لیبرالیسم در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-</div>\n<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> +</div>)) |
(←منابع) |
||
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = لیبرالیسم | |||
| عنوان مدخل = لیبرالیسم | |||
| مداخل مرتبط = [[لیبرالیسم در کلام اسلامی]] - [[لیبرالیسم در فلسفه دین و کلام جدید]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''لیبرالیسم''' به معنای [[آزادی]] [[انسان]] از هر گونه قید است که به لیبرالیسم [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] تقسیم میشود. مبانی لیبرالیسم تکیه بر [[عقل]] بدون در نظر گرفتن [[وحی]]؛ [[آزادی]] مبتنی بر فردگرایی ([[اومانیسم]]) و [[تساهل و تسامح]] با رویکرد نسبیتگرایی مدرن است. درحالی که [[اسلام]] با هرگونه [[بندگی]] غیر [[خدا]] مخالف است و موافق [[آزادی عقیده]]، [[اندیشه]]، [[آزادی بیان]] و آزادی در [[رفتار]] است. | |||
== مقدمه == | |||
لیبرالیسم، خواهان درجاتی از [[آزادی]] در برابر تسلط یا [[هدایت]] [[دولت]] و یا هر مؤسسه دیگر است که تهدیدکننده [[آزادی]] [[بشر]] باشد<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ۱/ ۶۹۴.</ref>. لیبرالیسم، که خود از مؤلفههای مدرنیسم است، در نظر و عمل از پروتستانتیسم- [[نهضت]] [[اصلاح]] [[دینی]]- در قرن ۱۶ میلادی بسیار مدد گرفته است<ref>لیبرالیسم، مهدی براتعلیپور/ ص ۱۷- ۱۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۴.</ref> | |||
< | |||
< | |||
== | == تقسیمات == | ||
لیبرالیسم را میتوان به دو قسم [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] تقسیم کرد؛ لکن ما فقط به بررسی لیبرالیسم [[فرهنگی]] میپردازیم. لیبرالیسم [[فرهنگی]] نیز خود به سه شاخه [[سیاسی]]، [[اخلاقی]] و الهیاتی تقسیم میشود. نقطه اشتراک این سه شاخه، جانبداری از آزادیهای فردی و [[اجتماعی]] به شکل افراطی، [[ترویج]] [[تساهل و تسامح]] به گونه اباحهگری و [[مقید]] نبودن به امر مطلق است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۴-۳۹۵.</ref>. | |||
== | == مبانی [[فکری]] == | ||
عناصر اصلی [[تفکر]] لیبرالیستی عبارتاند از: تکیه بر [[عقل]] بدون در نظر گرفتن [[وحی]]؛ [[آزادی]] مبتنی بر فردگرایی ([[اومانیسم]])؛ [[تساهل و تسامح]] با رویکرد نسبیتگرایی مدرن. لیبرالیستها درباره [[آزادی]] معتقدند که [[وحدت دین]] برای تنظیم [[مصالح جامعه]] ضروری نیست و [[قانون]] باید عهدهدار [[آزادی]] [[عقیده]] باشد<ref>فرهنگ فلسفی، ۳۰۹ و ۳۱۰.</ref>. آزادیخواهی لیبرالیستها تا جایی پیش میرود که مرزهای [[دین]] را درنوردیده، [[انسان]] مدرن را برای تکلیفگریزی و بیقیدی نسبت به [[آموزههای دینی]] محق میپندارد. از این رو، لیبرالیسم، [[حاکمیت الهی]] را در [[جهان]] نمیپذیرد<ref>لیبرالیسم، راین هارد کونل/ ۲۳- ۱۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵.</ref> | |||
== | == معنای [[آزادی]] از نظرگاه [[دینی]] == | ||
[[قرآن]] میگوید، [[انسان]] موجودی مختار و آزاد است و سرنوشتش به دست خود او است. هر کس میخواهد [[ایمان]] آورد و هر کس میخواهد [[کافر]] شود<ref>{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا }}؛ سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>؛ ولی در برابر راهی که برمیگزیند، [[مسئول]] است. این دیدگاه مطابق با [[حکمت الهی]] در کسب [[پاداش اخروی]] است. از این رو، آزاد بودن [[انسان]] در [[اعمال]] و [[رفتار]]، نقطه قوت [[آفرینش]] او است. بنابر این، اصل [[آزادی]] در [[اسلام]] پذیرفته شده است هر چند [[مؤمنان]]، [[آزادی]] خود را در چارچوب حدود و [[قوانین الهی]] جای میدهند. از نظرگاه [[اسلامی]]، [[انسان]] برای [[تکامل]] و رشد آزاد است تا بتواند [[سعادتمند]] شود. در این راه باید به [[آموزههای دینی]] [[پایبندی]] کند. [[آزادی]] حیوانی- یعنی [[آزادی]] مطلق [[شهوت]] و [[هوا و هوس]] و [[دنیاپرستی]]- مورد تأیید [[اسلام]] نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵.</ref>. | |||
== | == حدود [[آزادی]] در [[اسلام]] == | ||
# '''[[آزادی]] [[عقیده]]:''' از نظرگاه [[اسلامی]]، [[انتخاب]] [[عقیده]]، اجبارپذیر نیست<ref>{{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }}؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و [[انسان]] به لحاظ [[تکوینی]] آزاد است و در [[گزینش]] هیچ [[دینی]] مجبور نیست؛ ولی به لحاظ [[تشریعی]] باید [[دین حق]] را بپذیرد، و چون میپذیرد، باید طبق آن [[رفتار]] کند<ref>فلسفه حقوق بشر، ۱۹۰.</ref>. | |||
# '''[[آزادی]] [[اندیشه]]:''' [[اسلام]] [[اندیشه]] مفید و روشمند را میپذیرد؛ اندیشهای که [[انسان]] را به [[شناخت]] حیات معقول و ویژه خود راه نماید. | |||
# '''[[آزادی]] بیان:''' در دیدگاه [[اسلامی]] نه تنها بیان حقیقت روا و آزاد است، بلکه کسانی که از نیروی بیان و [[تبلیغ]] حقایق برخوردارند، موظفاند بدین کار [[همت]] گمارند<ref>{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۷۱؛ اصول کافی، ۱/ ۱۱۷.</ref>. البته [[آزادی]] بیان نباید موجب تضییع [[حقوق]] مادی و [[معنوی]] افراد و [[جامعه]] شود. | |||
# '''[[آزادی]] [[رفتار]]:''' [[آیین اسلام]]، [[انسان]] را در رفتارهایش آزاد میداند؛ اما برای اینکه به خود و دیگران آسیب نرساند، قیدها و محدودیتهایی برای آن برنهاده است؛ بدین صورت که هر کس باید در رفتارهای خصوصی و جمعیاش، به [[ارزشهای دینی]]، [[اخلاقی]] و انسانی، [[پایبندی]] کند. | |||
# '''رهایی از هر نوع [[بردگی]]:''' [[دین اسلام]] با هر گونه [[بندگی]] غیر [[خدا]] مخالف است و در آموزههای عملی و نظری خود میکوشد تا این پدیده را از میان بردارد<ref>گفتارهای معنوی، ۱۵- ۱۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۵-۳۹۶.</ref> | |||
== | == نتیجه== | ||
آنکه، از نظرگاه [[اسلامی]]، [[بشر]] آزاد است تا بتواند به [[خوشبختی]] و [[رفاه]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] برسد. از این رو، چارهای نیست مگر به [[آموزههای دینی]] [[پایبندی]] کند. [[اسلام]]، رهایی مطلق شهوات و [[هوا و هوس]] و [[تجاوز]] به [[آزادی]] دیگران را نمیپذیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۹۶.</ref>. | |||
== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:اصطلاحات سیاسی]] | ||
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] | [[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] | ||
[[رده:مدخلهای تلخیص شده]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۲۲
لیبرالیسم به معنای آزادی انسان از هر گونه قید است که به لیبرالیسم فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تقسیم میشود. مبانی لیبرالیسم تکیه بر عقل بدون در نظر گرفتن وحی؛ آزادی مبتنی بر فردگرایی (اومانیسم) و تساهل و تسامح با رویکرد نسبیتگرایی مدرن است. درحالی که اسلام با هرگونه بندگی غیر خدا مخالف است و موافق آزادی عقیده، اندیشه، آزادی بیان و آزادی در رفتار است.
مقدمه
لیبرالیسم، خواهان درجاتی از آزادی در برابر تسلط یا هدایت دولت و یا هر مؤسسه دیگر است که تهدیدکننده آزادی بشر باشد[۱]. لیبرالیسم، که خود از مؤلفههای مدرنیسم است، در نظر و عمل از پروتستانتیسم- نهضت اصلاح دینی- در قرن ۱۶ میلادی بسیار مدد گرفته است[۲].[۳]
تقسیمات
لیبرالیسم را میتوان به دو قسم فرهنگی و اقتصادی تقسیم کرد؛ لکن ما فقط به بررسی لیبرالیسم فرهنگی میپردازیم. لیبرالیسم فرهنگی نیز خود به سه شاخه سیاسی، اخلاقی و الهیاتی تقسیم میشود. نقطه اشتراک این سه شاخه، جانبداری از آزادیهای فردی و اجتماعی به شکل افراطی، ترویج تساهل و تسامح به گونه اباحهگری و مقید نبودن به امر مطلق است[۴].
مبانی فکری
عناصر اصلی تفکر لیبرالیستی عبارتاند از: تکیه بر عقل بدون در نظر گرفتن وحی؛ آزادی مبتنی بر فردگرایی (اومانیسم)؛ تساهل و تسامح با رویکرد نسبیتگرایی مدرن. لیبرالیستها درباره آزادی معتقدند که وحدت دین برای تنظیم مصالح جامعه ضروری نیست و قانون باید عهدهدار آزادی عقیده باشد[۵]. آزادیخواهی لیبرالیستها تا جایی پیش میرود که مرزهای دین را درنوردیده، انسان مدرن را برای تکلیفگریزی و بیقیدی نسبت به آموزههای دینی محق میپندارد. از این رو، لیبرالیسم، حاکمیت الهی را در جهان نمیپذیرد[۶].[۷]
معنای آزادی از نظرگاه دینی
قرآن میگوید، انسان موجودی مختار و آزاد است و سرنوشتش به دست خود او است. هر کس میخواهد ایمان آورد و هر کس میخواهد کافر شود[۸]؛ ولی در برابر راهی که برمیگزیند، مسئول است. این دیدگاه مطابق با حکمت الهی در کسب پاداش اخروی است. از این رو، آزاد بودن انسان در اعمال و رفتار، نقطه قوت آفرینش او است. بنابر این، اصل آزادی در اسلام پذیرفته شده است هر چند مؤمنان، آزادی خود را در چارچوب حدود و قوانین الهی جای میدهند. از نظرگاه اسلامی، انسان برای تکامل و رشد آزاد است تا بتواند سعادتمند شود. در این راه باید به آموزههای دینی پایبندی کند. آزادی حیوانی- یعنی آزادی مطلق شهوت و هوا و هوس و دنیاپرستی- مورد تأیید اسلام نیست[۹].
حدود آزادی در اسلام
- آزادی عقیده: از نظرگاه اسلامی، انتخاب عقیده، اجبارپذیر نیست[۱۰] و انسان به لحاظ تکوینی آزاد است و در گزینش هیچ دینی مجبور نیست؛ ولی به لحاظ تشریعی باید دین حق را بپذیرد، و چون میپذیرد، باید طبق آن رفتار کند[۱۱].
- آزادی اندیشه: اسلام اندیشه مفید و روشمند را میپذیرد؛ اندیشهای که انسان را به شناخت حیات معقول و ویژه خود راه نماید.
- آزادی بیان: در دیدگاه اسلامی نه تنها بیان حقیقت روا و آزاد است، بلکه کسانی که از نیروی بیان و تبلیغ حقایق برخوردارند، موظفاند بدین کار همت گمارند[۱۲]. البته آزادی بیان نباید موجب تضییع حقوق مادی و معنوی افراد و جامعه شود.
- آزادی رفتار: آیین اسلام، انسان را در رفتارهایش آزاد میداند؛ اما برای اینکه به خود و دیگران آسیب نرساند، قیدها و محدودیتهایی برای آن برنهاده است؛ بدین صورت که هر کس باید در رفتارهای خصوصی و جمعیاش، به ارزشهای دینی، اخلاقی و انسانی، پایبندی کند.
- رهایی از هر نوع بردگی: دین اسلام با هر گونه بندگی غیر خدا مخالف است و در آموزههای عملی و نظری خود میکوشد تا این پدیده را از میان بردارد[۱۳].[۱۴]
نتیجه
آنکه، از نظرگاه اسلامی، بشر آزاد است تا بتواند به خوشبختی و رفاه دنیوی و اخروی برسد. از این رو، چارهای نیست مگر به آموزههای دینی پایبندی کند. اسلام، رهایی مطلق شهوات و هوا و هوس و تجاوز به آزادی دیگران را نمیپذیرد[۱۵].
منابع
پانویس
- ↑ فرهنگ علوم سیاسی، ۱/ ۶۹۴.
- ↑ لیبرالیسم، مهدی براتعلیپور/ ص ۱۷- ۱۵.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۹۴.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۹۴-۳۹۵.
- ↑ فرهنگ فلسفی، ۳۰۹ و ۳۱۰.
- ↑ لیبرالیسم، راین هارد کونل/ ۲۳- ۱۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۹۵.
- ↑ ﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴾؛ سوره کهف، آیه ۲۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۹۵.
- ↑ ﴿لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴾؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.
- ↑ فلسفه حقوق بشر، ۱۹۰.
- ↑ ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾؛ سوره آل عمران، آیه ۷۱؛ اصول کافی، ۱/ ۱۱۷.
- ↑ گفتارهای معنوی، ۱۵- ۱۲.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۹۵-۳۹۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۹۶.