کلام خدا: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">\n: +))
 
(۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صفات الهی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[کلام خدا در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}


{{نبوت}}
== مقدمه ==
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
بنابر [[آیات]] و [[روایات]] [[خداوند]] با برخی [[پیامبران]]{{ع}} [[سخن]] گفته است<ref>{{متن قرآن| رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}؛ سوره نساء، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۴۹.</ref>. در برخی [[آیات]] و روایات نیز آمده است که خداوند در [[قیامت]] با برخی [[انسان‌ها]] سخن نمی‌گوید و بدانان نمی‌نگرد<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۷۸؛ بحارالانوار، ۴/ ۶۸؛ اصول کافی‌، ۱/ ۱۰۷؛ الملل و النحل‌، ۱/ ۱۰۶.</ref>. همه [[مسلمانان]] متفق‌اند که خداوند متکلم است و سخن می‌گوید؛ اما [[سخن گفتن]] خداوند همچون سخن گفتن [[انسان]] نیست.
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[کلام خدا در قرآن]] - [[کلام خدا در حدیث]] - [[کلام خدا در نهج البلاغه]] - [[کلام خدا در معارف دعا و زیارات]] - [[کلام خدا در کلام اسلامی]] - [[کلام خدا در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[کلام خدا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
انسان به مدد اعضای بدن خویش و اصوات و حروف سخن می‌گوید. این گونه تکلم، ویژه [[انسان]] است و خداوند از آن [[منزه]] است؛ زیرا لازمه آن، جسمانی بودن است و خداوند جسم نیست. [[تفسیر]] [[حقیقت]] [[کلام الهی]] و مسائل پیرامون آن، در برهه‌ای از تاریخ اسلام [[جامعه]] مسلمانان را دچار [[بحران]] ساخت و حتی خون‌هایی نیز پای آن ریخته شد<ref>الفوائد البهیة فی شرح عقائد الامامیة، ۲۲۳؛ پیام قرآن‌، ۴/ ۳۷۸.</ref>.
*بنابر [[آیات قرآنی]] و [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} [[خداوند]] با برخی [[پیامبران]] {{ع}} سخن گفته است<ref>{{متن قرآن| رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۴۹.</ref>. در برخی [[آیات]] و [[روایات]] نیز آمده است که [[خداوند]] در [[قیامت]] با برخی [[انسان‌ها]] سخن نمی‌گوید و بدانان نمی‌نگرد<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۷۸؛ بحارالانوار، ۴/ ۶۸؛ اصول کافی‌، ۱/ ۱۰۷؛ الملل و النحل‌، ۱/ ۱۰۶.</ref>. همه [[مسلمانان]] متفق‌اند که [[خداوند]] [[متکلم]] است و سخن می‌گوید؛ اما سخن گفتن [[خداوند]] همچون سخن گفتن [[انسان]] نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 386.</ref>.
*[[انسان]] به مدد اعضای [[بدن]] خویش و اصوات و حروف سخن می‌گوید. این گونه تکلم، ویژه [[انسان]] است و [[خداوند]] از آن منزه است؛ زیرا لازمه آن، جسمانی بودن است و [[خداوند]] جسم نیست. [[تفسیر]] [[حقیقت]] [[کلام الهی]] و مسائل پیرامون آن، در برهه‌ای از [[تاریخ اسلام]] [[جامعه]] [[مسلمانان]] را دچار بحران ساخت و حتی خون‌هایی نیز پای آن ریخته شد<ref>الفوائد البهیة فی شرح عقائد الامامیة، ۲۲۳؛ پیام قرآن‌، ۴/ ۳۷۸.</ref>. مهم‌ترین نظریه‌ها در این باره عبارت‌اند از:
#[[کلام]] [[خداوند]] حروف و اصواتی هستند که بر [[ذات خداوند]] استوارند و همانند ذات، قدیم‌اند. این نظریه را جمعی از [[حنبلیان]] مطرح ساخته‌اند. آنان در این نظر خویش چنان راه [[افراط]] پیش گرفته‌اند که معتقدند حتی جلد [[قرآن]] نیز قدیم است<ref>الملل و النحل‌، ۱/ ۱۰۶؛ پیام قرآن‌، ۴/ ۳۷۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 386.</ref>.
#[[کلام]] [[خداوند]] همان حروف و اصوات است؛ اما حادث است نه قدیم؛ بدین معنا که این امور، حادث و [[قائم]] به ذات الهی‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 386.</ref>.
#[[کلام]] [[خدا]] هم حروف و اصوات است و هم حادث؛ اما بر ذات [[الهی]] [[قائم]] نیست، بلکه از آفریده‌های او است که در [[جبرئیل]] {{ع}} و [[پیامبران]] {{ع}} پدید می‌آید<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 386.</ref>.
#[[کلام]] [[خداوند]]، اصوات و حروف نیست؛ بلکه مفاهیمی است که بر [[ذات خدا]] [[استوار]] است و قدیم و ازلی است. این نظریه را [[اشاعره]] مطرح ساخته‌اند که [[قرآن]] را قدیم می‌دانند و معتقدند هر کس [[قرآن]] را حادث بشمارد، [[کافر]] است و قتلش [[واجب]]<ref>الملل و النحل‌، ۹۵ و ۹۶؛ پیام قرآن‌، ۴/ ۳۷۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 386.</ref>.
#[[کلام]] [[خداوند]] بدین معنا است که اصوات را می‌آفریند و به گوش پیامبرانش می‌رساند. از [[قرآن]] نیز برمی‌آید که در ماجرای سخن گفتن [[خدا]] با [[حضرت موسی]] {{ع}} اصوات را در درخت آفرید و از این گذر با این [[پیامبر]] سخن گفت<ref>{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي  إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى}}؛ سوره طه، آیه ۱۵- ۹.</ref>. این نظریه از آنِ [[متکلمان امامیه]] است. آنان معتقدند که سخن گفتنِ معمولِ [[انسان‌ها]] [[نیازمند]] جسم و عوارض جسمانی است که [[خداوند]] از آن منزه است. [[امامیه]] درباره [[قرآن]] بر این باورند که [[آیات قرآنی]] همان الفاظ و حروف است که گاه در قالب سخن- آن چنان که گفته شد- و گاه در شکل نوشته [[ظهور]] می‌یابد و بدین سان، [[کلام]] [[الله]]، حادث است نه قدیم. [[امام صادق]] {{ع}} در این باره می‌فرماید: "[[کلام الهی]]، حادث است نه ازلی؛ زیرا [[خداوند]] از ازل بوده است و [[متکلم]] نبوده است و سپس [[کلام]] را آفریده است"<ref>اصول کافی‌، ۱/ ۱۰۷؛ بحارالانوار، ۴/ ۶۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 387.</ref>.
*برخی [[متکلمان امامیه]] بر [[کلام الهی]] چنین [[استدلال]] آورده‌اند: [[خداوند]]، [[متکلم]] است و بر ایجاد [[کلام]]، [[توانایی]] دارد و [[دلیل]] آن، دو است:
#[[خداوند]] بر هر چیز [[قادر]] است. پس بر ایجاد [[کلام]] نیز [[توانایی]] دارد.
#همه [[پیامبران]] بر تکلم [[خداوند]] متفق‌اند و از سوی او کتاب آورده‌اند و همچنین عقلای بنی [[آدم]] نیز بر [[کلام الهی]] اتفاق دارند<ref>انیس الموحدین‌، ۶۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 387.</ref>.


==منابع==
بنابر دیدگاه متکلمان امامیه کلام خداوند بدین معناست که اصوات را می‌آفریند و به گوش پیامبرانش می‌رساند. از قرآن نیز برمی‌آید که در ماجرای سخن گفتن خدا با [[حضرت موسی]]{{ع}} اصوات را در درخت آفرید و از این گذر با این [[پیامبر]] [[سخن]] گفت<ref>{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى}}؛ سوره طه، آیه ۱۵- ۹.</ref>. آنان معتقدند سخن گفتنِ معمولِ [[انسان‌ها]] نیازمند جسم و عوارض جسمانی است که [[خداوند]] از آن [[منزه]] است. [[امامیه]] درباره قرآن بر این باورند که [[آیات قرآنی]] همان الفاظ و حروف است که گاه در قالب سخن و گاه در شکل نوشته ظهور می‌یابد و بدین‌سان، کلام الله، حادث است نه قدیم. [[امام صادق]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: "[[کلام الهی]]، حادث است نه ازلی؛ زیرا [[خداوند]] از ازل بوده است و متکلم نبوده است و سپس [[کلام]] را [[آفریده]] است"<ref>اصول کافی‌، ۱/ ۱۰۷؛ بحارالانوار، ۴/ ۶۸.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۸۶ ـ ۳۸۷؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۷۰-۱۷۱.</ref>
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]


==جستارهای وابسته==
== حقیقت کلام الهی در [[قرآن]] و روایات ==
نظر مکتب امامیه، در حقیقت برگرفته از دو منبع قرآن و [[روایت]] است. در [[قرآن کریم]] از چهار نوع کلام الهی [[سخن]] به میان آمده است:
# '''کلام لفظی:''' این کلام، با [[خلق]] حروف و اصوات صورت می‌‌گیرد، مثل سخن گفتن خدا با [[موسی]]<ref>سوره قصص، آیه ۳۰.</ref> [[علامه مجلسی]] همین نظریه را قبول دارد<ref>بنگرید به: مجلسی، بحارالأنوار، ج۴، ص۱۵۰.</ref>؛
# '''کلام ایجایی:''' این کلام، با القای معنی بدون واسطه یا با واسطه ایجاد می‌‌شود:<ref>سوره شعراء، آیه ۱۹۳- ۱۹۴؛ سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>؛
# '''[[کلام]] فعلی:''' این کلام، همان [[حقیقت]] وجود اشیاء است. [[قرآن]] از [[حضرت عیسی]] و القای آن به<ref>سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> و بلکه از تمام [[مخلوقات]] و [[نعمت‌ها]] به عنوان "کلمة الله" یاد کرده است<ref>سوره لقمان، آیه ۲۷.</ref>؛
# '''کلام [[قضایی]]:''' این کلام، همان [[قضا]] و حکم الهی است<ref>این قسم به همان کلام فعلی باز می‌گردد؛ چراکه قضا از افعال خداوند است.</ref>.


==پانویس==
همچنین از نظر مکتب [[اهل بیت]]{{ع}}، ما سوی الله مخلوق است. [[امام رضا]]{{ع}} در نامه‌ای به [[شیعیان]] [[بغداد]] فرمودند:" [[خالق]] فقط خدا و غیر او مخلوق است و [[قرآن]] [[کلام]] خداست و اسمی غیر از این بر آن نگذارید که از [[گمراهان]] خواهید بود"<ref>صدوق، التوحید، باب ۳۰، ح۴.</ref> همچنین [[امام صادق]]{{ع}} در جواب این نکته [[ابابصیر]] پاسخ داد: {{متن حدیث| الْكَلَامُ مُحْدَثٌ، كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَيْسَ‏ بِمُتَكَلِّمٍ‏، ثُمَ‏ أَحْدَثَ‏ الْكَلَامَ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۴، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۷۱-۱۷۲.</ref>
{{یادآوری پانویس}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:صفات خدا]]
[[رده:کلام خدا]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۴

مقدمه

بنابر آیات و روایات خداوند با برخی پیامبران(ع) سخن گفته است[۱]. در برخی آیات و روایات نیز آمده است که خداوند در قیامت با برخی انسان‌ها سخن نمی‌گوید و بدانان نمی‌نگرد[۲]. همه مسلمانان متفق‌اند که خداوند متکلم است و سخن می‌گوید؛ اما سخن گفتن خداوند همچون سخن گفتن انسان نیست.

انسان به مدد اعضای بدن خویش و اصوات و حروف سخن می‌گوید. این گونه تکلم، ویژه انسان است و خداوند از آن منزه است؛ زیرا لازمه آن، جسمانی بودن است و خداوند جسم نیست. تفسیر حقیقت کلام الهی و مسائل پیرامون آن، در برهه‌ای از تاریخ اسلام جامعه مسلمانان را دچار بحران ساخت و حتی خون‌هایی نیز پای آن ریخته شد[۳].

بنابر دیدگاه متکلمان امامیه کلام خداوند بدین معناست که اصوات را می‌آفریند و به گوش پیامبرانش می‌رساند. از قرآن نیز برمی‌آید که در ماجرای سخن گفتن خدا با حضرت موسی(ع) اصوات را در درخت آفرید و از این گذر با این پیامبر سخن گفت[۴]. آنان معتقدند سخن گفتنِ معمولِ انسان‌ها نیازمند جسم و عوارض جسمانی است که خداوند از آن منزه است. امامیه درباره قرآن بر این باورند که آیات قرآنی همان الفاظ و حروف است که گاه در قالب سخن و گاه در شکل نوشته ظهور می‌یابد و بدین‌سان، کلام الله، حادث است نه قدیم. امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: "کلام الهی، حادث است نه ازلی؛ زیرا خداوند از ازل بوده است و متکلم نبوده است و سپس کلام را آفریده است"[۵].[۶]

حقیقت کلام الهی در قرآن و روایات

نظر مکتب امامیه، در حقیقت برگرفته از دو منبع قرآن و روایت است. در قرآن کریم از چهار نوع کلام الهی سخن به میان آمده است:

  1. کلام لفظی: این کلام، با خلق حروف و اصوات صورت می‌‌گیرد، مثل سخن گفتن خدا با موسی[۷] علامه مجلسی همین نظریه را قبول دارد[۸]؛
  2. کلام ایجایی: این کلام، با القای معنی بدون واسطه یا با واسطه ایجاد می‌‌شود:[۹]؛
  3. کلام فعلی: این کلام، همان حقیقت وجود اشیاء است. قرآن از حضرت عیسی و القای آن به[۱۰] و بلکه از تمام مخلوقات و نعمت‌ها به عنوان "کلمة الله" یاد کرده است[۱۱]؛
  4. کلام قضایی: این کلام، همان قضا و حکم الهی است[۱۲].

همچنین از نظر مکتب اهل بیت(ع)، ما سوی الله مخلوق است. امام رضا(ع) در نامه‌ای به شیعیان بغداد فرمودند:" خالق فقط خدا و غیر او مخلوق است و قرآن کلام خداست و اسمی غیر از این بر آن نگذارید که از گمراهان خواهید بود"[۱۳] همچنین امام صادق(ع) در جواب این نکته ابابصیر پاسخ داد: « الْكَلَامُ مُحْدَثٌ، كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَيْسَ‏ بِمُتَكَلِّمٍ‏، ثُمَ‏ أَحْدَثَ‏ الْكَلَامَ»[۱۴].[۱۵]

منابع

پانویس

  1. ﴿ رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ سوره نساء، آیه ۱۶۵؛ ﴿وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ؛ سوره اعراف، آیه ۱۴۹.
  2. ﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ سوره آل عمران، آیه ۷۸؛ بحارالانوار، ۴/ ۶۸؛ اصول کافی‌، ۱/ ۱۰۷؛ الملل و النحل‌، ۱/ ۱۰۶.
  3. الفوائد البهیة فی شرح عقائد الامامیة، ۲۲۳؛ پیام قرآن‌، ۴/ ۳۷۸.
  4. ﴿وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى؛ سوره طه، آیه ۱۵- ۹.
  5. اصول کافی‌، ۱/ ۱۰۷؛ بحارالانوار، ۴/ ۶۸.
  6. فرهنگ شیعه، ص۳۸۶ ـ ۳۸۷؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۷۰-۱۷۱.
  7. سوره قصص، آیه ۳۰.
  8. بنگرید به: مجلسی، بحارالأنوار، ج۴، ص۱۵۰.
  9. سوره شعراء، آیه ۱۹۳- ۱۹۴؛ سوره شوری، آیه ۵۱.
  10. سوره نساء، آیه ۱۷۱.
  11. سوره لقمان، آیه ۲۷.
  12. این قسم به همان کلام فعلی باز می‌گردد؛ چراکه قضا از افعال خداوند است.
  13. صدوق، التوحید، باب ۳۰، ح۴.
  14. مجلسی، بحار الانوار، ج۴، ص۶۸.
  15. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۷۱-۱۷۲.