیه [[اشتباه]] کرد و [[حکم غفاری]] را برای این [[مأموریت]] فراخواند. زیاد بن ابیه هم آن را به فال [[نیک]] گرفت و [[فرمانداری خراسان]] را به او سپرد. وی تا [[زمان]] درگذشتش (مشهور سال ۵۰ است) [[حاکم خراسان]] بود و در آن [[سرزمین]] پیروزی‌های چشمگیری داشت و غنیمت‌های هنگفتی به دست آورد<ref>بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳۰؛ طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۹؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۳۱۵.</ref>. زیاد بن ابیه با شنیدن [[اخبار]] [[پیروزی]] و [[غنایم]]، در نامه‌ای به حکم نوشت که [[معاویه بن ابی‌سفیان]] دستور داده هیچ‌کدام از طلا و نقره‌های غنیمتی را میان [[مردم]] تقسیم نکن و آنان را به [[مرکز حکومت]] بفرست. اما حکم در [[جواب]] نوشت من [[کتاب خدا]] را بر کتاب ([[نامه]]) معاویه مقدم می‌دانم، به [[خدا]] قسم، اگر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] به روی بنده‌ای بسته باشد، هرگاه آن [[بنده]] از [[خدا]] بترسد، [[خداوند]] راه برون‌رفت از آن [[مشکلات]] را برای او فراهم می‌سازد. سپس به [[مردم]] گفت: بشتابید به سوی غنیمت‌های خود و آن را تقسیم کنید. از این رو، مورد [[بی‌مهری]] [[حکومت مرکزی]] واقع شد و از خدا درخواست [[مرگ]] کرد، سپس از [[دنیا]] رفت<ref>بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳۰؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۴۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.</ref>. از این رو، [[گمان]] به [[تشیع]] وی شده است<ref>امین، أعیان الشیعه، ج۶، ص۲۱۱.</ref> گفته شده به سبب همین [[نافرمانی]]، معاویه دستور داد [[حکم]] را [[زندانی]] کرده، و به زنجیر کشند. او نیز [[وصیت]] کرد وی را با زنجیرش [[دفن]] کنند تا در [[قیامت]] با [[ابو عبدالرحمن]] (معاویه) [[مخاصمه]] کند<ref>ابن حبان، مشاهیر، ص۱۰؛ ابن حجر، تهذیب، ج۲، ص۳۷۵.</ref>.
 
در [[زمان مرگ]] [[حکم]] [[اختلاف]] شده است، برخی آن را سال ۴۵ گفته‌اند<ref>ذهبی، تاریخ، ج۴، ص۴۱.</ref>. شمار بسیاری (قول مشهور همین است) [[سال]] ۵۰<ref>خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۵۰.</ref> و بعضی دیگر سال ۵۱ را [[زمان]] درگذشت وی دانسته‌اند<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳ ص۴۴۱.</ref>. برخلاف قول ضعیفی که مکان مرگش را [[بصره]] گفته<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.</ref> صحیح آن است که وی در [[خراسان]] درگذشت<ref>ابن معین، تاریخ، ج۱، ص۳۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.</ref> و با [[بریده اسلمی]] در مقبرة حصین در [[مرو]] مقابل حمام [[ابو حمزه سکری]] دفن شدند. [[احمد بن شیبان]] اظهار می‌کند که [[قبر]] آن دو را [[زیارت]] کرده است<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۴۲.</ref>. حکم پسری به نام عبدالکبیر داشت که در شمار [[راویان]] است<ref>بخاری، تاریخ، ج۶، ص۱۲۶؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۶، ص۶۲.</ref> و نیز دختری به نام جنوب داشت که با [[قثم]] فرزند [[عباس بن عبدالمطلب]] [[ازدواج]] کرد<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله بانشی|بانشی، رحمت‌الله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن عمرو بن مجدع غفاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۰۲-۱۰۳.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[]] (قبیله)
* [[بنی‌کنانه]] (قبیله)
* [[مجدع بن حدیم بن حارث بن نعیله]] (جد)
* [[غفار بن ملیل]] (برادر)
* [[أمامة بنت عبدالمالک]] (مادر)
* [[عبدالکبیر بن حکم]] (فرزند)
* [[جنوب بنت حکم]] (فرزند)
* [[قثم بن عباس بن عبدالمطلب]] (داماد)
{{پایان مدخل وابسته}}  
{{پایان مدخل وابسته}}  


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رحمت‌الله بانشی|بانشی، رحمت‌الله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «...»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رحمت‌الله بانشی|بانشی، رحمت‌الله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «حکم بن عمرو بن مجدع غفاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۲۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۰

آشنایی اجمالی

او نوادة مجدع بن حدیم بن حارث بن نعیله، از بنو ضمرة بن بکر از قبیله بزرگ کنانه است. به سبب افتادگی و تصحیف‌های معمول در نسخه‌ها، اختلاف‌های جزئی در سلسله نسب وجود دارد[۱]. وی در اصل از نسل نعیله (ثعلبه) برادر غفار بن ملیل است، اما چون تعدادشان کم بود به غفاری منسوب شدند[۲]. کنیه‌اش ابو رافع است[۳] و گاهی به او حکم بن اقرع[۴] یا اقرع نیز گفته می‌شود[۵]. خلیفة بن خیاط[۶] نام مادرش را أمامة بنت عبدالمالک از بنو غفار دانسته، ولی ابن حبان[۷] اسماء بنت مالک گفته است. حکم صحابی مشهور و بزرگواری است[۸] که تا زمان رحلت رسول خدا(ص) در کنار ایشان بود، سپس به بصره رفت و در آنجا خانه‌ای بنا کرد[۹]. بر پایه روایتی که ابن اثیر[۱۰] ذیل ترجمة بریده اسلمی آورده، رسول خدا(ص) بریده و حکم غفاری را دو چشم اهل مشرق توصیف کرده است. وی روایت‌های متعددی در باب‌های مختلف از رسول خدا(ص) نقل کرده است، از جمله آنها روایت نهی پیامبر از خوردن گوشت الاغ اهلی است[۱۱] و نهی از وضو گرفتن مرد از باقیمانده آب وضوی زنان[۱۲]. البته برخی این روایت را حمل بر کراهت کرده‌اند[۱۳] و در فقه شیعه به سبب ضعف این روایت، وضو گرفتن مردان از باقیمانده آب وضوی زنان جایز دانسته شده است[۱۴]. حدیثی درباره نبودن اطاعت در معصیت خدا[۱۵] و موارد دیگری را از رسول خدا(ص) نقل کرده است[۱۶]. افرادی چون ابوحاجب سوادة بن عاصم، جابر بن یزید، عبدالله بن صامت، دلجة بن قیس و برخی دیگر راوی روایت‌های وی هستند[۱۷].

اگرچه ابن حبیب[۱۸]حکم را از یاران معاویه در جنگ صفین دانسته، اما بر پایه برخی گزارش‌ها، امیر مؤمنان علی(ع) در ماجرای درگیری با فتنه‌گران از حکم درخواست کمک کرد. اما وی بهانه آورد و از جنگ کناره گرفت[۱۹].

به گفته بلاذری[۲۰] و طبری[۲۱] در زمانی که زیاد بن ابیه حاکم بصره بود (سال۴۵) تصمیم گرفت حکومت منطقه خراسان را به حکم بن ابی‌العاص ثقفی بسپارد، ولی پیک ویژه زیاد بن ابیه اشتباه کرد و حکم غفاری را برای این مأموریت فراخواند. زیاد بن ابیه هم آن را به فال نیک گرفت و فرمانداری خراسان را به او سپرد. وی تا زمان درگذشتش (مشهور سال ۵۰ است) حاکم خراسان بود و در آن سرزمین پیروزی‌های چشمگیری داشت و غنیمت‌های هنگفتی به دست آورد[۲۲]. زیاد بن ابیه با شنیدن اخبار پیروزی و غنایم، در نامه‌ای به حکم نوشت که معاویه بن ابی‌سفیان دستور داده هیچ‌کدام از طلا و نقره‌های غنیمتی را میان مردم تقسیم نکن و آنان را به مرکز حکومت بفرست. اما حکم در جواب نوشت من کتاب خدا را بر کتاب (نامه) معاویه مقدم می‌دانم، به خدا قسم، اگر آسمان‌ها و زمین به روی بنده‌ای بسته باشد، هرگاه آن بنده از خدا بترسد، خداوند راه برون‌رفت از آن مشکلات را برای او فراهم می‌سازد. سپس به مردم گفت: بشتابید به سوی غنیمت‌های خود و آن را تقسیم کنید. از این رو، مورد بی‌مهری حکومت مرکزی واقع شد و از خدا درخواست مرگ کرد، سپس از دنیا رفت[۲۳]. از این رو، گمان به تشیع وی شده است[۲۴] گفته شده به سبب همین نافرمانی، معاویه دستور داد حکم را زندانی کرده، و به زنجیر کشند. او نیز وصیت کرد وی را با زنجیرش دفن کنند تا در قیامت با ابو عبدالرحمن (معاویه) مخاصمه کند[۲۵].

در زمان مرگ حکم اختلاف شده است، برخی آن را سال ۴۵ گفته‌اند[۲۶]. شمار بسیاری (قول مشهور همین است) سال ۵۰[۲۷] و بعضی دیگر سال ۵۱ را زمان درگذشت وی دانسته‌اند[۲۸]. برخلاف قول ضعیفی که مکان مرگش را بصره گفته[۲۹] صحیح آن است که وی در خراسان درگذشت[۳۰] و با بریده اسلمی در مقبرة حصین در مرو مقابل حمام ابو حمزه سکری دفن شدند. احمد بن شیبان اظهار می‌کند که قبر آن دو را زیارت کرده است[۳۱]. حکم پسری به نام عبدالکبیر داشت که در شمار راویان است[۳۲] و نیز دختری به نام جنوب داشت که با قثم فرزند عباس بن عبدالمطلب ازدواج کرد[۳۳].[۳۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۲۱۹؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۲۲؛ خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹.
  2. ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۲۰۹؛ ابن ماکولا، الاکمال، ج۷، ص۲۲۳.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج۷ ص۱۱۳.
  4. ذهبی، الکاشف، ص۳۴۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳.
  5. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۷۰۸.
  6. خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹.
  7. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۴.
  8. ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۱۰۱؛ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۱۳۶.
  9. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۱؛ ابن حبیب، المحبر، ص۲۹۵.
  10. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۶۸.
  11. احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۱۲؛ بخاری، صحیح، ج۶، ص۲۳۰؛ عبدالرزاق صنعانی، ج۴، ص۵۲۵.
  12. ترمذی، سنن، ج۱، ص۴۴؛ ابن حبان، صحیح، ج۴، ص۷۱.
  13. ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۲۹۷.
  14. محقق حلی، ج۱، ص۱۰۰؛ علامه حلی، منتهی المطلب، ج۱، ص۲۸.
  15. احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۳۲؛ ابن ابی عاصم، الاحاد و المثانی، ج۲، ص۲۶۲؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۰۸.
  16. ر.ک: طیالسی، مسند، ص۱۷۶؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۹۹؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۷۰۸؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۲، ص۶۰.
  17. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۱۱۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳.
  18. ابن حبیب، المحبر، ص۲۹۵.
  19. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۱۰؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۳۰۱.
  20. بلاذری، فتوح البلدان، ج۳، ص۵۰۶.
  21. طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۵.
  22. بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳۰؛ طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۹؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۳۱۵.
  23. بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳۰؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۴۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.
  24. امین، أعیان الشیعه، ج۶، ص۲۱۱.
  25. ابن حبان، مشاهیر، ص۱۰؛ ابن حجر، تهذیب، ج۲، ص۳۷۵.
  26. ذهبی، تاریخ، ج۴، ص۴۱.
  27. خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۵۰.
  28. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳ ص۴۴۱.
  29. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.
  30. ابن معین، تاریخ، ج۱، ص۳۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.
  31. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۴۲.
  32. بخاری، تاریخ، ج۶، ص۱۲۶؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۶، ص۶۲.
  33. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۴.
  34. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «حکم بن عمرو بن مجدع غفاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۰۲-۱۰۳.