عرش در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = عرش | عنوان مدخل = عرش| مداخل مرتبط = [[عرش در قرآن]] - [[عرش در حدیث]] - [[عرش در کلام اسلامی]] - [[عرش در معارف دعا و زیارات]] - [[عرش در معارف و سیره سجادی]] - [[عرش در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== | == مقدمه == | ||
یکی از مفاهیم پرکاربرد [[قرآن]] که از معنای مادی آن یعنی تخت گرفته شده و گوهر دیگری پیدا کرده، کلمه [[عرش]] است. بیان عرش با نوع [[غیبی]] آن یکی از معارف [[تعلیم]] داده شده [[پیامبر]] و [[اخبار]] [[ملکوتی]] است. مثلاً، در قرآن [[عرش خدا]] مرکز [[فرماندهی]] و استیلای بر [[عالم هستی]] است. عرش از کلماتی است که در زبان [[مردم]] به [[کار]] میرفته و شناخته شده بوده و حتی در سورههای نخست نزول این کلمه آمده: {{متن قرآن|ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ}}<ref>«توانمندی که نزد آن دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان)، جایگاهی بلند دارد،» سوره تکویر، آیه ۲۰.</ref>. درباره [[خدا]] میگوید چنین وصفی دارد که عرش او بلند مرتبه است. اما مراتب و درجاتی از معنا را دارد که جای بررسی است، چنانکه سخنان بسیار دیگری مطرح است، اما آنچه به پیامبر و جایگاه او مرتبط است و بیان [[معارف غیبی]] [[خداوند]] برای پیامبر است، در این مدخل آورده میشود: | |||
# {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا}}<ref>«بگو اگر با او خدایانی میبودند چنان که میگویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی میجستند» سوره اسراء، آیه ۴۲.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}<ref>«(خداوند) بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد» سوره طه، آیه ۵.</ref>. استواء بر عرش کنایه از این است که [[ملک]] او همه [[عالم]] را فرا گرفته، و زمام [[تدبیر امور]] همه عالم به دست او است، و این معنا درباره [[خدای تعالی]] ـ آنطور که شایسته [[ساحت]] کبریایی و [[قدس]] او باشد ـ عبارت است از [[ظهور]] سلطنتش بر عالم، و استقرار ملکش بر اشیاء، به [[تدبیر امور]] و [[اصلاح]] شؤون آنها. بنابراین استواء [[حق]] عز و جل بر [[عرش]]، مستلزم این است که [[ملک]] او بر همه اشیاء احاطه داشته و تدبیرش بر اشیاء چه آسمانی و چه زمینی، چه [[خرد]] و چه کلان، چه مهم و چه ناچیز گسترده باشد، در نتیجه [[خدای تعالی]] [[رب]] هر چیز، و یگانه در [[ربوبیت]] است، چون مقصود از رب جز [[مالک]] و [[مدبر]] چیز دیگری نیست، به همین جهت دنبال استواء بر عرش داستان ملکیت او را بر هر چیز و علمش به هر چیز را بیان داشت، که همین خود جنبه تعلیل و [[احتجاج]] برای استواء مذکور است. و معلوم است که “رحمان” که خود مبالغه در رحمتی است که آن عبارت است از افاضه به ایجاد و [[تدبیر]]، و در غالب صیغه مبالغه [[کثرت]] را میرساند، خود با استواء مناسبتر است، تا مثلاً رحیم، یا سایر [[اسماء و صفات]] او و لذا در میان همه آنها رحمان را نام برد. از آنچه [[گذشت]] معلوم شد که کلمه “رحمان” مبتدا، و خبر آن جمله “استوی” است، و جمله {{متن قرآن|عَلَى الْعَرْشِ}} متعلق است به جمله “استوی” و مراد از آن بیان استیلاء بر عرش است، این معنا از سایر [[آیات]] نیز استفاده میشود؛ زیرا در [[قرآن کریم]] داستان استواء بر عرش مکرر آمده، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ}}<ref>«سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> آن گاه به عرش مسلط شد و شب را با [[روز]] پوشاند. و آیه {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ}}<ref>«سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ کار (هستی) را کارسازی میکند» سوره یونس، آیه ۳.</ref> آن گاه بر عرش مسلط گشت و به [[تدبیر امر]] پرداخت و آیه {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ}}<ref>«سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ شما را هیچ دوست و میانجییی جز او نیست» سوره سجده، آیه ۴.</ref> آن گاه به [[عرش]] پرداخت، برای شما غیر او [[سرپرستی]] نیست<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۶۶.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«بگو: پروردگار هفت آسمان و پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) کیست؟ * خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۶-۸۷.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و فرشتگان را میبینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بستهاند؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته میشود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را» سوره زمر، آیه ۷۵.</ref> | |||
# {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون میرود یا از آن برون میآید و آنچه از آسمان فرود میآید یا به آن فرا میرود میداند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>. | |||
== | == نکات == | ||
# [[ | در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | ||
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] خطاب میکند که پس اگر روی برتافتند {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}} بگو: [[خدا]] مرا بس است. هیچ معبودی جز او نیست. بر او [[توکل]] کردم {{متن قرآن|فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}} و او [[پروردگار]] عرش بزرگ است {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}؛ | |||
# پیامبر [[مأمور]] [[احتجاج]] با [[مشرکان]]، برای [[نفی]] خدایان متعدد، [[دلیل]] راه نیافتن آنان بر صاحب عرش {{متن قرآن|قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا}}، {{متن قرآن|قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}؛ | |||
# نزدیک شدن [[پیامبر]] به [[عرش الهی]]، در [[قیامت]]. {{متن قرآن|وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و فرشتگان را میبینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بستهاند؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته میشود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را» سوره زمر، آیه ۷۵.</ref>؛ | |||
# در [[آیه]] ششم میگوید: اوست آن کس که [[آسمانها]] و [[زمین]] را در شش هنگام آفرید {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ}} «و اوست که آسمانها و زمین را در شش [[روز]] آفرید” آن گاه بر [[عرش]] استیلا یافت» {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ}} آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید {{متن قرآن|يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا}} و آنچه از [[آسمان]] فرود آید و آنچه در آن بالا [[رود]] همه را میداند {{متن قرآن|وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا}} و هر کجا باشید او با شماست {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}} و [[خدا]] به هر چه میکنید بیناست. {{متن قرآن|وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۵۱.</ref>. | |||
== | == منابع == | ||
{{ | {{منابع}} | ||
{{ | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
[[رده:عرش | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | |||
[[رده:عرش]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۳
مقدمه
یکی از مفاهیم پرکاربرد قرآن که از معنای مادی آن یعنی تخت گرفته شده و گوهر دیگری پیدا کرده، کلمه عرش است. بیان عرش با نوع غیبی آن یکی از معارف تعلیم داده شده پیامبر و اخبار ملکوتی است. مثلاً، در قرآن عرش خدا مرکز فرماندهی و استیلای بر عالم هستی است. عرش از کلماتی است که در زبان مردم به کار میرفته و شناخته شده بوده و حتی در سورههای نخست نزول این کلمه آمده: ﴿ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ﴾[۱]. درباره خدا میگوید چنین وصفی دارد که عرش او بلند مرتبه است. اما مراتب و درجاتی از معنا را دارد که جای بررسی است، چنانکه سخنان بسیار دیگری مطرح است، اما آنچه به پیامبر و جایگاه او مرتبط است و بیان معارف غیبی خداوند برای پیامبر است، در این مدخل آورده میشود:
- ﴿فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ﴾[۲].
- ﴿قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا﴾[۳].
- ﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى﴾[۴]. استواء بر عرش کنایه از این است که ملک او همه عالم را فرا گرفته، و زمام تدبیر امور همه عالم به دست او است، و این معنا درباره خدای تعالی ـ آنطور که شایسته ساحت کبریایی و قدس او باشد ـ عبارت است از ظهور سلطنتش بر عالم، و استقرار ملکش بر اشیاء، به تدبیر امور و اصلاح شؤون آنها. بنابراین استواء حق عز و جل بر عرش، مستلزم این است که ملک او بر همه اشیاء احاطه داشته و تدبیرش بر اشیاء چه آسمانی و چه زمینی، چه خرد و چه کلان، چه مهم و چه ناچیز گسترده باشد، در نتیجه خدای تعالی رب هر چیز، و یگانه در ربوبیت است، چون مقصود از رب جز مالک و مدبر چیز دیگری نیست، به همین جهت دنبال استواء بر عرش داستان ملکیت او را بر هر چیز و علمش به هر چیز را بیان داشت، که همین خود جنبه تعلیل و احتجاج برای استواء مذکور است. و معلوم است که “رحمان” که خود مبالغه در رحمتی است که آن عبارت است از افاضه به ایجاد و تدبیر، و در غالب صیغه مبالغه کثرت را میرساند، خود با استواء مناسبتر است، تا مثلاً رحیم، یا سایر اسماء و صفات او و لذا در میان همه آنها رحمان را نام برد. از آنچه گذشت معلوم شد که کلمه “رحمان” مبتدا، و خبر آن جمله “استوی” است، و جمله ﴿عَلَى الْعَرْشِ﴾ متعلق است به جمله “استوی” و مراد از آن بیان استیلاء بر عرش است، این معنا از سایر آیات نیز استفاده میشود؛ زیرا در قرآن کریم داستان استواء بر عرش مکرر آمده، مانند آیه ﴿ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ﴾[۵] آن گاه به عرش مسلط شد و شب را با روز پوشاند. و آیه ﴿ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ﴾[۶] آن گاه بر عرش مسلط گشت و به تدبیر امر پرداخت و آیه ﴿ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ﴾[۷] آن گاه به عرش پرداخت، برای شما غیر او سرپرستی نیست[۸].
- ﴿قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾[۹].
- ﴿وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[۱۰]
- ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾[۱۱].
نکات
در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
- خداوند به پیامبر خطاب میکند که پس اگر روی برتافتند ﴿فَإِنْ تَوَلَّوْا﴾ بگو: خدا مرا بس است. هیچ معبودی جز او نیست. بر او توکل کردم ﴿فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ﴾ و او پروردگار عرش بزرگ است ﴿وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ﴾؛
- پیامبر مأمور احتجاج با مشرکان، برای نفی خدایان متعدد، دلیل راه نیافتن آنان بر صاحب عرش ﴿قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا﴾، ﴿قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ﴾؛
- نزدیک شدن پیامبر به عرش الهی، در قیامت. ﴿وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[۱۲]؛
- در آیه ششم میگوید: اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ﴾ «و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید” آن گاه بر عرش استیلا یافت» ﴿ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ﴾ آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید ﴿يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا﴾ و آنچه از آسمان فرود آید و آنچه در آن بالا رود همه را میداند ﴿وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا﴾ و هر کجا باشید او با شماست ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾ و خدا به هر چه میکنید بیناست. ﴿وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾[۱۳].
منابع
پانویس
- ↑ «توانمندی که نزد آن دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان)، جایگاهی بلند دارد،» سوره تکویر، آیه ۲۰.
- ↑ «پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.
- ↑ «بگو اگر با او خدایانی میبودند چنان که میگویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی میجستند» سوره اسراء، آیه ۴۲.
- ↑ «(خداوند) بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد» سوره طه، آیه ۵.
- ↑ «سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند» سوره اعراف، آیه ۵۴.
- ↑ «سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ کار (هستی) را کارسازی میکند» سوره یونس، آیه ۳.
- ↑ «سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ شما را هیچ دوست و میانجییی جز او نیست» سوره سجده، آیه ۴.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۶۶.
- ↑ «بگو: پروردگار هفت آسمان و پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) کیست؟ * خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۶-۸۷.
- ↑ «و فرشتگان را میبینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بستهاند؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته میشود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را» سوره زمر، آیه ۷۵.
- ↑ «اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون میرود یا از آن برون میآید و آنچه از آسمان فرود میآید یا به آن فرا میرود میداند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.
- ↑ «و فرشتگان را میبینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بستهاند؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته میشود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را» سوره زمر، آیه ۷۵.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص۵۱.